دانشگاه آزاد اسلامي
واحد کرمانشاه
پايان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسي ارشد
رشته مشاوره
عنوان :
بررسي رابطه بين تيپ شخصيتي A و B با بيماري ديابت نوع 2 در بيماران مراجعه کننده به مرکز ديابت کرمانشاه 1393
استاد راهنما
دکتر حسن اميري
استاد مشاور
دکتر رستم جلالي
نگارش
فرهاد فرنودي
زمستان 93
تشکر و قدرداني
حال که نگارش اين پژوهش به پايان رسيده است بر خود واجب مي دانم از کليه اشخاصي که در اجراي آن همکاري و مشارکت داشته اند صميمانه سپاسگذاري و قدرداني نمايم زيرا اين کار گروهي ميسر نمي شد اگر که راهنمايي ها و مساعدت هاي اساتيد گرانقدر دانشگاه نبود.
لذا بدين وسيله از جناب آقاي دکتر اميري استاد راهنماي محترم که به حد کمال از توانايي والاي علمي، مديريتي و اجرايي ايشان بهره مند شدم و هرگونه مساعدتي که لازم بود براي انجام اين کار فراهم نمودند و حضوري موثر و تعيين کننده داشته اند و فرايند کار را به خوبي هدايت نمودند از صميم قلب سپاسگزاري مي نمايم.
همچنين از استاد محترم مشاور جناب آقاي دکتر جلالي که از راهنمايي هاي ارزشمند آنها استفاده نمودم صميمانه تشکر و قدرداني مي کنم.
در پايان از ساير افرادي که به نوعي در تدوين و نگارش اين پژوهش همکاري و مشارکت داشته اند قدرداني مي نمايم.
تقديم به
همسر فداکارم
و فرزندان عزيزم
که در تمام مدت تحصيل با حمايت هايشان ياري ام دادند و همراهي ام نمودند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل يكم2
کليات پژوهش2
1-1-مقدمه3
1-2- بيان مسئله5
1-3- اهميّت و ضرورت انجام پژوهش8
1-4- اهداف پژوهش9
1-5- فرضيه‏هاي پژوهش10
1-6- سوالات پژوهش10
1-7- تعاريف مفهومي و عملياتي10
تعاريف عملياتي11
فصل دوم12
ادبيات و پيشينه پژوهش12
2-1- مباني نظري ديابت13
2-1- 1- تاريخچه ديابت13
2-1-2- ديابت نوع 214
2-1-3- غربالگري15
2-1-4- پيشگيري15
2-1-5-اداره کردن بيماري16
2-1-6-علايم و نشانه ها17
2-1-7- علت17
2-1-8- سبک زندگي18
2-1-9-ژنتيک19
2-1-10- شرايط درماني20
2-1-11- پاتوفيزيولوژي20
2-1-12- درمان دارويي21
2-1-12- جراحي22
2-1-13- بيماري همه گير جهاني22
2-1-14- عوارض حاد ديابت23
2-1-15- عوارض کليوي26
2-1-16- مراحل درگيري27
2-1-17- پيشگيري و درمان28
2-2-مباني نظري تيپ هاي شخصيت31
2-2-1- تاريخچه تيپ هاي شخصيتي31
2-2-2- تعريف شخصيت31
2-2-3-عوامل موثر بر شکل گيري شخصيت36
2-2-3-1- عامل ژنتيکي36
2-2-3-2- عامل محيطي37
2-2-3-3- عامل خانواده39
2-2-3-4- عامل يادگيري43
2-2-3-5- عامل رشد43
2-2-4- نظريه هاي شخصيت44
2-2-4-1- رويکرد زيستي44
2-2-4-2- تفصيل تيپ هاي شخصيتي46
2-2-4-3-رويکرد صفات47
2-2-4-4-رويکرد يادگيري اجتماعي51
2-2-4-5- رويکرد روانکاوي55
2-2-4-6- رويکرد پديدار شناختي60
2-2-5- ساختار شخصيت62
2-2-6-تيپ هاي شخصيت65
2-2-7-تيپ شخصيتي A و B67
2-2-8- شخصيت A در مقابل B69
2-2-9-تيپ شخصيت و ديابت نوع 270
2-3- پيشينه پژوهش71
2-3-1- پيشينه داخلي پژوهش71
2-3-2- پيشينه خارجي پژوهش74
2-3-3- جمع بندي75
فصل سوم76
روش پژوهش76
3-1- مقدمه77
3-2- روش پژوهش77
3-3- جامعه آماري77
3-4- حجم نمونه و روش نمونه گيري77
3-5- شيوه اجرا78
3-6- ابزار پژوهش78
3-7- روش تجزيه و تحليل داده ها79
فصل چهارم80
نتايج (يافته ها)80
4-1- يافته هاي توصيفي81
4-2- يافته هاي استنباطي83
فصل پنجم86
بحث و نتيجه گيري86
5-1- بحث و نتيجه گيري87
5-2- محدوديت هاي پژوهشي90
5-3- پيشنهادات پژوهشي91
منابع92
