موضوع :
راههاي رسوخ مُدهاي غير متعارف
بر جامعه
تقديم به :
– جوانان با استعداد ايران اسلامي در تشخيص مُدها و الگوهاي هنجار از ناهنجار
– صاحبنظران فرهنگي و اجتماعي در شناخت هر چه بيشتر اين فرايند
– مسئولان و مديران در برخورد با اين پديده
– پدران و مادران در شناخت نيازها و الگوها
– صدا و سيما در تبشير و تبليغ الگوهاي هنجار از ناهنجار
تقديم و تشكر؛
تشكر و قدرداني از كه گويم كه هر چه دارم و هرچه به دست مي آورم از اوست ايزد مناني كه با او شروع كردم و با ياد او كار كردم و با خواست او پايان مي رسانم.
و تشكر و قدر داني از استاد نمونه آقاي دكتر جليلي و همينطور از مادر مهربان و همسر فداكارم كه بعد از خداي مهربان او يار وياور من بوده و در اين چند سالة پشتيبان من بوده تا من به كمال آرامش و اطمينان تحصيل كنم.
قدرداني
هر پژوهش و تحقيقي مستلزم استفاده از منابع و مؤاخذ كتبي و شفاهي و انساني و ابزاري و تكنيكي و فني و آماماري و خدماتي گوناگوني است كه با استفاده از امكانات و خدمات اين بخش ها اهداف پروژه ها و تحقيق ها محقق مي گردد . اين پژوهش نيز از اين امر مستثني نبوده و در تهيه و تدارك منابع و مآخذ و تدوين مباني نظري و تئوريك و نيز طرح تحقيق و جمع آوري اطلاعات و داده ها از افراد و آثار و منابع متعددي استفاده شده است كه به حسب وظيفه ضمن قدرداني و تشكر و سپاسگذاري از همه آنها به موارد مهم استفاده اشاره مي كنيم:
1- از مسئولين كتابخانه هاي پيام نور و دانشگاه آزاد اسلامي ابهر در استفاده از منابع
2- از مسئولين كتابخانه هاي علامه طباطبايي ابهر و كتابخانه عمومي شناط در تهيه و ارائه منابع
3- از دانشجويان و همكلاسي هاي دانشگاهي در تهيه و امكانات ادامه تحقيق
4- از جوانان و نوجوانان در شركت در جمع آوري اطلاعات و تنظيم و تكميل پرسشنامه
5- از پدر و مادر خانواده ام در تحمل و تشويق اينجانب به ادانه كار و تهيه و اتمام اين پروژه
6- و از همه مهم تر از استادفرزانه ام دكتر جليلي كه گام به گام در تهيه و نگارش اين پروژه از هيچ كوششي دريغ نورزيدند و از خداوند براي ايشان و ساير مساعدت كنندگان خير دنيا و سعادت آخرت مسئلت مي نمايم.
زهرا گوهرآمالي
فهرست مطالب
عنوانصفحه
فصل اول
(كليات تحقيق)
مقدمه2
كليات4
اهميت مسئله7
اهداف تحقيق10
متغيرهاي تحقيق،فرضيه و سؤالات تحقيق11
تعاريف واژه ها و اصطلاحات13
فصل دوم
(ادبيات و پيشينه تحقيق)
تقليد و مدگرايي در يادگيري بوسيكه مشاهده15
نظريه هاي تقليد17
ارزيابي نظريه هاي تقليد33
عواملي كه بر احتمال وقوع تقليد اثر مي گذارند37
انگيزش پيشرفت45
فوبيها و ترسها و شناخت ها53
سرمشق گيري در رفتار درماني58
فراگيري رفتارهاي جديد63
خلاصه فصل67
فصل سوم
(روش تحقيق)
روش تحقيق71
نمونه آماري و حجم نمونه72
ابزار گردآوري اطلاعات74
روش گردآوري اطلاعات75
روش آماري76
فهرست مطالب
عنوانصفحه
فصل چهارم
(تجزيه و تحليل داده ها)
تجزيه و تحليل توصيفي78
نمودار فراواني81
تفسير آماري82
تفسير درصدي84
تحليل آماري86
نتيجه آماري88
فصل پنجم
(نتيجه گيري)
نتيجه گيري90
محدوديت ها و ملاحظات پژوهش93
پيشنهادات94
منابع و مآخذ95
پرسشنامه96
فصل 1
مقدمه
( کليات ) بيان مسئله
اهميت مسئله
اهداف و مقاصد تحقيق
متغيرهاي تحقيق
فرضيات و سوالات تحقيق
” مقدمه ”
جامعه خود به خود معني و مفهوم ندارد . اصولاً جامعه مفهومي انتزاعي و ساخته تفکرات و ذهني بشري است که در اثر اجتماع و جمع شدن عده اي از افراد و اعضاي خانواده در يک مجموعه و محله و اقليم و مکان اطلاق مي گردد و چون بشر از آغاز خلقت به صورت جمعي زندگي کرده و براي رفع نيازهاي اوليه و برقراري نيازهاي ارتباطي و نيز عاطفي و ترس از خطرات حيوانات درنده و رعد و برق و سيل و زلزله سعي در گردهم آيي و در کنار هم زيستن داشته اند . ( کاردان ، 1373)
هر امر اجتماعي و پديده اجتماعي عبارت است ، هر موقعيت ، هر رابطه يا واقعيتي که به نحوي يکي از جنبه هاي حيات اجتماعي را توجيه کند.
