دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي ساري
دانشکده علوم زراعي
گروه گياهپزشکي

پايان نامهي دوره کارشناسي ارشد رشته بيماري شناسي گياهي
عنوان:
مقايسهي کارايي اسانسهاي گياهي و ساليسيليک اسيد با قارچکشهاي بنوميل و تيابندازول براي کنترل بيماري پنيسيليومي مرکبات
الهام صداقتي
استادان راهنما :
دکتر ولي الله بابايي زاد
دکتر محمود محمدي شريف

بهمن 1393
فرم صورتجلسه دفاع بدون مهروامضاي دانشکده
کليه حقوق مادي مترتب بر نتايج مطالعات، ابتکارات
و نوآوري هاي ناشي از تحقيق موضوع اين پايان نامه
متعلق به دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي ساري است.
تقدير و سپاس
خدايا! من چيزي نميبينم.
آينده پنهان است.
ولي آسوده ام،
چون تو را ميبينم و تو همه چيز را…
سپاس و ستايش خدايي را که آثار قدرت او بر چهره روز روشن، تابان است و انوار حکمت او در دل شب تار، درخشان. آفريدگاري که خويشتن را به ما شناساند و درهاي علم را بر ما گشود و عمر و فرصتي عطا فرمود تا بدان، بنده ضعيف خويش را از طريق علم و معرفت بيازمايد.
از استاد عالي قدرم جناب اقاي دکتر شريف که با سعه صدر و متانت و نظرهاي گوهر بارشان همواره رهگشاي من بودند، بسيار سپاسگزارم.
از استاد فرزانه جناب آقاي دکتر بابايي زاد که همواره با راهنمايي هاي دلسوزانه خود، در راه کسب علم و معرفت مرا ياري نمودند، قدرداني مي نمايم.
و سپاس آخر را به مهربانترين همراهان زندگيم به پدر و مادر و برادر عزيزم تقديم مي کنم که حضورشان در فضاي زندگيم مصداق بي رياي سخاوت بوده است.
چکيده
کپک سبز که توسط قارچ P. digitatum ايجاد مي شود مهم ترين عامل خسارت زا روي مرکبات انبار شده است. به طور معمول ميوه هاي برداشت شده با قارچکش هاي شيميايي تيمار مي شوند. از آنجا که ميوه ها پس از تيمار ممکن است به فاصله کوتاهي به مصرف برسند، کنترل اين بيماري با ترکيبات امن مي تواند راهکار مناسب و با ارزشي باشد. در اين تحقيق قابليت قارچ کشي اسانس و عصاره برگ گياه اکاليپتوس Eucalyptus camaldulensis و پوست ميوه پرتقال Citrus sinensis ، اثر قارچکش هاي بنوميل و تيابندازول و همچنين تاثير محلول ساليسيليک اسيد در کنترل اين بيماري مورد بررسي قرار گرفت. اسانس گيري توسط دستگاه کلونجر و تهيه عصاره ها با استفاده از پودر برگ خشک شده گياهان و دستگاه تبخير کننده گردان انجام شد. در بررسي اثر اسانس اکاليپتوس بر روي تعداد کلني و جوانه زني و بازدارندگي رشد ميسيليومي قارچ P. digitatum نتايج آزمايش نشان داد که بالاترين غلظت به کار برده شده يعني l /mlµ 5 اسانس موجب شد که هيچ کلني در سطح پتري طي چهارده روز تشکيل نشود همچنين غلظتl/ml µ 2 اسانس اکاليپتوس کمترين درصد جوانه زني را در مقايسه با شاهد و غلظت هاي 5/0وl/ml µ 1 نشان داد که درصد جوانه زني در طي پنج روز 2/72 درصد بود در حاليکه براي تيمار شاهد و ديگر غلظت ها % 100 بود. در بررسي بازدارندگي اسانس روي رشد ميسيليومي قارچ، نتايج نشان داد که غلظتl/ml µ 5 اسانس در طي 14 روز به طور کامل از رشد ميسيليومي قارچ جلوگيري کرد که درصد بازدارندگي غلظت هاي 5، 8/2، 5/1، 8/0 وµl/ml 5/0 در روز آخر به ترتيب 100، 2/97، 1/82، 4/57 و % 9/16 بود. استفاده از عصاره ي اکاليپتوس نيز در بالاترين غلظت استفاده شده يعنيmg/ml 30 موجب کاهش تعداد کلني قارچي در مقايسه با تيمار شاهد و ساير غلظت هاي عصاره گرديد. در روز چهاردهم تمام سطح ظروف پتري در غلظت پايين تر عصاره، با کلني هاي قارچ پوشيده شده بود. اين مقدار براي دو غلظت بالاتر يعني 2/22 وmg/ml 30 به ترتيب 7/162 و 7/4 عدد بود. در بررسي اثر اسانس پرتقال نتايج نشان داد که اين اسانس کارايي مناسبي براي کنترل اين گونه نداشت و در روز چهاردهم کل سطح ظروف پتري توسط قارچ اشغال شده بود. عصاره پرتقال نه تنها از رشد قارچ جلوگيري نکرد بلکه اثر افزايشي بر روي تعداد کلني قارچي نشان داد و هر چه غلظت عصاره ي پرتقال بيشتر بود اثر قارچکشي آن کاهش يافت. در مورد اثرات قارچکش هاي بنوميل و تيابندازول نتايج نشان داد که غلظت هاي بالاي به کار برده شده براي بنوميل و تيابندازول (به ترتيب 5/12 و µg ai/ml 18) اثرات کاهشي قابل توجهي بر تعداد کلني هاي قارچي داشتند. تيمار ميوه ها با ساليسيليک اسيد باعث شد که خسارت ميوه ها نسبت به شاهد کاهش قابل توجهي داشته باشد. نتايج اين تحقيق نشان داد که اسانس و عصاره اکاليپتوس گزينه هاي مناسبي براي جايگزين شدن با قارچکش هاي شيميايي هستند.