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1- وضعيت تيپهاي شخصيتي در کل آزمودني ها81
جدول 4-2- وضعيت مدت ابتلاء بيماران به ديابت نوع 2 در گروه مورد بر اساس سال81
جدول 4-3- وضعيت جنسيت دو گروه مورد و شاهد82
جدول 4-4- وضعيت سني افراد شرکت کننده در مطالعه دو گروه مورد و شاهد82
جدول 4-5- ميانگين و انحراف معيار تيپ شخصيتي A در بيماران ديابتي نوع 2 و افراد عادي82
جدول 4-6- ميانگين و انحراف معيار تيپ شخصيتي B در بيماران ديابتي نوع 2 و افراد عادي83
جدول 4-7- آزمون T گروه هاي مستقل براي مقايسه شدت تيپ شخصيتي A در بيماران و افراد عادي83
جدول 4-8- آزمون T گروه هاي مستقل براي مقايسه شدت تيپ شخصيتي B در بيماران و افراد عادي84
جدول 4-9 -وضعيت تيپ هاي شخصيتي A و B در بيماران ديابت نوع 2 و افراد عادي85
جدول 4-10- آزمون مربع کاي- براي بررسي پراکندگي تيپ هاي شخصيتي A و B در بيماران و افراد عادي85
چکيده
هدف از پژوهش حاضر بررسي رابطه بين تيپ شخصيتي A و B با بيماري ديابت نوع 2 در بيماران مراجعه کننده به مرکز ديابت کرمانشاه 1393 بود. حجم نمونه با توجه به تعداد محدود بيماران ديابتي نوع 2 پس از بررسي در درمانگاه ديابت شهر کرمانشاه 50 نفر افراد مبتلا به ديابت نوع 2 به صورت داوطلبانه و 50 نفر ديگر نيز با همتاسازي گروه بيماران ديابتي نوع2 انتخاب شدند.
ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تيپ شخصيتي A و B بورتنر بود. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه رابطه معناداري بين تيپ شخصيتي A و B و بيماري ديابت وجود دارد. همچنين نتايج نشان داد بين تيپ شخصيتي A در گروه مورد و شاهد تفاوت معني داري ديده نشد اما بين تيپ شخصيتي B در دو گروه تفاوت معني دار بود (05/0< P). همچنين نتايج نشان داد كه افراد داراي گرايش به تيپ شخصيتي A در مقايسه با افراد با گرايش به تيپ شخصيتي B از سلامت كمتر برخوردارند و نيز اين افراد بيشتر از بيماري هاي ديابتي رنج مي?برند (01/0< P).

كليد واژه: تيپ شخصيتي A، تيپ شخصيتي B، بيماري ديابت نوع 2
فصل يكم
کليات پژوهش
1-1-مقدمه
ديابت گروهي از بيماريهاي متابوليکي را در بر مي گيرد که مشخصه آنها بالابودن سطح گلوکز خون ناشي از درجات مختلف مقاومت بدن فرد در برابر انسولين يا اختلال ترشح انسولين است ، ديابت نوع 1 و نوع 2 ، دو شکل اصلي اين بيماري هستند که ديابت نوع دو تقريبا 85 تا 90 درصد مبتلايان را تشکيل مي دهد (انجمن ديابت امريکا ، 2007) .
ديابت نوع دو1 از جمله بيماريهاي روان- تني2 است كه تنيدگي درايجاد، شدت، عود و مزمن شدن آن تأثير فرواني دارد. علت ابتلا به اين بيماري اين است كه بدن انسولين كافي نمي?سازد يا اينكه مصرف انسولين با اشكال مواجه است يا هر دو. در اين بيماران مقادير بالاي گلوكز ممكن است به چشمها، كليه ها، اعصاب، قلب و رگهاي خوني آسيب برساند. اكثر افرادي كه به ديابت نوع دو مبتلا مي?شوند بيش از چهل سال سن دارند، ولي ميزان بروز آن در افراد جوانتر و حتي كودكان در حال افزايش است( غلامي کردآبادي، 1382). تقريباً 95-90% افراد مبتلا به ديابت نوع دو مي باشند .در اين نوع بيماري حساسيت سلولها نسبت به انسولين کم شده و نقص در عملکرد سلولهاي B منجر به کاهش توليد انسولين مي?گردد. در حالت طبيعي انسولين به گيرنده?هاي خاصي در سطح سلول متصل مي شود و مجموعه اي از واکنش هاي مربوط به متابوليسم(سوخت و ساز) GL را در سلول آغاز مي کند(لازاروس و فولکمن3،1981).????????