( محسني منوچهر ، 1366 ) “16”
بنابراين اجتماعي بودن موجود انسان امري مسلم و علي حده ( عليحده ) است و رفع نيازهاي انساني بوسيله يکديگر يک پديده طبيعي و اجتناب ناپذير است پس قلمرو انسان ها در گروه و روابط بين آنها در بستري از نيازهاي طبيعي و اجتماعي و عاطفي و … در روي کره خاکي پراکنده و مستتر است .
امروزه نيازها متنوع و پيچيده نشده و هزاران نياز اقتصادي ، اجتماعي ، هنري ، علمي ، فني ، تحصيم ، عاطفي ، ورزشي و … درهم تنيده شده اند و با توجه به رشد و توسعه تکنولوژي و ارتباطات ، هنسون ، تکنولوژي هاي جديد ارتباطي ، 1373 ترجمه حيدري ) .
سرعت ارتباط و انتقال پيام ها چه از نوع پيام هاي شغلي و تحصيلي و علمي و پژوهشي و اقتصادي و سياسي و چه از نوع هنري و اجتماعي و ورزشي و غيره به سرعت در سراسر جهان پراکنده و دريافت مي گردد . آنچنانکه اگر در کره زمين در بالاترين نقطه قطب شمال اتفاقي بيفتد در جنوبي ترين نقطه کره زمين در طول فقط چند دقيقه ارتباط برقرار و پيام قابل شنيدن و ديدن و … مي باشد .
اين مسئله در مورد امور و پديده هاي نابهنجار نيز وجود دارد و گروه هاي زيرزميني و مافيا مي توانند اطلاعات و پيام ها را در کوتاه ترين زمان به گيرندگان خود منتقل کنند . در اين تحقيق نوع ديگري از نفوذ و رسوخ در اجتماعات مختلف را در نظر داريم که پديده ها و امور و رفتارهاي مدي
( Fashen ) که برخي حتي مورد قبول هنجارهاي جامعه ما نيستند . چگونه وارد جامعه شده و ترويج مي شدند و راه هاي مقابله با آن چگونه است ؟

” کليات ”
بيان مسئله
وَ کَذلِکَ سَوَّلَت لي نَفسي ( طه ، 96 )
نفس من کار مرا برايم زيبا جلوه مي دهد . ( نصري ، 1372) “7/3″
همه صاحب نظران و انديشمندان و حکما و فيلسوفان و متخصصان قديم و جديد معتقدند که نيازهاي انساني دو قسم است . الف) نيازهاي اوليه ب) نيازهاي ثانويه
نيازهاي اوليه شامل نياز به غذا ، پوشاک ، امنيت ، مکان ، توليد مثل ، درماني و … و نيازهاي ثانويه مثل تفريح و ورزش و هنر و …
در همه دنيا نيازهاي اوليه اصل است و همه کشورها و دولت ها هر کدام به نوعي از طريق برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي و طرح ها و لوايح گوناگون حمايتي و تشويقي و ضمانت کاشت و داشت و برداشت محصولات و توليدات و نظام عرضه و تقاضا به همه مردم شهرها و روستا خدمات مختلف اجتماعي و مدني ارائه مي نمايد .
در بعد اجتماعي روابط گروه ها و اجتماعات از طريق نهادها و موسسات و سازمان ها شکل مي گيرد و در اين برهه قانون و روابط سنتي و مذهبي و ارتباطي با هم تلفيق شده و فرهنگ و تمدن هر جامعه را شکل مي دهد .
( عاري نژاد ، 1365)
روابط پيچيده مردم با يکديگر و گروه ها با گروه هاي ديگر در شيوه هاي رسمي و غيررسمي و در قالب قوانين و مقررات اجتماعي و اخلاق و آداب و رسوم و سنت هاي ديني و اعتقادي مجموعه گسترده اي از رفتارهاي مختلف در زمينه هاي پوشاک و خوراک و روابط اجتماعي و اخلاق و نگرش ها و گرايش ها را بوجود مي آورد .
مثلاً گروه هاي دانش آموزي با ارشاد اسلامي و معلمان و خانواده ها و فعاليت هاي کتابخانه اي و گروه هاي تحصيلي و آموزش کنکور در ارتباط هستند . و اين نهادها خود با نهادهاي بزرگتر نظير وزارت فرهنگ و آموزش و پرورش و آموزش عالي و غيره در ارتباط هستند . صدا و سيما و روزنامه ها و مجلات و بولتن هاي خبري و ورزشي اين روابط را برجسته و اطلاع رساني مي کند و چون خود وسايل ا رتباط جمعي و خبرنگاران و راديو و تلويزيون از ماهواره و روابط بين الملل تاسي و تاثير مي گيرند ممکن است . رفتار و مدل آموزشي و طرز ارائه جديد تدريس و کتاب نوين و قابل اعتمادي و يا افراد موفقي و يا دانشگاه ها معتبر جهاني را به تبليغ بکشد و از اين نقطه نظر عده اي از دانش جويان و دانش آموزان علاقه خاصي به فردي که از خارج مورد تبليغ واقع شده قرار بگيرند و براي همنوايي و همرنگي با آن لباس خود را همرنگ و هم شکل لباس ايشان قرار دهند و حرکات و سکنات خود را با حرکات و رفتارها و سکنات آن فرد متناسب سازند و اين اولين قدم رسوخ و مدگرايي در ميان نوجوانان و جوانان مي گردد.