کليد واژه: Penicillium digitatum، اسانس، عصاره، Eucalyptus camaldulensis، پرتقال، بنوميل، تيابندازول، ساليسيليک اسيد

فهرست مطالب
عنوانشماره
صفحهفصل اول- مقدمه و کليات 1فصل دوم: بررسي منابع 42-1- مرکبات و انبارداري 52-2- قارچ P. digitatum 52-2-1 چرخه بيماري 62-2-2- کنترل 62-3- بنوميل 72-4- تيابندازول 82-5- اسانس هاي گياهي 92-6- عصاره هاي گياهي 122- 7- معرفي گياه اکاليتوس 142-8- ويژگي هاي اسانس پوست مرکبات 152-9- ساليسيليک اسيد 16فصل سوم: مواد و روش ها 183-1- کشت قارچ 193-2- تهيه اسانس 193-3- زيست سنجي اسانس ها 203-3-1- تعداد کلني 203-3-2- رشد کلني 203-3-3- جوانه زني اسپور ها 213-4- تهيه عصاره 213-5- زيست سنجي عصاره ها 213-6- زيست سنجي قارچکش ها 213-6-1- تيابندازول 213-6-2- بنوميل 223-7- تهيه ي محلول ساليسيليک اسيد 223-8- زيست سنجي ساليسيليک 223-9- تجزيه و تحليل آماري 22فصل چهارم : نتايج 234-1- اثر اسانس ها و عصاره هاي گياهي 244-1-1- اسانس اکاليپتوس 244-1-1-1- تعداد کلني 244-1-1-2- رشد کلني 264-1-1-3- ميزان جوانه زني 284-1-2- اثر اسانس پرتقال روي رشد P. digitatum 304-1-3 اثر عصاره اکاليپتوس روي قارچ P. digitatum 324-1-4- اثر عصاره پرتقال روي رشد قارچ P. digitatum 344- 2- اثر قارچکش ها 374-2-1- سم تيابندازول 374-2-2- سم بنوميل 394-3- ساليسيليک اسيد 42فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري 445-1- شمارش تعداد کلني ها 455-2- اندازه گيري قطر کلني 465-3- ميزان جوانه زني 475-4- اثر قارچکش ها 485-5- تيمار ميوه ها 485-6 ساليسيليک اسيد 505- 7- جمع بندي کلي 505- 8- پيشنهادها 51منابع 52
فهرست اشکال
عنوانشماره
صفحهشکل3-1) دستگاه کلونجر19شکل3-2) دستگاه تبخير کننده دوار20شکل4-1) اثر اسانس اکاليپتوس بر روي تعداد کلني هاي قارچ P. digitatum24شکل4-2) مقايسه ميانگين تعداد کلني هاي قارچ Penicillium digitatum رشد کرده روي محيط کشت تيمار شده با غلظت هاي مختلف اسانس Eucalyptus amaldulensis25شکل4-3) روند تغييرات تعداد کلني هاي قارچ Penicillium digitatum روي محيط
کشت تيمار شده با غلظت هاي مختلف اسانس Eucalyptus camaldulensis26شکل4-4 ) اثر اسانس اکاليپتوس بر روي رشد کلني قارچ26شکل 4-5) ميانگين درصد بازدارندگي ناشي از اسانس Eucalyptus camaldulensis
روي رشد کلني قارچ Penicillium digitatum27شکل4-6) روند تغييرات درصد جوانه زني اسپور هاي قارچ Penicillium digitatum
در تيمار هاي غلظت هاي مختلف اسانس Eucaluptus camaldulensis28شکل 4-7) اثر اسانس پرتقال بر روي تعداد کلني ها30شکل 4-8) مقايسه ميانگين تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum رشد كرده
روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف اسانس پرتقال ( اعداد مربوط به روز هشتم پس از تيمار)31شکل 4-9) تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum
رشد كرده روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف اسانس پرتقال در روزهاي مختلف پس از تيمار32شکل 4-10) اثر عصاره اکاليپتوس بر روي تعداد کلني ها در تيمار شاهد و غلظتmg/ml 3033شکل 4-11) مقايسه ميانگين تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum رشد كرده
روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف عصاره Eucalyptus camaldulensis (اعداد مربوط به روز پنجم پس از تيمار34شکل 4-12) تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum
رشد كرده روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف عصاره Eucalyptus camaldulensis در روزهاي مختلف پس از تيمار34شکل 4-13) اثر عصاره پرتقال بر روي تعداد کلني ها35شکل 4-14) مقايسه ميانگين تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum
رشد كرده روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف عصاره پرتقال(اعداد مربوط به روز هفتم پس از تيمار)36شکل 4-15) تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum
رشد كرده روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف عصاره پرتقال در روزهاي مختلف پس از تيمار37شکل 4-16) اثر تيابندازول بر روي تعداد کلنيهاي قارچ در تيمار شاهد و غلظتg ai/ml µ 1837شکل4 -17) مقايسه ميانگين تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum رشد كرده
روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف قارچكش تيابندازول(اعداد مربوط به روز هشتم پس از تيمار)38شکل 4-18) تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum رشد كرده
روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف قارچكش تيابندازول در روزهاي مختلف پس از تيمار39شکل 4-19) اثر بنوميل بر روي تعداد کلني ها در تيمار شاهد و غلظتg ai/mlµ 5/1239شکل 4-20) مقايسه ميانگين تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum رشد كرده
روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف قارچكش بنوميل (اعداد مربوط به روز هشتم پس از تيمار) 41شکل 4-21) تعداد كلني‌هاي قارچ Penicillium digitatum رشد كرده روي محيط كشت تيمار شده با غلظت‌هاي مختلف قارچكش بنوميل در روزهاي مختلف پس از تيمار41

فهرست جداول
عنوانشماره
صفحهجدول 4-1) ميانگين تعداد کلني هاي اسانس Eucalyptus camaldulensis در غلظت هاي مختلف در طي 14 روز25جدول 4-2) مقايسه ميانگين درصد بازدارندگي رشد کلني هاي قارچ P. digitatum در نتيجه تيمار با غلظت هاي مختلف اسانس E. camaldulensis در روز هاي مختلف پس از تيمار در چهار تکرار27جدول 4-3) تجزيه واريانس اثر اسانس اکاليپتوس بر مبناي رشد کلني قارچ28جدول 4-4) درصد اسپور هاي جوانه زده قارچ Penicillium digitatum در محيط کشت حاوي غلظت هاي مختلف اسانس
Eucalyptus camadulensis29جدول 4-5) تجزيه واريانس اثر اسانس اکاليپتوس بر مبناي درصد اسپور هاي جوانه زده29جدول 4-6) ميانگين تعداد کلني هاي اسانس پرتقال در غلظت هاي مختلف در طي 14 روز31جدول 4-7) ميانگين تعداد کلني هاي عصاره اکاليپتوس در غلظت هاي مختلف در طي 14 روز33جدول 4-8) ميانگين تعداد کلني هاي عصاره پرتقال در غلظت هاي مختلف در طي 14 روز36جدول 4-9) ميانگين تعداد کلني هاي قارچکش تيابندازول در غلظت هاي مختلف در طي 14 روز38جدول 4-10) ميانگين تعداد کلني هاي قارچکش بنوميل در طي 14 روز40جدول4-11) تجزيه واريانس اثر اسانس ها، عصاره ها و قارچکش ها روي قارچ P. digitatum بر مبناي تعداد کلني ها42

فصل اول
مقدمه و کليات
مقدمه
استان مازندران با 38% توليد مرکبات رتبه اول کشوري را دارا ست. عمده انواع مرکبات توليدي شامل نارنگي هاي انشو و پيج، پرتقال هاي تامسون و خوني مورو و ارقام محلي است. پرتقال هاي تامسون و خوني رايج ترين ارقامي هستند که در بخش اعظم توليدي به مدت چند ماه ذخيره سازي مي شوند و فقط بخشي از اين توليد پس از برداشت بطور مستقيم وارد بازار مصرف مي شود. بنابراين جهت تامين ميوه مورد استفاده در اوايل نوروز و همچنين قيمت مناسب به دليل تقاضاي بازار، اکثر توليد کنندگان خرد و کلان ترجيح ميدهند اين ميوه نسبتاً حساس را چندين ماه انبار نمايند. بنابراين وجود مکان مناسب جهت ذخيره حجم بالاي ميوه توليدي و داشتن برنامه، لازم و ضروري است. بر اساس مطالعات انجام شده ميوه هاي پرتقال توليدي در شمال کشور به شرايط نگهداري در دماي متوسط 5 تا ?C 7و رطوبت 85% و نارنگي ها متوسط ?C 4 و رطوبت 85% همراه با تهويه نياز دارند. اين شرايط تنها از طريق سرد خانه ها با مصرف انرژي بالا مقدور است. از ساليان دور باغداران و توليد کنندگان مرکبات از روش هاي متنوعي جهت نگهداري ميوه مرکبات استفاده مي نمودند. بارزترين نمونه آنها ايجاد انبارهاي ساده سنتي با استفاده از ساقه هاي برنج، انبارهاي ساخته شده از مصالح چوب و گل و به تدريج انبارهاي ساخته شده از مصالح جديد چون آجر، سيمان و بلوک بوده است. آنچه ميزان ضايعات را در اين انبارها افزايش داده است نوع سازه به تنهايي نيست بلکه عدم رعايت مسائل استاندارد براي يک انبار چون ميزان تهويه و گردش هوا، تامين رطوبت و دماي پايين نيز در اين زمينه نقش دارد. قارچ بيماري زاي Penicillium digitatum عامل بيماري کپک سبز از بيماري هاي مهم پس از برداشت در انواع مختلف مرکبات است. اين قارچ يک پاتوژن گياهي است که به طور عادي باعث بيماري هاي قارچي پس از برداشت در مرکبات مي شود. کپک سبز مخرب ترين پاتوژن خانواده ي مرکبات است و مسئول 90% خسارت محصولات در طول کنترل پس از برداشت است. بطور معمول براي کنترل اين بيماري