تيپ شخصيتي، عبارت است از مجموعه خصوصيات و ويژگي هاي شخصي است که براي اندازه گيري و سنجش فرد و متمايز کردن انسان ها از يکديگر بکار مي رود(شفيع آبادي،1390). بر اساس الگوهاي رفتاري، تيپ شخصيتي را مي توان به دو نوع A,B تقسيم نمود. افراد تيپ A که مستعد بيماري جسماني و رواني مي باشند، با سه ملاک توصيف مي شوند: 1) احساس افراطي فوريت زمان 2) رقابت طلبي و جاه طلبي و 3) پرخاشگري و خصومت بويژه زماني که اوضاع از کنترل خارج است. افراد تيپ A بيشتر در معرض بيماري هاي قلبي- عروقي، روان تني، فشار خون بالا، ديابت و مرگ زود رس هستند و رفتارهاي پرخاشگرانه، خصومت آميز، اضطراب، استرس، درماندگي، ناکامي و نااميدي را نشان مي دهند. تيپ A دنيا را همواره به صورت مکاني تهديد کننده و خصمانه مي بينند که باعث واکنش اضطراري دائمي در آنها خواهد شد. نقطه مقابل اين افراد، شخصيت هاي تيپ B هستند که آرام و خونسرد بوده و احساس فوريت زمان نمي کنند (روزنهان و سيليگمن، ترجمه سيد محمدي، 1389). اين اشخاص غالبا صبور، شکيبا، آرام و خونسرد هستند. در برخورد و مراوداتشان ملايم هستند، در کارها افراط نمي کنند، اهل رقابت نيستند، نسبت به موضوع کاري خيلي حساسيت نشان نمي دهند، بدون احساس گناه استراحت مي کنند و از اوقات ?فراغت ?لذت ?مي?برند (فريدمن ?و ?روزنمن4، ?2007).
طبق نتايجي که از تحقيقات روانشناسان در رابطه با تاثير عوامل روانشناختي در بروز بيماري هاي غير?واگير صورت گرفته است، رفتار نوع A را مي توان از جمله عوامل خطر ابتلا به بيماري ديابت دانست(بارسکي5،2001). در حالي كه برخي اشخاص به كمك باورهاي غير منطقي براي خود استرس مي آفرينند و يا استرس هاي خود را تشديد مي كنند، برخي ديگر استرس را به وسيلة رفتار تيپA به وجود مي آورند(هاربين و بلومنتال6،1985) و از آنجا که استرس در افراد نوع A سبب ميزان ترشح ايمونوگلوبولين IGA کمتري نسبت به افراد نوعB از بزاق مي شود و در نتيجه واکنش سيستم ايمني افراد نوع A در مقايسه با افراد نوع B در برابر استرس هاي جزئي ضعيف تر مي شود احتمال دارد که همراهي زمينه هاي گفته شده در چگونگي سير باليني بيماري ديابت در افراد مستعد نقش داشته باشد(عيسي پره، 1382).
1-2- بيان مسئله
در بروز و تکوين هر بيماري، عناصر و شرايط گوناگوني از جمله زمينه هاي وراثتي،اجتماعي و تعامل کارکرد ويژگي هاي روانشناختي ورفتاري انسان نقش دارند.در برخي از متون علمي درباره وجود رابطه ميان الگوهاي رفتاري A و بيماري هاي غدد درون ريز به ويژه ديابت گزارش هايي بيان شده است. شخصيت که به سازمان پيچيده اي از تمايلات و ويژگي ها اشاره دارد، مي تواند با برآيندهاي مهم زندگي از جمله تندرستي و بيماري در رابطه باشد(واتسون، کلارک و هارکنس7،1994) و به صورت مستقيم بر ميزان ترشح کورتيزول و قند خون و به صورت غير مستقيم بر ادراک فرد از استرس تاثير بگذارد. تاکنون تيپ هاي شخصيتي مختلفي با توجه به اثرات آن بر تندرستي مشخص شده اند. يکي از مشهورترين تيپ هاي شخصيتي که تا کنون به عنوان عامل خطرزاي بيماري مورد مطالعه قرار گرفته، تيپ شخصيتي A است(يورسانو، اپستين و لازار8،2002؛ دنولت9،2000).