امروزه ارتباطات از نوع موبايل ، ماهواره ، تلويزيون ، جرايد و روزنامه ها بسيار گسترده شده است و شبکه هاي ماهواره اي در سراسر جهان قابل دسترس هستند . و گيرنده هاي تلويزيوني در ساعات آخر شب جوانان و نوجوانان و حتي خانواده ها را به خود مشغول مي دارد و در اين برنامه ها سياست ها و اقتصاد و هر و ورزش و مبادلات مختلف اجتماعي و هنري و سينمايي و تبليغي به شدت تبليغ مي گردد.
در جامعه ما براي پوشش و خوراک و رفتارها هنجارهاي ديني و اسلامي و حد و مرز تعيين شده وجود دارد . و عده اي از جوانان و نوجوانان خود را ملزم و راضي به اطاعت و تبعيت از اين الگوها و مدل هاي هنجار شده نمي دانند و با تماشاي فيلم هاي سينمايي و ماهواره اي و مشاهده افراد و هنرمندان و چهره هاي شناخته شده جهاني در قالب فيلم ها و تبليغات کالايي و هنري و ورزشي به شدت تمايل ودرون خود را از الگو پذيري وتبعيت و پيروي از نوع رفتار وپوشش و حرکات و رفتارهاي فرد مورد علاقه قرار مي دهند و از روز بعد لباس آن هنر پيشه و يا چهره آرايي آن چهره سينمايي و يا طرز راه رفتن فلان ورزشکار خارجي و لباس ها و خال کوبي ها و غيره در ميان جوانان مد و فراوان مي شود و ظاهراً هم هيچگونه خلافي از فرد سرنزده است و ولي ترويج و گسترش اين رفتارها و اوج و تعميم آن باعث نهادي شدن آن رفتار و همگاني شدن آن رفتار درميان جامعه مي گردد . و فرهنگ و تمدن ما را تحت الشعاع قرار ميدهد .
برهنگي و نمايش اندام وارگي در غرب در چند دهه گذشته به شدت رونق و گسترش يافته است و زنان و مردان بدون هيچ محدوديتي آزادند هر گونه لباس و از هر جنس با هر مدل و اندازه و رنگي را در کوچه و بازار و محل کار و تحصيل بپوشند ريشه اين تمايل هرچه باشد قابل بحث در اين گفتار نيست ولي تبعات آن باعث مي شود که حجب و حيا و حريم اخلاقي خانواده ها در هم ريخته شود و هيچ حدو مرزي در ميان زنان و مردان و دختران و پسران وجود نداشته باشد و اعتقادات و باورهاي اصيل ديني و اعتقادي که در طول هزاران سال و با خون و دل ايثار جان ها و محو تمدن ها و غارت کشورها و سرمايه هاي عظيم انساني و اقتصادي و نوشتن هزاران جلد کتاب و اثر و شعر و ادبيات و حکمت و انديشه بوجود آمده و در روح و جان و شخصيت افراد دروني و فطري شده با يک بي توجهي و رسوخ يک رفتار نا شناخته و هوس آلود و بي معني خارجي مورد .هجمه و هجوم قرار گيرد و اساس و ارکان ديني و ادبي و فرهنگي و … هر جامعه و ملتي مورد تهديد قرار گيرد . و اين امر يا پديده در لحظه اول و الگوپذيري شايد هيچگونه منافاتي با مختصات و ساخت و چهارچوب نظام نداشته باشد ولي آنگاه که عده کثيري ازمردم به آن پرداختندو همه کشور تحت تاثير اين مد و لباس واقع شد ضرر و آسيب هاي آنان نمايان مي شود .
اهميت مسئله :
اگر يکروز صبح از خواب برخيزيد و با تعجب ببينيد که مردم با شورت به خيابان آمده اند . زنان چادر و پوشش خود را کنار گذاشته اند و با دامن کوتاه و لباس هاي آستين کوتاه و چهره و موهاي باز و رنگ شده و تزيين شده و کفش هاي غير متعارف و پاشنه بلند و صورت گريم شده و ابروان تاب داده و صورت نقاشي شده و با يک سگ اهلي شده در خيابان آمدوشد مي کنند . و در برخورد با شما به جاي سلام از واژه هاي خرجي مثل oki و يا مرسي mersi و حرکات چشم و ابرو با شما ارتباط برقرار مي کنند . اين افراد به هنگام نهاردر خانه حاضر نمي شوند و با هرکس که ميل آنها مي کشد به رستوران مي روند و غذا صرف مي کنند .