بايد ميوه ها با دقت برداشت و حمل شده و کليه‌ي تجهيزات به طور روزانه توسط کلرين ضدعفوني شوند. ممکن است ميوه‌ها در اتاق بسته بندي توسط محلول سديم ارتوفنيل فنات، تيابندازول يا ايمازاليل همراه با واکس شستشو داده شوند. کاربرد مستقيم مواد شيميايي روي ميوه‌هايي که بلافاصله و يا پس از انبارداري و حمل و نقل به مصرف انسان مي‌رسند، علاوه بر عوارض نامطلوب زيست محيطي مشکلات فراواني براي سلامتي انسان ايجاد مي‌کنند. در سالهاي اخير تحقيقات بسياري با هدف يافتن روشهاي امن و موثر براي کنترل بيماريهاي پس از برداشت ميوه‌ها انجام شده است (قزويني و فتاحي مقدم، 1385). از جمله اين ترکيبات مي توان اسانس ها و عصاره هاي گياهي را نام برد. اسانس هاي گياهي، متابوليت هاي ثانويه گياهي اند که داراي ترکيبات آروماتيک هستند (کيم و همکاران، 2003). اسانس هاي استخراج شده از برخي گياهان داراي خاصيت تدخيني مناسب بوده و مي توانند جايگزين بالقوه اي براي سموم شيميايي باشند. قسمت عمده اسانس هاي گياهي را ترپنوئيد ها به خصوص مونوترپن ها و سسکوئي ترپن ها تشکيل مي دهند ( شايا و همکاران، 1997 ; کيتا و همکاران، 2001). اسانس ها معمولا به وسيله تقطير با بخارآب از گياهان معطر به
دست مي آيند و معمولا به عنوان رايحه يا بو در عطر ها و طعم دهنده ها در غذاهاي صنعتي استفاده مي شوند ( استاموپولوس، 1991). عصاره هاي گياهي داراي طيف وسيعي از متابوليت هاي ثانويه هستند که براي زنده ماندن سلول هاي گياهي ضروري نيستند ولي براي واکنش موجود زنده در برابر محيط کاربرد داشته و تامين کننده بقاي موجود در اکوسيستم هستند. اين ترکيبات همچنين نقش مهمي در دفاع گياهان در مقابل حشرات گياه خوار دارند و به عنوان دور کننده، بازدارنده تغذيه اي و تخمريزي و يا به عنوان ترکيبات سمي ايفاي نقش مي کنند و گياهان را در مرحله رشدي مختلف در برابر حشرات محافظت مي نمايند ( باقري زنوز، 1375).
از ديگر عوامل موثر کنترل غير شيميايي بيماري هاي گياهي ترکيب ساليسيليك اسيد مي باشد. اين ترکيب به عنوان يک هورمون گياهي براي كاهش اثرات مضر بسياري از تنشها شناخته شده است (طويلي و همکاران، 1392). ساليسيليک اسيد اثرات بهبود دهنده اي روي رشد و عملکرد گياهان تحت شرايط مختلف محيطي دارد و ميتواند بعنوان يک تنظيم کننده رشد جهت بهبود رشد گياه در شرايط تنش آب مورد استفاده قرار گيرد ( بالجاني و شکاري، 1391).
اين تحقيق با هدف معرفي ترکيبات گياهي و مقايسه آن ها با قارچ کش هاي شيميايي رايج انجام شد. اسانس و عصاره گياه اکاليپتوس به عنوان يکي از منابع گياهي فراوان در استان مازندران روي بازدارندگي رشد قارچ Penicillium digitatum آزمايش گرديد. علاوه بر اين اثر اسانس و عصاره پوست ميوه پرتقال نيز روي کاهش يا افزايش اين قارچ مورد آزمايش قرار گرفت. کارايي دو قارچکش شيميايي تيابندازول و بنوميل نيز بررسي شد. در انتها نقش ساليسيليک اسيد به عنوان القا کننده و عامل بازدارنده اين قارچ بيماري زا آزمايش گرديد.

فصل دوم
بررسي منابع
2-1- مرکبات و انبارداري
در ايران به خصوص در مناطق شمال، معمولا ميوههاي مرکبات بعد از برداشت در انبارهاي سنتي به مدت 3-2 ماه نگهداري مي شوند. اين انبار ها از استاندارد خاصي بر خوردار نبوده و با توجه به سرمايه و امکانات باغدار احداث مي شود. به طور کلي شرايط بهينه انبار داري بسته به نوع رقم و واريته متفاوت است و به ميزان مقاومت ميوه به دماهاي پايين، رطوبت بالا، اکسيژن پايين، دي اکسيد کربن بالا، ميزان اتيلن و در نهايت ميزان صدمات مکانيکي وارده به ميوه بستگي دارد. بيشتر پرتقال ها بلافاصله بعد از برداشت و بصورت مستقيم به بازار عرضه شده و يا فراوري ميشوند. معمولا از انبار فقط جهت نگهداري ارقام تجاري استفاده مي شود. از عوامل مشکل ساز در طول انبار داري پرتقال، کپک هاي سبز و آبي است که در دماي بالا رخ مي دهد (فتاحي مقدم و همکاران، 1384).
2-2- قارچ P. digitatum
قارچP. digitatum عامل بيماري کپک سبز مرکبات توسط Saccardo در سال 1881 توصيف و طبقه بندي شد. بر طبق داده هاي بانک قارچي بيشتر از 3 نام تاکسوني براي آن معرفي شده است که برخي از آنها عبارتند از: P. digitatum var. Californicum، P. digitatum var. digitatumوP. digitatum var. lattum .