تيپ شخصيتي مدلي است که بدان وسيله مي?توانيم شخص واقعي را ارزيابي کنيم. هر تيپ محصول تعامل خاص بين چند نيروي فرهنگي و شخصي مانند گروه همسالان ,عوامل ارثي و ژنتيکي والدين طبقه?ي اجتماعي، فرهنگ و محيط فيزيکي است. از آن جا که تيپ هاي مختلف داراي علايق صلاحيت ها و حالات مزاجي متفاوتي هستند مايل اند که خود را با افراد و موضوعات مخصوصي احاطه کنند و در جستجوي مسائلي هستند که با علايق، صلاحيت ها و طرز فکرشان نسبت به جهان متجانس باشد (حسينيان و يزدي،1386).
يکي از متداول ترين طبقه? بندي هايي که روان شناسان براي شخصيت به کار مي?برند تيپ شخصيتي A وتيپ شخصيتيB مي باشد.تيپ شخصيتي B در مقايسه با تيپ شخصيتي Aخود?دار?ترند و از بروز احساسات خود بيشتر جلوگيري ميکنند.همين طور شواهد نشان مي دهد که تيپ شخصيتي B در يادگيري بيشتر تحت تاثير تنبيه قرار مي?گيرند در حالي که تيپ شخصيتي Aبيشتر از پاداش تاثير مي?پذيرند (پروين10،2000، ترجمه محمد جعفر جوادي، 1390). افراد داراي تيپ شخصيتي B به اين علت که سريع تر و بيش از حد شرطي ميشوند افرادي هستند همرنگ جماعت و پايبند به مقررات در حالي که تيپ شخصيتيA به استقبال خطر مي?روند و به پيامدهاي آن بي اعتنا هستند (حسينيان و يزدي،1386).
در اغلب پژوهش ها تأكيد بيشتر روي عوامل فيزيولوژيك از قبيل چربي خون، فشار خون، شاخص تودة بدني، ديابت،تيروئيد و رفتارهاي مرتبط به سلامت مثل كشيدن سيگار و الكل و غيره بوده است اما روان?شناسان معتقدند كه مؤلفه هاي روان شناختي از قبيل استرس، تنش، اضطراب، افسردگي، الگوي رفتاري نوعA و … در بروز بيماريها نقش دارند(طهماسبيان و همکاران،1390). فريدمن و روزنمن درمورد تأثير شخصيت در بيماري قلبي تلاش هاي گسترده اي را آغاز كردند كه در نهايت به كشف تيپ شخصيتي A منجر شد. اين دو براين اعتقاد بودند كه عامل مهم ابتلا به بيماري قلبي تيپ شخصيتي A است چرا که اين تيپ ويژگي هايي از قبيل رقابت جويي، اضطرار وقت، تقلا براي پيشرفت و مشغلة فكري با هدف شتابزدگي اضطراب دارد. طبق نظر آنها اين گونه رفتار به تدريج منجر به ابتلاء اين افراد به بيماري قلبي مي گردد (عليپور،1390). ديابت نيز مجموعه اي ناهمگن از بيماري هاي سوخت و سازي است که با افزايش مزمن قند خون و اختلال سوخت و ساز کربوهيدرات، چربي و پروتئين مشخص مي شود و در نتيجه آن، نقايصي در ترشح يا عمل انسولين ايجاد مي شود(پورشريفي و همکاران،1391).عوامل رفتاري، روان شناختي و اجتماعي نقش حياتي در مديريت آن دارند(اسنوک11، 2009).??
يافته هاي پژوهشي که اسکرودنسکي12 و همکاران در 1998 انجام دادند، بر وجود ارتباط ميان الگوهاي رفتاري A با ديابت اشاره دارد.در پژوهش ديگري گزارش مي شود که الگوهاي رفتاري A در افراد مبتلا به سندرم متابوليکX (مقاومت به انسولين) متداول است(پوگاتسا13،1999).برخي يافته هاي آزمايشگاهي نيز نشان داده است که افراد ديابتي با الگوهاي رفتاري نوع A در مقايسه با گروهB از سطح پرولاکتين و کورتيزول بالاتري برخوردارند که اين هورمون ها در بروز بيماري هاي مزمن نقش دارند( ساپس14،1984) و همچنين کلسترول و تري گليسيريد در اين گونه افراد در مقايسه با گروه B بيشتر است(روزمن و فريدمن15،1963).پژوهش هاي فريدمن(1960) نشان مي دهد که ميزان ترشح اپي نفرين و نوراپي نفرين در افراد نوع Bکمتر از نوع A است(فريدمن،1960) و همچنين زمان لخته شدن خون نيز در نوعB نسبت به نوع A کمتر از ميزان طبيعي است(فريدمن و روزمن، 1958). کلافي، پيشداد و باقري (1381) در پژوهش خود نشان دادند افراد ديابتي نوع يک (74%) الگوهاي رفتاري A را در مقايسه با ديابتي هاي نوع دو و افراد عادي آشکار مي?کنند. در اين پژوهش نيز مساله اصلي اين است که آيا بين تيپ هاي شخصيتي A و B در ميزان ابتلا به بيماري ديابت نوع 2 تفاوت معني داري وجود دارد؟
1-3- اهميّت و ضرورت انجام پژوهش
طبق پيش‌بيني سازمان بهداشت جهاني آمار مبتلايان به ديابت تا سال 2030 دو برابر مي‌شود.در ايران نيز آمارها نگران کننده است، حدود 4 ميليون ايراني به ديابت مبتلا هستند و اين در حالي است که نيمي از افراد مبتلا به ديابت از بيماري خود بي‌اطلاعند، سن ابتلا به ديابت نوع 2 در دنيا 55 تا 65 سالگي است، در حالي که در ايران 45 تا 50 سالگي است. آخرين مطالعات نشان داده، 8/7 درصد از جمعيت 25 تا 60 ساله کشور مبتلا به ديابت هستند(محمديان،1393).