و به هنگام شب به جاي حضور در خانواده تا ساعات آخرشب در پارتي هايي که هيچ ارتباطي سببي و نسبي با ايشان نداشته و فقط به دعوت يکي از آشنايان ساعتي يعني ( کسانيکه فقط در يک ساعت با هم آشنا شده و رفيق شده اند ) صورت گرفته و تا نزديکي هاي صبح به شرب خمر و رقص و دانس گروهي پرداخته اند و با مصرف داروها و قرص هاي هيجان آور و تکان دهنده انواع حرکات و رفتارهاي غير انساني و ضد اخلاقي انجام داده و مورد استفاده سود جويان جنسي و تبليغي قرار گرفته و از صحنه هاي رقص و بي هوشي و جنس بازي آنها نوار و فيلم تهيه شده و فرداي آنروز در کوچه و بازار و سوپر مارکت ها اين صحنه ها به فروش مي رسد . چه اتفاقي مي افتد ؟ در اينجا تکليف پدر چه مي شود ؟ آينده فرزندان چه مي شود ؟ بنيان خانواده چگونه مي گردد ؟ مسئله اعتقادات چه بلايي به سرش مي آيد ؟ تعصب و ايمان و آزادي و ارزش ومقام والاي انساني که از فرشته ها بالاتر است به کجا مي رود ؟ در يک جامعه اسلامي ارزش هاي خانوادگي وحريم خصوصي و باورهاي ديني و ادبيات ملي چه مي شود ؟
آيا طلاق زياد نمي شود ؟ آيا فرزندان دچار بحران هاي روحي و بي اعتمادي نمي گردند ؟ آيا جامعه اعتماد و اطمينان و امنيت خود را از دست نمي دهد ؟آيا قتل آدم کشي و مصرف اعتياد و الکل و قرص هاي روان گردان سلامت و صحت خانواده ها و افراد را تهديد نمي کند ؟ آيا انجام فرايض ديني و مذهبي به فراموشي سپرده نمي شود ؟ آيا آرمان هاي ملي و مذهبي مثل علاقه به قهرمانان و الگوهاي برتر ديني مثل امامان و پيامبران و ائمه فراموش نمي شود ؟ آيا چهره قهرمانان ادب و فرهنگ و شعر و قصه و شاعري و اساطيري نابود نمي شود ؟ آيا شدت اعمال پليس زياد نمي شود ؟ آيا قضاوت و مراکز قضايي مملو از شکايت و درگيريها و بهم ريختن عناصر دروني حريم خانواده ها نمي شود ؟ آيا شغل و تعهد و الزام به انجام کار براي رضاي خدا و رضايت مردم جاي خود را به هوس و روابط افراد و … نمي دهد ؟ آيا هرج و مرج وگناه و مصرف کالاهاي آرايشي زياد نمي شود ؟آيا مصرف گرايي و مدگرايي باعث تعطيلي کارگاههاي توليد نيازهاي اساسي و اصيل اوليه مثل توليد کشاورزي و صنعتي و باز گشايي کانون هاي هوس و مد و چهره نمايي وتوليد لباس هاي آنچناني و مصرف مواد مخدر و مهوش و … نمي شود ؟ و اقتصاد و اجتماع و تعليم و تربيت و تکنولوژي و صنعت و توليد کشاورزي جاي خود را به بي اعتمادي و رقص و مد گرايي و لذت هاي آني و هوس هاي زودگذر و تخريب اذهان عمومي و هدف هاي اصيل انساني و مذهبي و ملي نمي شود ؟
اهداف تحقيق :
هدف عمده تحقيق حاضر يک چيز است .
راه هاي رسوخ مد هاي غير متعارف در جامعه : اما اين جمله کوتاه و خبري بسيار عميق وگسترده است . در نتيجه با يک جمله و گزاره نمي توان به هدف ومقصود رسيد چنانچه امروزه دولت ها و ملت ها با برنامه ها و سياست ها در صدد جلوگيري از اين موضوع هستند ولي سال به سال ميزان و گستره نفوذ اين مدل هاي غير متعارف در جوامع مختلف زياد مي شود . بر اين اساس هدف هاي اين تحقيق عبارتند از :
1- تعريف مد يا مدل هاي غير متعارف
2- راه هاي نفوذ و ورود مدل هاي غير متعارف به جامعه
3- علل و عوامل پذيرش اين مدل ها و مد ها
4- طبقات و گرو هاي پذيرنده
5- آسيب هاي ناشي از اين نفوذ در ميان جامعه
6- سياست ها و خط مشي عمومي و سياست گزاران
7- وظايف و کارکرد هاي خانوادگي
8- وظايف و نقش نهادهاي مرتبط با مبارزه با نفوذ مدل هاي غير متعارف
9- نوزايي و تحولات در مدل هاي متعارف خودماني
10- فرهنگ سازي و مدل گرايي ملي و مذهبي
متغير هاي تحقيق :
در آغاز و معني و مفهوم اوليه تحقيق بنظر مي رسد . که تحقيق توصيفي و يک سويه است يعني چه راه هايي براي رسوخ مد در ايران بوجود آمده است . که کاملاً صحيح ودرست است . وميتوان با استفاده از منابع و کتاب ها و گزارش ها وبخصوص داده هاي جرايدي و انعکاسات را ديد و تلويزيون و ماهواره ها به اين امر پرداخت
اما در درون جمله و موضوع متغيرها وجود دارند .
متغير مستقل : راه هاي نفوذ و رسوخ مد
متغير وابسته : مدگرايي
يعني مي توان مدگرايي را در کنار راه هاي نفوذ و رسوخ آن کاملاً به تصوير کشيد و از طريق ادبيات و مباني نظري به بحث تقليد و انواع تقليد که مايه و زيربناي مد هستند ، پرداخت و در فصل سوم به راه هاي جلوگيري از اين عوامل اشاره و در يک فرآيند آماري اين تعامل و شرايط را بررسي کرد . که در اين تحقيق کاملاً و به صورت دقيق به موضوع تقليد به عنوان دست مايه مدگرايي اشاره شده است . و راه هاي رسوخ که در بيان مسئله به عمده آنها اشاره گرديد.