توصيف دقيق P. digitatum توسط راپر و تام و در سال 1949 ارائه شده است. کلوني هاي اين قارچ مسطح هستند و به سرعت روي محيط MEA يا PDA رشد مي کنند، اما به طور ضعيفي روي محيط Czapek آگار و محيط سنتزي مشابه نيز رشد مي کنند. کلني ها به رنگ سبز زيتوني هستند. قارچ قادر به جوانه زني مصنوعي در دماي C? 5 مي باشد و مي تواند کلني هايي به قطر بيش از 3 ميليمتر توليد کند. کنيديوفور هاي اين قارچ از هيف هاي اطراف يا زيرين تشکيل مي شوند. آنها به طور نامنظم شاخه شاخه شده و شامل ساقه هاي کوتاه با کمي متولا و شاخه هايي هستند که در حلقه هايي از 3 تا 6 فياليد خاتمه مي يابند. اين فياليدها اغلب انفرادي و استوانه اي با گردن کوتاه هستند. کنيدي ها اغلب داراي ديواره اي صاف، بيضي تا استوانه اي هستند ودر اندازه متنوع مي باشند اما اغلب 8-5/3 × 4-3 ميکرومتر مي باشند. قارچ P. digitatum اولين گونه ي فيتوپاتوژني پنيسيليوم است که ژنوم آن به طور کامل تعيين توالي شده است ( مارست – هوبن و همکاران، 2012). دو سويه از قارچ P. digitatum مقاومتشان در برابر قارچکش هاي شيميايي رايج متفاوت بوده و مشخص گرديد که چند جهش مسئول چنين تفاوت بودند. پيش از اين، ژنوم کامل ميتوکندريايي P. digitatum براي اولين بار توسط يک گروه چيني گزارش شده بود (سان و همکاران، 2011).
2-2-1- چرخه بيماري
بيماري هاي پس از برداشت مرکبات به طور کلاسيک بر اساس زمان غالب آلودگي به دو گروه مختلف طبقه بندي مي شوند: آلودگي هاي قبل از برداشت: که به طور کلي توسط پاتوژن هاي نهفته موجب مي شوند و آلودگي هاي پس از برداشت که به طور کلي توسط پاتوژن هاي زخم موجب مي شوند. کپک پنيسيليومي مرکبات متعلق به گروه دوم مي باشد.
قارچ P. digitatum عامل بيماري پوسيدگي ميوه ي مرکبات تنها از طريق زخم بر روي پوست ايجاد آلودگي مي کند. اين زخمها در طول برداشت و لمس ميوه در اتاق بسته بندي يا در طول ساير مراحل داد و ستد ايجاد مي شوند. اما بعضي از آلودگي ها مي تواند قبل از برداشت از طريق صدمات، ترک و يا زخم هاي ايجاد شده توسط حشرات اتفاق بيفتد. در اين مورد، ميوه اي که به طور طولاني آلوده شده قبل از برداشت اغلب از درخت مي افتد، اما ميوه ي آلوده کمتر از 3 روز قبل از برداشت نمي تواند شناسايي شود و ممکن است برداشت شود. اسپور هاي قارچي از ميوه ي در حال پوسيدن روي زمين در باغ، در اتاق بسته بندي و اتاق هاي ذخيره يا در حين حمل و نقل به وسيله جريان هوا انتقال مي يابد. اگر پوست ميوه سالم و دست نخورده باشد، هيچ آلودگي اتفاق نمي افتد زيرا کنيديوم هايي که روي سطح پوست واقع هستند قادر به جوانه زني نيستند. در مقابل، کنيديوم واقع در پوست صدمه ديده، غدد چربي را تخريب مي کند و موجب نفوذ به پوست مي شود و آلودگي در 48 ساعت در دماي 25-20 درجه سانتيگراد رخ مي دهد (اسميلانيک و همکاران، 2006).
2-2-2- کنترل
با توجه به اهميت نسبي بالاي اين قارچ، به عنوان علت خسارات اقتصادي، کنترل موثر کپک سبز، هدف اصلي مديريت برنامه هاي بيماري هاي پس از برداشت براي ميوه هاي مرکبات تازه است. به طور معمول، اين بيماري در سر تا سر جهان براي سال هاي سال توسط کاربرد قارچکش هاي مرسوم پس از برداشت کنترل شده است. درمان پس از برداشت با مواد شيميايي سنتتيک به طور معمول راهي منطقي و آسان براي کاربرد هستند. همچنين استفاده از اين مواد يک اثر پيشگيرانه مداوم عليه آلودگي هاي جديد بالقوه مي باشد. در ميان ميوه هاي تيمار شده با قارچکش ها خسارات به طور معمول بين 4- 2 درصد است، در حاليکه بدون تيمار، خسارت از 15 تا 30 درصد مي باشد (اسميلانيک و همکاران، 2006).
قارچکش بنوميل يکي از ترکيباتي است که در گذشته براي کنترل اين قارچ استفاده مي شده است. امروزه کاربرد اين قارچکش محدود شده است. قارچکش تيابندازول، ترکيبي است که طي سالهاي اخير رايج شده و بخش زيادي از مرکبات انباري با اين قارچکش تيمار مي شود.
از ديگر ميزبان هاي P. digitatum مي توان به چغندر، دانه هاي ذرت، قهوه عربي، خربزه، گوجه، سيب، آلوچه و خرمالو اشاره کرد. علاوه بر اين گاهي اوقات اين قارچ از ديگر منابع غذايي مانند فندق، پسته، برنج، بادام زميني، سويا، ذرت خوشه اي و حتي گوشت نيز جدا شده است. با اين حال بيماري گياهي اقتصادي مهمي در اين ميزبان ها گزارش نشده است و اين ثابت ميکند که ميوه هاي مرکبات ممکن است تنها زيستگاه واقعي آنها باشد (فريسود و سامسون، 2004).