ديابت نوع دو که سابق بر اين، آن را ديابت شيرين غير وابسته به انسولين يا ديابت بزرگسالان مي ناميدند، نوعي اختلال در سوخت و ساز بدن است که با بالا بودن گلوکز خون در شرايط مقاومت درمقابل انسولين و کمبود نسبي انسولين شناسايي مي?شود(کومار، فاوستو، اباس، کوتران و روبينز16، 2005). تاچندي پيش بيماري هاي واگير به عنوان بزرگ ترين مشکل بهداشتي کشورهاي جهان سوم به شمار مي رفت، اما در حال حاضر افزايش نقش بيماري هاي غير واگير در مرگ و مير، مخصوصا در کشورهاي در حال توسعه تهديدي جدي محسوب مي شودکه بيماري ديابت يکي از آنهاست( زارع شاه آبادي، حاجي زاده ميمندي و ابراهيمي صدرآبادي، 1389). از مهم ترين عوامل روانشناختي موثر بر ديابت استرس مي باشد که از ويژگي هاي بارز افراد داراي تيپ شخصيتي A مي باشد. نظرات دانشمندان در زمينه ارتباط استرس و ديابت متفاوت است. واکنش ارگانيسم در هنگام مواجهه با اختلال غير عادي، افزايش فعاليت محور هيپوتالاموس/ هيپوفيز/ آدرنال است؛ در سيستم هورموني- عصبي يا محور هيپوتالاموس/ هيپوفيز/ قشر فوق کليوي، فشارهاي رواني با تحريک هسته هاي پاراونتريکولر هيپوتالاموس موجب آزاد سازي عامل افزايش دهنده کورتيکوتروپين مي شوند. اين عامل در هيپوفيز قدامي باعث سنتز آدرنوکوتيکوتروپين و درنهايت، تحريک غدد فوق کليوي وترشح هورمون هاي گلوکوکورتيکوئيدي مي شود(کريير17،2003). بنابراين تحريک محور سمپاتيک مرکزي/ آدرنال و محور هيپوتالاموس/ هيپوفيز/ قشر فوق کليوي موجب ترشح هورمون هاي کاتکول آميني و گلوکوکوتيکوئيدي و در نهايت افزايش ضربان قلب و فشار خون مي شود( گويمن و وينفيلد18،2005). بي يورنتورپ در تلاش براي شرح رابطه فيزيولوژيک بين تجربه هاي استرس زا و شروع ديابت نوع دو بيان مي کند که استرس هاي روحي با واکنش احساس شکست يا درماندگي باعث فعال شدن محور هيپوتالاموس/ هيپوفيز/ آدرنال مي شوند. اين فعالسازي منجر به اختلال هاي هورموني شامل بالا رفتن سطح کورتيزول سرم و پايين آمدن سطح استروئيدهاي جنسي و هورمون رشد مي شود که مخالف عمل انسولين است(پورشريفي، عليپور، زارع، افخمي و شيباني،1391).
با توجه به پژوهش هاي بسياراندکي که در زمينه نقش الگوهاي شخصيتي در بيماري هاي غير واگير مخصوصا ديابت نوع دو صورت گرفته است در اين پژوهش نقش تيپ هاي شخصيتي نوع A و B را در بيماري ديابت نوع دو بررسي شد چرا که مشخص شده الگوي رفتاري A به تنهايي عنصري آسيب زا براي تندرستي است (واتاناب و يامائوکا19،1993) و با آگاهي از اينکه تعامل چنين عناصر شناختي و عوامل سبب ساز ديابت در چگونگي و پيش آگهي اين بيماري سهيم مي باشد انجام پژوهش حاضر ضروري بود.