فرضيه و سوالات تحقيق :
– هر چقدر الگوهاي متعارف در جامعه کم باشد گرايش جوانان به الگوهاي متعارف افزايش مي يابد .
– هر چه ايستايي و رکود مدل لباس و رنگ و رفتار در جامعه کهنه و قديمي و متروک باشد توجه به مدل هاي وارداتي در ميان جوانان و نوجوانان افزايش مي يابد .
سوالات :
1- چه نوع از الگوها و مدهايي با هنجارها و باورهاي ما متناسب است ؟
2- جامعه ما خود چه الگوها و مدهايي دارد ؟
3- چه برتري هايي مدل ها و الگوهاي ما نسبت به الگوهاي وارداتي دارد ؟
4- چه کساني از الگوها و مدل هاي وارداتي استقبال مي کنند ؟
5- چه الگوها و مدل هايي نامتعارف هستند ؟
6- چگونه مي توان الگوها و مدل هاي داخلي را رواج و توسعه داد؟
7- چه راهکارهايي براي جلوگيري از ورود الگوها و مدل هاي نامتعارف وجود دارد؟
8- خانواده ها در اين زمينه چه نقشي دارند؟
9- دولت و سياستهاي دولتي در اين زمينه چه نقشي دارد؟
10- نهادها و ارگان ها ( راديو و تلويزيون و نهادهاي مرتبط ارشاد ، آموزش و پرورش ، تبليغات اسلامي وزارت خارجه ، وزارت اطلاعات و … ) در اين زمينه چه نقشي دارند ؟
تعاريف واژه ها و اصطلاحات :
تعاريف واژه ها و اصطلاحات در اين تحقيق همان تعاريف عملياتي هستند زيرا در تعاريف واژه ها و اصطلاحات واژه مبهم و گنگي وجود ندارد – که مي توان به واژه هاي زير اشاره کرد .
جوانان : گروه سني جواناني که از حدود 16 تا 22 سالگي قرار دارند .
( شعاري نژاد )
نوجوانان : گروه سني نوجواناني که در حدود 18 – 12 سالگي قرار دارند
( شعاري نژاد )
مد : فراواني يک رفتار به صورت افزايشي و مورد پسند در جامعه از سوي جوانان
مد : گاهي به لباس به مو و يا به طرز آرايش و رفتار و يا حتي بيان و سخن گفتن نيز مي انجامد . ( خانم رهبر – شب پنجشنبه 13 / 4 / 87 از شبکه 4 ساعت 5/10 شب )
تعاريف عملياتي :
مد : رفتاري که تکرار و اجراي آن در جامعه چشمگير و باعث الگو پذيذي سايرين به سوي افزايش قابل توجه کمي باشد ( رهبر – همان مآخذ)
فراواني : تعداد دفعات انجام و تکرار يک رفتار و يا يک پوشش در مورد جوانان ( دلاور 1371 )
تقليد : تبعيت و پيروي يک رفتار از يک منبع و الگو ( کاردان ، 1372)

فصل 2
ادبيات و پيشينه تحقيق
مباني نظري و تئوريک و تحقيقات و مطالعات
تقليد ومدل گرايي در يادگيري بوسيله مشاهده
بخش زيادي از يادگيري انسان از طريق شرطي سازي کلاسيک و در نتيجه تقويت يا تنبيه صورت نمي گيرد ، بلکه از طريق مشاهده انجام مي شود . دو روان شناس که نوشته ها و آزمايش هاي آنها مکرراً بر اين واقعيت تاکيد دارند ، آلبرت بندورا1 و ريچارد اچ . والترز2 هستند . بندورا و والترز در کتاب کلاسيک خود به نام يادگيري اجتماعي و رشد شخصيت ( 1963 ) ، نشان دادند که نظريه يادگيري سنتي بسيار ناقص است ، چون نقش يادگيري مشاهده اي را ناديده گرفته است . به طوري که ديديم ، نظريه يادگيري سنتي بر اهميت تجربه فردي تاکيد مي ورزد : فرد رفتارهايي را انجام مي دهد و پيامدهاي بعدي آن را تجربه مي کند . نکته بندورا و والترز اين است که يادگيري به مقدار زياد از طريق تجربه جانشيني3 رخ مي دهد و نه تجربه شخصي : ما رفتار ديگران را مشاهده مي کنيم ، پيامدهاي رفتار آنها را مي بينيم ، و بعداً ممکن است از رفتار آنها تقليد کنيم . به طور خلاصه ، بندورا و والترز مدعي اند که رويکرد سنتي به يادگيري که بر تجربه شخصي و تمرين تاکيد دارند ، ناکافي است و فقط مي تواند برخي از انواع يادگيري و نه همه آنها را تبيين کند . به طوري که عنوان کتاب فوق نشان مي دهد، بندورا و و الترز علاقه مند بودند بدانند که چگونه مردم شخصيت متفاوتي را پرورش مي دهند ( براي مثال ، چرا برخي از افراد درون گر هستند و ديگران برون گرا ، برخي صلح جو هستند و ديگران پرخاشگر ، برخي سخت کوشند و ديگران تنبل ) . آنها پيشنهاد کردند در حالي که برخي از تفاوت هاي شخصيت پايه ارثي دارند ، بيشتر آنها ناشي ازتجربه هاي يادگيري فرد هستند . آنها رويکرد فرويدي يا روان پويشي به شخصيت را که بر تعامل نيروهاي رواني ناهشيار در تعيين شخصيت فرد تاکيد دارد، رد کردند.