2-3- بنوميل
بنوميل با نام تجارتي Benlate و نام شيمياييMethyl 1-(butylcarbamoyl) 1-2 benzimidazolecarbamate ين ترکيب اولين بار در سال 1968 توسط کمپاني Nemours and E.l. Dupont de company توليد و عرضه گرديد. بنوميل قارچکشي سيستميک با اثرات محافظتي و درمان کنندگي است. اين ترکيب از طريق برگ ها و ريشه جذب شده و از طريق آکروپتالي در گياه حرکت مي کند.
بنوميل بر طيف وسيعي از آسکوميست ها، قارچ هاي ناقص و برخي از بازيديوميست هاي بيماري زا روي غلات، انگور، سيب، ميوه هاي هسته دار، برنج و سبزيجات موثر است. بنوميل به صورت محلول پاشي براي کنترل کپک خاکستري (Botrytis cinerea)، لکهسياه سيب (Venturia inaequalis)، سفيدک سطحي سيب ( Podosphaera leucotricha)، لکه برگي چغندر ( Cercospora beticola) و برخي ديگر از عوامل بيماري زاي قارچي روي ميوه هاي نرم استفاده شده است. بنوميل اثرات کنترل خوبي بر بيماري پوسيدگي قهوه اي ميوه جات دارد و زماني که قبل از ريزش برگ ها در باغ سيب به کار برده شود قادر است از تشکيل پريتسيوم قارچ بيماري زا در طي زمستان جلوگيري کند. اين قارچکش داراي اثرات کنه کشي نيز بوده و در درجه اول بر تخم کنه ها موثر است. استفاده از اين قارچکش به صورت محلول پاشي قبل از برداشت و يا شست و شوي ميوه و سبزي نيز رايج است. در اين حالت از پوسيدگي ميوه ها در انبار جلوگيري مي شود. سميت دهاني و پوستي بنوميل براي انسان و جانوران خونگرم اندک است ( mg/kg5000 LD 50> حاد دهاني و پوستي براي موش صحرايي) ( رخشاني و طاهري، 1385).
در آزمايشي اثر چند قارچ کش را براي کنترل آنتراگنوز و جرب آواکادو و آنتراگنوز انبه مورد مطالعه قرار دادند. قارچکش بنوميل اثر قابل توجهي را روي آواکادو و انبه در طول 4 سال آزمايش نشان داد. اين قارچکش روي اين بيماري ها به طور خاص موثر بود.
چيوک چيو و همکاران (2000) اثر قارچکش بنوميل را روي جوانه زني اسپور و طول هيف قارچ Glomus mosseae مورد بررسي قرار دادند. بنوميل از جوانه زني اسپور و همچنين رشد هيف اين قارچ وقتيکه در غلظت هاي 25/21، 62/10و µg/ml 10 به کار برده شد، جلوگيري کرد. قارچ G. mosseae قادر به جوانه زني در حضور µg/ml 12/2 از بنوميل بود و درصد جوانه زني در نتيجه کاربرد غلظت هاي 1/0 و 01/0 و 001/0 از قارچکش تحت تاثير قرار نگرفت. وقتي که اسپور هاي G. mosseae در معرض بنوميل بودند، جوانه نزدند و پس از انتقال آنها به محيط آگار _آب بدون بنوميل بيشترين جوانه زني16% بود. همچنين اين آزمايش نشان داد که اسپور هاي کوچک G. mosseae نسبت به اسپور هاي بزرگ آن مقاوم تر بودند.
2-4- تيابندازول
تيابندازول با فرمول شيمياييbenzimidazole] (2-(thiazol-4-yl) ] يک ترکيب غيرکاربامات ازگروه بنزيميدازول ها است که براي کنترل بيماري هاي مختلف به کار مي رود. اين قارچکش در سال 1969 معرفي شد. تيابندازول قارچکشي سيستميک با اثرات محافظتي و درماني است که هم از طريق ريشه به برگ ها و هم بالعکس منتقل مي شود. اين قارچکش يک لايه محافظتي را روي ميوه ها و غده هاي برداشت شده بوجود مي آورد. تيابندازول عمدتا پس از برداشت براي کنترل قارچهايي از جنس هايAspergillius ،Botrytis ،Septoria ، Verticillium،Fusarium ، Sclerotinia روي محصولات مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد. از اين قارچکش به صورت ضد عفوني بذور غلات جهت کنترل سياهک پنهان (Tilletia laevis) و سياهک پا کوتاهي گندم (Tilletia controversa) تزريق در ساقه ي درخت براي کنترل بيماري مرگ نارون و محلول پاشي قسمت هاي هوايي گياهان نيز استفاده مي شود. ضدعفوني بذور غلات با تيابندازول ممکن است تا مدت 30 روز گياهچه ها را از حمله سفيدک هاي سطحي محافظت نمايد. تيابندازول عمدتا به صورت پودر وتابل 60% فرموله مي شود. سميت تيابندازول براي انسان و جانوران خونگرم کم است ( LD50 حاد دهاني و پوستي براي خرگوش به ترتيب 3600 و بيشتر ازmg/kg 2000 است. از نام هاي تجارتي آن مي توان به Tecto, Textar, Mintezol, Mycozol, Tresaderm اشاره کرد. حالت معمول کاربرد آن به صورت غوطه ور کردن ميوه ها در محلول سمي يا اسپري ميوه ها با غلظتppm 2000-500 قارچکش است (رخشاني و طاهري، 1385).
در تحقيقات مختلفي کارايي اين قارچکش براي کنترل بيماري هاي پس از برداشت مورد بررسي قرار گرفته است.