1-4- اهداف پژوهش
هدف اصلي
تعيين رابطه تيپ هاي شخصيتي B,A با ابتلا به بيماري ديابت نوع 2 در درمانگاه ديابت شهر کرمانشاه
اهداف فرعي
1- تعيين رابطه تيپ شخصيتي A با ابتلا به ديابت نوع 2 در دو گروه مورد و شاهد
2- تعيين رابطه تيپ شخصيتي B با ابتلا به ديابت نوع 2 در دو گروه مورد و شاهد
3- مقايسه رابطه تيپ شخصيتي B,A با ابتلا به ديابت نوع 2 در دو گروه مورد و شاهد
4- تعيين مشخصات دموگرافيک نمونه هاي مورد پژوهش
1-5- فرضيه‏هاي پژوهش
فرضيه اول) بين تيپ شخصيتي A در بيماران ديابت نوع 2 و افراد عادي تفاوت وجود دارد.
فرضيه دوم) بين تيپ شخصيتي B در بيماران ديابت نوع 2 و افراد عادي تفاوت وجود دارد.
فرضيه سوم) بين تيپ شخصيتي B,A از لحاظ ابتلا به بيماري ريابت نوع 2 تفاوت وجود دارد.
1-6- سوالات پژوهش
1- وضعيت دموگرافيک نمونه هاي مورد پژوهش چگونه است؟
1-7- تعاريف مفهومي و عملياتي
تعاريف مفهومي
تيپ شخصيتيA: افراد با شخصيت نوع A نياز بالايي به موفقيت دارند، به طور مستمر تلاش مي کنند که کارشان را به نحو احسن انجام دهند. نسبت به ديگران سلطه جو و پرخاشگرهستند و نسبت به وقايع ناشکيبا مي باشند(هانت ، کبل، ميچل و نيلسون20،2008).
تيپ شخصيتي B: از نظر روانشناسي افراد داراي تيپ شخصيتي تيپ B انعطاف پذيرتر از تيپ A مي باشند و ممکن است با فشار بهتر کنار بيايد. اين افراد موفقيت طلبي اندکي دارند، سلطه جويي و پرخاشگري کمتري دارند و احساس فوريت زماني، عجله و شتاب در آنها کمتر است(هانت و همکاران،2008).
ديابت نوع 2(تيپII): ديابت نوع دو از جمله بيماريهاي روان- تني است كه تنيدگي در ايجاد، شدت، عود و مزمن شدن آن تأثير فرواني دارد. علت ابتلا به اين بيماري اين است كه بدن انسولين كافي نمي?سازد يا اينكه مصرف انسولين با اشكال مواجه است يا هر دو( حسن زاده، دهکردي و خمسه، 1391).

تعاريف عملياتي
تيپ شخصيتي A و B: نمره?اي است که هريک از آزمودني ها از پرسشنامه استانداراد تيپ شخصيتي A و B (گنجي،1380) بدست آورده است.
بيماران ديابت نوع 2: در اين پژوهش منظور از بيماران ديابت نوع 2 بيماراني هستند که جهت درمان به درمانگاه ديابت شهر کرمانشاه مراجعه نمودند.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه پژوهش
2-1- مباني نظري ديابت
2-1- 1- تاريخچه ديابت
ديابت يکي از اولين بيماري‌هايي است(ريپول، برين، ريوتوز21،2011) که در دست نوشته‌هاي مصري‌ها از سال ???? پيش از ميلاد22، با عنوان “تخليه بيش از حد ادرار” توصيف شده است?گفته مي‌شود که اولين توصيف‌ها مربوط به ديابت نوع اول بوده است. پزشکان هندي در همان زمان اين بيماري را تشخيص داده و با توجه به اينکه ادرار فرد مبتلا مورچه‌ها را به خود جذب مي‌کند، آن را تحت عنوان “مادهومها” يا “ادرار شيرين” طبقه بندي کرده‌اند. واژه “ديابت” يا “عبور از طريق” را اولين بار در سال ??? قبل از ميلاد پزشک يوناني آپولونيوس ممفيس بکار برد. اين بيماري طي دوره امپراطوري روم و زمان جالينوس نادر بوده است و گفته مي‌شود که وي تنها با دو مورد از اين بيماري درطول زندگي حرفه‌اي خود برخورد داشته است. ديابت نوع ? و ? به عنوان دو بيماري جداگانه اولين بار توسط پزشکان هندي سوشروتا و چاراکا در سال ???- ??? بعد از ميلاد تشخيص داده شدند که ديابت نوع ? با جواني و نوع ? با اضافه وزن همراه بودند. واژه “شيرين” يا “عسلي” توسط بريتون جان رول در اواخر دهه‌هاي ???? به آن اضافه شد تا آن را از ديابت بي مزه که آن نيز با تکرر ادرار همراه است جدا کند. تا اوايل قرن ?? درماني براي اين بيماري يافت نشد تا اينکه فردريک بنتينگ و چارلز بست کانادايي در سال‌هاي ???? و ???? انسولين را کشف کردند. به دنبال آن در دهه ???? انسولين طولاني اثرNPH23 گسترش يافت (پارستکي24، 2009).