بندورا و والترز همانند فرويد معتقدند که تجربه هاي اوليه کودکي مي توانند تاثير مهمي بر شخصيت بزرگسال داشته باشند ، ولي به نظر آنها ، اين تجربه ها از طريق اصول نظري? يادگيري اجتماعي ، تاثيرات خود را اعمال مي کنند . منظور بندورا و والترز از نظريه يادگيري اجتماعي ، ترکيب (1) اصول سنتي شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ، به علاوه (2) اصول يادگيري مشاهده اي يا تقليد بود . بنابراين ، آنها گمان مي کردند که اصول نظريه يادگيري سنتي را رد نمي کنند ، بلکه يک اصل يادگيري مهم را به آن اضافه مي کنند.
( مازور ، 1989) .
بعدا در اين فصل به بررسي برخي از شواهد جمع آوري شده توسط بندورا و والترز و ديگران خواهيم پرداخت که نشان مي دهند يادگيري مشاهده اي واقعا عامل کمک کننده مهمي به تفاوتهاي شخصيت در بين افراد است .
ابتدا، به بررسي چندين نظريه مختلف درباره اينکه چرا اصلا تقليد رخ مي دهد، مي پردازيم و تحليل بندورا را از عواملي که تعيين مي کنند چه موقع رفتار تقليدي مشاهده مي شود و چه موقع مشاهده نمي شود ، مورد بررسي قرار خواهيم داد.
نظريه هاي تقليد
تقليد به عنوان يک غريزه
چند تن از نخستين روانشناسان ( مثل بالدوين ، 1906؛ مورگان ، 1896؛ مک دوگال ، 1908) اعلام داشتند که انسان و حيوانات ، گرايشي فطري به رفتارهايي دارند که مي بينند ديگران آنها را انجام مي دهند .
ويليام جيمز1 ، هنگام بحث درباره گرايش کودک به تقليد گفتار و حرکتهاي بزرگسالان ، و گرايش بزرگسالان به صحبت کردن ، راه رفتن و رفتار کردن همانند ديگران ، بيان داشت : ” اين نوع تقليد گري که انسان و حيوانات گروه زي مشترکاً از آن برخوردارند ، به معني کامل کلمه ، نوعي غريزه است ….”
( ص 408) . اين باور که تقليد گرايشي فطري است ، تا اندازه اي از شواهدي ناشي مي شود مبني بر اين که کودکان مي توانند از حرکتهاي يک بزرگسال تقليد کنند . براي مثال ، مک دوگال ( 1908) گزارش داد که کودک چهار ماهه او هنگامي که يک بزرگسال زبانش را بيرون مي آورد ، همين کار را مي کند . البته ، احتمال اينکه کودک اين پاسخ را به اين دليل که تقويت شده است .
( با لبخند و خنده بزرگسال ) يادگرفته باشد نمي توان به کلي نا ديده گرفت . پژوهشهاي جديدتر ، شواهد بسيار نيرومندتري را براي گرايش فطري به تقليد در اختيار مي گذارند .
ملتزوف1 و مور2 ( 1977) ، در چند آزمايش به دقت کنترل شده ، مي خواستند تعيين کنند که آيا کودکان 12تا 21روزه هر يک از چهار حالت زير را که توسط يک آزمايشگربزرگسال انجام مي شد ، تقليد خواهند کرد يا خير : غنچه کردن لبها ، باز کردن دهان ، بيرون آوردن زبان و حرکت متوالي انگشتان . آزمايشگر هر يک از اين حرکت ها را يکي در هر بار انجام مي داد ، سپس منتظر مي ماند که ببيند آيا کودک آن را کپي خواهد کرد يا خير . از رفتار کودک فيلمبرداري ويديويي مي شد و بعدا توسط افرادي که نمي دانستند کودک کدام يک از اين چهار حالت را در کوشش معيني مشاهده کرده بود ، نمره گذاري مي شد . ملتزوف و مور گرايش قابل اطميناني را در کودکان براي تقليد رفتار خاصي که تازه مشاهده کرده بودند ، يافتند . به خاطر نورس بودن اين کودکان ، بسيار بعيد به نظر مي رسد که اين گونه رفتارهاي تقليدي توسط والدين آنها تقويت شده باشد . در واقع ، تمام والدين اظهار داشتند که آنها هرگز رفتار تقليدي را در کودکانشان نديده بودند و اکثرا احساس مي کردند که چنين رفتاري در اين سن کم غير ممکن است .
نتايج ملتزوف و مور ، هنوز هم مورد اختلاف و بحث انگيز است ، اما چندين بار تکرار شده است . اين توانايي نوزادان در تقليد انواع حالتها از اين نظر جالب است که پيشنهاد مي کند انسانها با استعداد پيوند دادن درون داد ديداري ( ديدن بزرگسالي که حالت خاصي را به خود مي گيرد ) با مجموعه اي از حرکتهاي عضلاني متولد مي شوند که به کودک امکان تقليد از آن درون داد ديداري را مي دهد . توجه داشته باشيد هنگامي که کودک دهان خود را باز مي کند و يا زبانش را بيرون مي آورد ، نمي تواند صورت خود را ببيند .