در آزمايشي اثر تيمار مخلوط تيابندازول با aminobutane 2- براي کنترل پوسيدگي ميوه ي مرکبات بررسي گرديد. نتايج نشان داد که کاربرد تيابندازول و aminobutan -2 به عنوان يک تيمار ترکيب شده سازگاري خوب و نتايج بهتري در کنترل پس از برداشت کپک سبز ميوه مرکبات در مقايسه با تيمار انفرداي اين ترکيبات دارد. همچنين چنين ترکيبي طيف ضد قارچي گسترده اي نسبت به دو ترکيب به تنهايي داشته و روي سويه هاي P. digitatum مقاوم به بنزيميدازول نيز موثر است (گوتر، 1985).
کوهن و شالوم (1990) روي کپک سبز و آبي مطالعات زيادي انجام دادند و به اين نتيجه رسيدند که ترکيب فن پروپيمورف که يک قارچکش مورفولين است در کنترل بيماري هاي پس از برداشت ميوه ي مرکبات بسيار موثر بود. همچنين اين محققين اثر قارچکشي اين آفتکش را بصورت تيمار ترکيبي با گوازاتين به صورت اسپري روي انواع ميوه ي مرکبات مورد بررسي قرار دادند.
باس و همکاران (1992) 415 ايزوله از P. digitatum و P. italicum را با قارچ کش هاي تيابندازول، بنوميل و ايمازاليل تيمار نمودند. ايزوله ها از ميوه ي گريپ فروت، ليمو، نارنگي و پرتقال پوسيده از 14 منطقه ي جغرافيايي جمع آوري شدند. ايزوله ها روي محيط PDA حاوي غلظت هاي 0، 5/2، 10، 40 و mg/l 160از تيابندازول، 0، 5/1، 6، 25 وmg/l 100 از بنوميل و 0، 11/0، 33/0، 1 و mg/l 3 ايمازاليل کشت داده شدند و قطر کلني هاي قارچي را اندازه گرفتند. نتايج نشان داد که ميانگين ED50 تيابندازول، بنوميل و ايمازاليل روي قارچ P. digitatum به ترتيب 8/15، 3/6 وmg/l 88/0 بود. ميانگين ED50 تيابندازول و بنوميل براي قارچ P. italicum به ترتيب 6/22 وmg/l 7/4 بود.
در تحقيق ديگري، 326 ايزوله P. digitatum در کاليفرنيا جمع آوري شده و حساسيت آنها به ايمازاليل، تيابندازول و O-phenylphenol مورد سنجش قرار گرفت. هجده ايزوله ي مقاوم تيپيک براي ارزيابي حساسيت آنها به هر سه قارچکش طي سه سال 1988، 1990و 1994 مورد بررسي قرار گرفتند. تفاوت هاي قابل توجهي در حساسيت ايزوله هاي جمع آوري شده در سالهاي مختلف ديده نشد. با اين حال، مقدار مقاومت به هر سه قارچکش از 43% در سال 1988 به 77% در سال 1990 و 74% در سال 1994 افزايش يافت. بيوتيپ هاي مقاوم به ايمازاليل از قارچ P. digitatum به طور مکرر در کاليفرنيا جداسازي شدند، در حالي که مقاومت به P. digitatum نادر بود. در مورد هر سه قارچکش، تيپ وحشي P. italicum حساسيت کمتري نسبت به تيپ وحشيP. digitatum داشت. غلظت 50% ايمازاليل روي بازدارندگي رشد P. digitatum تاثير داشت و همچنين فعاليت آن در PH حدود 9/5-1/5 افزايش يافت (هولمز و اکرت، 1999).
در تحقيق ديگري اثر تيمار ميوه ها با پتاسيم سربات و تيابندازول روي قارچ P. digitatum بر روي ليمو مورد بررسي قرار گرفت. در تيمار توسط پتاسيم سربات به تنهايي هيچ گونه حفاظت دائمي و مداومي ديده نشد. نتايج نشان داد که استفاده همزمان از پتاسيم سربات و تيابندازول علاوه بر کنترل بهتر قارچ باقي مانده تيابندازول را در ميوه کاهش داد (آکواينو و همکاران، 2013).
استفاده از سموم شيميايي طي دهه هاي اخير نقش تعيين کننده اي در کاهش خسارت محصولات ذخيره شده داشته است. مطالعات و بررسي هاي صورت گرفته نشان مي دهد که باقيمانده سموم کشاورزي روي مواد غذايي منشا بسياري از بيماري ها و نارسايي ها است. از سويي ديگر تاثير مخرب اين سموم بر نيروي انساني و آلوده شدن خاک و آب هاي زير زميني از جمله مسائلي است که از ديدگاه زيست محيطي مورد توجه است. امروز مصرف کنندگان براي مسائلي همچون کيفيت، بهداشت و ايمني مواد غذايي اهميت بيشتري قائل هستند. تضمين کيفيت و سلامت محصولات غذايي به عنوان مسئله اي کليدي براي رقابت در عرصه ي صنايع غذايي حائز اهميت مي باشد و در نهايت تاثيرات جانبي و مخرب استفاده از سموم شيميايي در مرحله انبار داري و ذخيره سازي محصولات در حجم وسيع، امري غير قابل صرفنظر کردن مي باشد. از اين رو تحقيقات زيادي با هدف جايگزيني آفتکش هاي شيميايي با ترکيبات طبيعي انجام مي شود ( سابقي و پذيرنده، 1390).