2-1-2- ديابت نوع 2
ديابت شيرين نوع 2 25 که سابق بر اين آن را ديابت شيرين غيروابسته به انسولين (NIDDM26) يا ديابت بزرگسالان مي‌ناميدند، نوعي اختلال در سوخت و ساز بدن است که با بالا بودن گلوکز خون در شرايط? ?مقاومت در مقابل انسولين و کمبود نسبي انسولين شناسايي مي‌شود(کامر، فاستو، آباس، کوتران و رابينز27، 2005). اين مسئله در تقابل با ديابت شيرين نوع ? است که در آن به دليل تخريب سلول‌هاي جزيره‌اي در لوزالمعده با کمبود مطلق انسولين مواجه هستيم. نشانه‌هاي کلاسيک اين بيماري عبارتند از احساس تشنگي مفرط، تکرر ادرار و احساس گرسنگي مفرط. ??? افراد مبتلا به ديابت به ديابت نوع ? دچار هستند و ??درصد ديگر به ترتيب مبتلا به ديابت شيرين نوع ? و ديابت بارداري مي‌باشند. گفته مي‌شود که چاقي دليل عمده ديابت نوع ? در افرادي است که به لحاظ ژنتيکي مستعد ابتلا به اين بيماري هستند. از ديگر دلايل آن مي‌توان به عدم تحرک، فشار خون بالا، داشتن HDL28 خون پايين و يا تري گليسيريد بالا اشاره کرد (گاردنر29، 2011). در شروع بيماري مي‌توان با افزايش ورزش و اصلاح رژيم غذايي ديابت نوع ? را کنترل کرد. اگر سطح گلوکز خون با اين روش‌ها به اندازه کافي پايين نيامد، ممکن است مصرف داروهايي مانند متفورمين يا انسولين لازم باشد. معمولاً بايد به طور مرتب سطح قند خون کساني که انسولين مصرف مي‌کنند کنترل شود. نرخ ابتلا به ديابت به طرز قابل توجهي در ?? سال اخير به موازات چاقي افزايش يافته است. تا سال ???? تقريباً حدود ??? ميليون نفر مبتلا به اين بيماري بودند و اين درحاليست که تعداد آنها در سال ???? حدود ?? ميليون نفر بوده است. عوارض ناشي از قند خون بالا مي‌تواند شامل بيماري قلبي، سکته‌ها، ريتينوپاتي ديابتي که بر بينايي اثر مي‌گذارد، نارسايي کليوي که در آن فرد ممکن است نياز به دياليز داشته باشد، و گردش ضعيف خون در دست و پا که ممکن است منجر به قطع عضو شود. عارضه حاد کتواسيدوزيکي از ويژگي‌هاي نوع ?ديابت است که شيوع چنداني ندارد(فساندميد، اوديني، اوگبرا30، 2008) البته، ممکن است کماي غيرآستونمي هايپروسمولار نيز رخ دهد.