در واقع ، احتمالا اکثر کودکاني که توسط ملتزوف و مورمورد مطالعه قرار گرفتند ، هرگز صورت خود را در آيينه يا سطح منعکس کننده ديگر ، نديده بودند . با اينکه معلوم نيست چرا کودکان با اين استعداد متولد مي شوند ، آزمايشهاي ملتزوف و مور ، نمونه قانع کننده اي از وجود آن است .
به طوري که نقل قول ويليام جيمز نشان داد ، وي معتقد بود که حيوانات نيز قادر به يادگيري به وسيله تقليد هستند ، ولي قديمي ترين آزمايشهاي کنترل شده درباره اين موضوع ، از ادعاي ويليام جيمز حمايت نکردند . ثرندايک
( 1911) کوشيد تا تعيين کند که آيا حيوانات مي توانند در جعبه معما ، از طريق مشاهده ، پاسخ مناسب را ياد بگيرند يا خير. براي مثال، وي گربه بي تجربه اي را در يک قفس قرار مي دهد به طوري که بتواند گربه تربيت شده اي را که از جعبه معما مي گريخت و مقداري غذا در خارج از آن دريافت مي کرد ، ببيند . صرفنظر از تعداد کوششهاي اين گونه يادگيري مشاهده اي ، ثرندايک هيچ گونه شواهدي که نشان دهد گربه مشاهده کننده چيزي را ياد گرفته باشد ، پيدا نکرد . هنگامي که اين گربه در جعبه معما قرار داده مي شد ، بهتر از يک گربه بي تجربه عمل نمي کرد . ثرندايک با جوجه ها ، سگها و ميمونها ، به نتايج منفي مشابهي دست يافت و نتيجه گرفت که حيوانات نمي توانند به وسيله مشاهده ياد بگيرند . اين نتايج ، اعتقاد وي به قانون اثر را که مي گويد حيوانات به وسيله پاسخدهي فعالانه و تجربه کردن پيامدهايي که بعد از آن مي آيند ، ياد مي گيرند ، تقويت کردند .
شايد به خاطر نتايج ثرندايک ، آزمايشهاي نسبتاً کمي درباره يادگيري مشاهده اي با حيوانات انجام شده است ( حداقل در مقايسه با آزمايشهاي بي شمار شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ) . با وجود اين ، براي نشان دادن اينکه نتيجه گيري ثرندايک نادرست بوده است ، بررسي هاي کافي انجام شده است . تکليف هاي يادگيري در اين مطالعات ، از نظر دشواري ، بسيار متنوع بوده اند و اگر سه طبقه يادگيري مشاهده اي را که ثرپ1 ( 1963 ) آن را مطرح کرده است در نظر بگيريم ، سودمند خواهد بود . ساده ترين طبقه ، تسهيل اجتماعي نام دارد که طي آن ، رفتار يک شخص ، موجب رفتار مشابه شخص ديگر مي شود ، ولي اين رفتار ، رفتاري است که از قبل در خزانه رفتاري تقليد کننده وجود داشته است . براي مثال ، ترنر ( 1964) جوجه هايي را که به تازگي از تخم درآمده بودند با يک ” مرغ ” ماشيني که به دانه هايي نوک مي زد که براي برخي از جوجه ها ، نارنجي و براي برخي ديگر سبز بودند ، مواجه ساخت . وي دريافت که جوجه ها به دانه هاي همرنگ ، دو برابر دانه هاي رنگ ديگر ، نوک زدند ( دانه ها به زمين چسبيده بودند ، به طوري که پاسخ نوک زدن جوجه ها با خوردن غذا تقويت نمي شد ).
علت اينکه به اين نوع تقليد ، تسهيل اجتماعي مي گويند اين است که جوجه ها از پيش نوک زدن را مي دانستند . به همين نحو ، ويرويکا1 (1978) گربه هاي مادر را براي خوردن غذاهاي غيرعادي تربيت کرد ( مثل موز و پوره سيب زميني ) و بچه گربه ها نيز شروع به خوردن همين غذاها کردند .
دومين طبقه يادگيري مشاهده اي ثرپ ، تقويت موضعي است که طي آن ، رفتار يک الگو توجه يادگيرنده را به موضوع يا مکان خاصي در محيط ، هدايت مي کند . در نتيجه ، پاسخي که ممکن است به صورت ديگر از طريق کوشش و خطا آموخته شود ، سريعتر فراگيري مي شود . براي مثال ، واردن2 ، فجلد3 ، و کوچ4 (1940) به چند ميمون ياد دادند که با دادن پاسخ هايي مثل کشيدن يک زنجير ، تقويت کننده هاي غذا را به دست آورند . سپس يک ميمون آموزش نديده را در محفظه آزمايش مشابهي در کنار محفظه ميمون آموزش ديده قرار دادند . اين پژوهشگران ، موارد متعددي را ثبت کردند که در آنها ميمون آموزش نديده ، ميمون ديگر را که پاسخ لازم را مي داد ، مشاهده
مي کرد و فوراً از آن تقليد مي نمود . از آنجايي که پاسخ هاي تقويت شده ، شبيه پاسخ هايي بودند که ثرندايک آنها را در جعبه معماي خود بررسي کرده بود ، ميمون هاي آموزش نديده ، احتمالاً سرانجام به وسيله کوشش و خطا پاسخ ها را ياد مي گرفتند ، اما يادگيري آنها با ديدن رفتار ميمون ديگري که با تجربه تر بود ، شتاب گرفته بود .