2-5- اسانس هاي گياهي
اسانس ها گروهي از روغن هاي گياهي هستند که عامل بوي خوش يا مزه در گياه هستند. وزن مخصوص اسانس ها کمتر از آب بوده و مانند لکه هاي چربي روي آب قرار مي گيرند. اسانس ها حتي در بسياري از گياهان ابتدايي نيز وجود دارند و گياهاني که بيش از همه داراي اسانس هستند، مربوط به خانواده Lamiaceae، Umbeliferaceae و Asteraceae است. در مواردي در خانواده Solanaceae و Rosaceae نيز چنين ترکيباتي يافت مي شوند. اين ترکيبات در الکل، اتر و اغلب حلال هاي آلي قابل حل هستند. اسانس ها به علت تبخير در مجاورت هوا در حرارت عادي، روغن هاي فرار، روغن هاي اتري يا اسانس هاي روغني ناميده مي شود. اسانس ها به طور کلي بي رنگ هستند به ويژه هنگامي که تازه تهيه شده باشند، ولي رنگ آن ها در اثر مرور زمان به علت اکسيداسيون تيره مي گردد. بنابراين توصيه مي شود اسانس ها در مکان خنک، خشک و ظرف هاي سربسته و از جنس شيشه دودي نگهداري شوند. قسمت عمده ي اسانس هاي گياهان را ترپنوئيد ها به خصوص مونوترپنوئيد ها و سسکوئي ترپنوئيد ها تشکيل مي دهند ( کيتا و همکاران، 2001). اسانس ها به طور کلي در سلول کرک هاي ترشحي، مجاري ترشحي و در فضاي بين سلولي اپيدرم و مزوفيل اندام هاي مختلف گياه مانند گل، برگ، پوست، چوب، ريشه، ريزوم، ميوه و بذر قرار دارند. بنابراين اسانس هاي استخراج شده از لحاظ کيفيت و کميت و همچنين عناصر تشکيل دهنده از اندامي به اندام ديگر متفاوت هستند (بقاليان و نقد آبادي، 1379).
اسانس هاي استخراج شده از بعضي گياهان داراي خاصيت نفوذ و تدخيني مناسب بوده و جايگزين بالقوه اي براي سموم شيميايي هستند. همچنين در مقايسه با سموم شيميايي از نظر زيست محيطي مشکلات کمتري دارند ( کيم و همکاران، 2003). در تحقيقات انجام شده در زمينه اثرات زيستي اسانس هاي گياهي اثرات تخم کشي، عقيم کنندگي، حشره کشي، قارچکشي، باکتري کشي، کنه کشي و نماتد کشي آنها مشخص شده است (شاکرمي و همکاران، 1388).
ايران با داشتن مناطق وسيع خشک و نيمه خشک که در آن تعداد زيادي از گياهان آروماتيک بومي از خانواده هاي مختلف رشد مي کند و تاريخ قديمي و کهن استفاده از گياهان دارويي پتانسيل زيادي براي کاربردي نمودن اسانس هاي گياهي در برنامه هاي مديريت آفات و بيماري ها دارد. کنترل بيماري هاي پس از برداشت با استفاده از اسانس هاي گياهي، يکي از زمينه هاي تحقيقاتي در حال گسترش است ( مير کاظمي و همکاران، 1388).
در آزمايشي اثر اسانس هاي زيره سبز، شويد، آويشن، گشنيز و رزماري بر روي قارچ P. digitatum مورد بررسي قرار گرفت. اسانس زيره سبز به طور کامل از رشد قارچ و جوانه زني اسپور ها جلوگيري کرد. ولي اسانس هاي آويشن، شويد، گشنيز و رزماري روي رشد ميسيليومي اثري نداشتد ولي از طريق تدخيني توانستند به ترتيب 8/85، 8/82، 80 و% 4/71 مانع رشد ميسيليومي پاتوژن شوند (ييگيت و همکاران، 2000).
فعاليت ضد قارچي اسانس هاي رازيانه، مرزنجوش، برگ بو، اسطوخودوس و آرتميسيا در منطقه مديترانه‌اي ترکيه روي P. digitatum مورد ارزيابي قرار گرفت. اثر غلظت هاي مختلف اسانس ها روي جوانه زني و طويل شدن لوله ي تندشي آزمايش شد. نتايج نشان داد که اسانس مرزنجوش و رازيانه بازدارنده ي قوي جوانه زني کنيديوم P. digitatum در مقايسه با ديگر اسانس هاي مورد استفاده بودند. بازدارندگي کامل کنيدي ها به وسيلهي اسانس مرزنجوش و رازيانه در غلظتهاي 64 و µl/ml 352 مشاهده شد اما کاربرد اسانس اسطوخودوس، برگ بو و آرتميسيا براي جلوگيري از جوانه زني کنيديومي در همه ي غلظت هاي استفاده شده (32 تا µl/ml352) با شکست مواجه شد. اسانس رازيانه و مرزنجوش در غلظت هاي 64 و µL/ml 352 از طويل شدگي لوله تندشي به طور کامل جلوگيري کردند. اسانس اسطوخودوس و برگ بو و آرتميسيا در بالاترين غلظت استفاده شده (µl/ml352) طويل شدگي لوله ي تندشي را به ترتيب به ميزان 69 ،58 و %28 کاهش دادند. مشاهده ي ميکروسکوپي نشان داد که هر دو اسانس مرزنجوش و رازيانه به طور قابل توجهي مورفولوژِي هيف P. digitatum را تغيير مي دهند (سويلو و همکاران، 2005).
رمضاني و سليماني (2010) اثر اسانس Eucalyptus leucoxylon را در کنترل پوسيدگي ميوه‌ي پرتقال



قیمت: تومان


پاسخ دهید