سومين طبقه تقليد ثرپ ، که وي آن را تقليد واقعي ناميد ، آشکارا از تقويت موضوعي قابل تشخيص نيست ، ولي اين مورد به تقليد الگوي رفتاري اشاره دارد که براي گونه ها بسيار غيرعادي و بعيد است ، به طوري که به ندرت از طريق کوشش و خطا آموخته مي شود . کاواي (1965) ، چند مورد از تقليد واقعي را در گله ميمون هايي که در جزيره نزديک سواحل ژاپن زندگي مي کنند ، مشاهده کرده است . براي مثال ، هنگامي که دانه هاي گندم در طول ساحل ريخته مي شد ، ميمون ها آنها را دانه به دانه از لاي ماسه درمي آوردند و مي خوردند . ولي يکي از ميمون ها ياد گرفت که با برداشتن مشتي از مخلوط گندم و ماسه و ريختن آن به داخل آب ، گندم را از ماسه به نحو مطلوب تري جدا کند . ماسه در آب فرو مي رفت و گندم روي آب مي ماند ، بنابراين ، ميمون مي توانست آن را به راحتي جمع کند . بسياري از ميمون ها گله فورا ًاز اين رفتار تقليد کردند . کاواي گزارش داد که چند رفتار جديد ديگر سريعاً در بين گله ، در نتيجه يادگيري مشاهده اي شايع شد که از جمله آنها شستن ماسه هاي چسبيده به سيب زميني و آبتني در اقيانوس بودند.
( که ميمون ها تا زماني که يک ميمون پيشگام اين فعاليت ها را شروع نکرده بود ، آنها را انجام نمي دادند )
موارد تقليد واقعي مستند در حيوانات غير از نخستي ها ، نادر است ، اما شواهد حکايتي گزارش شده توسط فيشرو هايند (1949) به نظر کاملا متقاعد کننده مي رسد . در سال 1921، ساکنان دهکده اي در جنوب انگلستان گزارش دادند که برخي از پرندگان ، با سوراخ کردن درپوش بطريهاي شير که روي پله هاي درخانه ها قرار داشتند ، شير مي خوردند . طي مدت چند سال ، اين رفتار در سراسر انگلستان ، ايرلند ، ويلز و اسکاتلند شيوع يافت و در چند گونه از پرندگان مختلف مشاهده شد . از آنجايي که به نظر بي معني مي رسد اگر بگوييم که همه اين پرندگان ناگهان چنين رفتاري را توسط خودشان ياد گرفتند ، پس اين رفتار بايد از طريق يادگيري مشاهده اي فراگيري و منتقل شده باشد .
ما ديديم که توانايي يادگيري از طريق مشاهده ، بي ترديد منحصر به انسانهاست و گرايش به تقليد رفتار ديگران را مي توان در سنين بسيار پايين ، و در بسياري از گونه ها مشاهده کرد . بنابراين ، به نظر مي رسد که در اظهارات روان شناسان اوليه ، مبني بر اينکه گرايش به تقليد ، غريزي است ، واقعيتهاي وجود داشته باشد . اما مشکل گزارش آنها اين است که چيزي درباره اينکه ، چه موقع تقليد رخ مي دهد و چه وقت رخ نمي دهد ، در اختيار ما نمي گذارد . نظريه هاي جديدتر تقليد کوشيده اند تا به اين سوال پاسخ دهند تقليد به عنوان يک پاسخ کنشگر
ميلر و دلارد ( 1941) در کتاب مشهوري بيان داشتند که يادگيري مشاهده اي ، نوع ديگري از يادگيري ( غير از شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ) نيست ، بلکه صرفا نوع خاصي از شرطي سازي کنشگر است . مي دانيم که محرکهاي تميزي نقش مهمي را در شرطي سازي کنشگر ، هم در داخل و هم در خارج آزمايشگاه ايفا مي کنند . براي مثال ، يک حيوان آزمايشگاهي مي تواند در حضور نور قرمز ، يک پاسخ ، در حضور نور سبز ، پاسخي ديگر ،و در حضور نور زرد باز هم پاسخ ديگري بدهد ( ما نيز به هنگام رانندگي ، پاسخهاي متفاوتي را به اين سه محرک يادگرفته ايم ) . طبق نظر ميلر و دلارد ، يادگيري مشاهده اي مستلزم موقعيتهايي است که محرک تميزي ، رفتار شخص ديگر باشد ، و پاسخ مناسبي که تازه رخ مي دهد ، شبيه رفتاري باشد که مشاهده کننده آن را انجام مي دهد .
يکي از آزمايشهاي بسيار ميلر و دلارد ، رويکرد آنها را نشان مي دهد . در اين آزمايش ، کودکان کلاس اول به صورت جفتي شرکت داشتند ، به طوري که يک کودک ” رهبر ” و ديگري ” يادگيرنده ” بود . در هر چند کوشش ، اين دو کودک وارد اتاقي مي شدند که دو صندلي با جعبه بزرگي روي هر يک از آنها وجود داشت . به کودک رهبر از پيش آموزش داده بودند که به طرف يکي از دو جعبه که ممکن بود در آن شکلاتي وجود داشته باشد ، برود . يادگيرنده مي توانست ببيند که رهبر به کجا مي رود ، ولي نمي توانست ببيند که آيا او شکلات به دست مي آورد يا نه . سپس ، نوبت يادگيرنده مي شد که به طرف يکي دو جعبه



قیمت: تومان


پاسخ دهید