2-1-3- غربالگري
هيچ سازمان بزرگي غربالگري جهاني ديابت را توصيه نمي‌کند چراکه مدرکي وجود ندارد که نشان دهد چنين برنامه‌اي مي‌تواند باعث بهبود شرايط شود.کار گروه خدمات پيشگيري ايالت متحده آمريکا انجام غربالگري را به بزرگسالاني که علايم اين بيماري را ندارد و فشار خون آنها بيشتر از mmHg ?? /??? است پيشنهاد مي‌کند. براي کساني که فشار خون آنها کمتر از اين ميزان است، شواهد کافي براي انجام يا انجام ندادن غربالگري وجود ندارد. سازمان بهداشت جهاني تنها انجام آزمايش را براي گروه‌هايي که در معرض خطر هستند توصيه مي‌کند(ولدز31، 2009). گروه‌هاي در معرض خطر در آمريکا عبارتند از: کساني که سن آنها بالاي ?? سال است، کساني که خويشاوندان درجه اول آنها مبتلا به ديابت هستند، برخي از گروه‌هاي قومي از قبيل اسپانيايي تبارها، آمريکايي‌هاي آفريقايي تبار، و بوميان آمريکايي، و کساني که سابقه ديابت بارداري، سندرم تخمدان پلي کيستيک، اضافه وزن، و شرايط مربوط به سندروم متابوليک را داشته‌اند(ويجان32،2010)
2-1-4- پيشگيري33
ديابت نوع ? را مي‌توان از طريق تغذيه مناسب و ورزش منظم به تاخير انداخت يا از بروز آن جلوگيري کرد(ريناالي وکنيلي34 ،2008). نظارت متمرکز بر سبک زندگي مي‌تواند خطر ابتلا به اين بيماري را به بيشتر از نصف کاهش دهد(ريپسين، کانگ و اوربان35، 2009). ورزش کردن بدون توجه به وزن اوليه فرد و کاهش بعدي وزن او فايده مند است( کروک36، 2011) البته شواهد چنداني در دست نيست که نشان دهند تغيير رژيم غذايي به تنهايي موثر خواهد بود(نيلد، سامربل، هومر، ويتاکر و موري37، 2008). ولي شواهدي وجود دارد که رژيم غذايي همراه با سبزيجات برگ دار سبز و کاهش مصرف نوشيدني‌هاي شيرين مي‌تواند مفيد باشند. در کساني که مبتلا به اختلال تحمل قند خون هستند، رژيم غذايي و ورزش به تنهايي يا در ترکيب با متفورمين يا اکاربوس مي‌تواند خطر پيشرفت ديابت را کاهش دهند. مداخله در سبک زندگي مي‌تواند موثرتر از مصرف متفورمين باشد(ماليک، پاپکين، براي و ديسپرس38،2010).
2-1-5-اداره کردن بيماري
مديريت ديابت نوع ? بر مداخله در سبک زندگي، پايين آوردن ساير عوامل ايجاد خطر بيماري‌هاي قلبي-عروقي، و ثابت نگه داشتن سطح گلوکز خون در محدوده طبيعي تمرکز دارد(ريپسين و همکاران، 2009). خدمات بهداشت ملي بريتانيا در سال ???? به کساني که به تازگي بيماري ديابت نوع ? آنها تشخيص داده شده است توصيه کرده بود خودشان بر گلوکز خون خود نظارت داشته باشند، البته مزيت خود-نظارتي براي کساني که از انسولين چند- دوزي استفاده نمي‌کنند مورد ترديد است(فارمر، پريرا، وارد، هنقان ، اوکي و همکاران39،2012). مديريت ساير عوامل خطر ساز بيماري‌هاي قلبي- عروقي از قبيل فشار خون بالا، کلسترول بالا، و ميکروآلبومينوري، اميد به زندگي فرد را بهبود مي‌بخشد(ريپسين و هکاران،2009). مديريت فشرده فشار خون (کمتر از ???/?? mmHg) بر خلاف مديريت استاندارد فشار خون (کمتر از ???-???/??-??? mmHg) خطر را به ميزان اندکي کاهش مي‌دهد ولي به طور کلي بر خطر مرگ و مير تاثيري نخواهد گذاشت(امسيبرين، رابي، کمبل، بارنيه، کلمنت و همکاران40،2012) به نظر نمي‌رسد کاهش فشرده قند خون (HbA1C<6%) بر خلاف کاهش استاندارد قند خون (HbA1C of ?-????) تغييري در ميزان مرگ و مير ايجاد کند(ساداتيان و کسايي، 1390). هدف درمان معمولاً رسيدن به HbA1C کمتر از ?? يا گلوکز ناشتاي کمتر از( ????mmol/L ??? mg/dL) است، البته اين اهداف مي‌توانند بعد از انجام مشاوره حرفه‌اي باليني، و با در نظر گرفتن خطرات خاص هيپوگليسمي و اميد به زندگي تغيير کنند توصيه مي‌شود که همه افراد مبتلا به ديابت نوع ? به طور مرتب آزمايش‌هاي چشم پزشکي را انجام دهند(ويجان،2010).
2-1-6-علايم و نشانه ها
علايم کلاسيک ديابت عبارتند از ادرار زياد (تکرر ادرار)، استسقاء (احساس تشنگي مفرط)، پرخوري (احساس گرسنگي مفرط)، و کاهش وزن. علايم ديگر اين بيماري که به وضوح مي‌توان آنها را در تشخيص‌ها مشاهده کرد عبارتند از: سابقه تاربيني، احساس خارش، نوروپاتي محيطي، حاد شدن عفونت‌هاي مهبلي، و خستگي. بسياري از افرادي که در سال‌هاي اول هيچ نوع نشانه‌اي از بيماري ندارند بيماري آنها در آزمايش‌هاي معمولي تشخيص داده مي‌شود. در افراد مبتلا به ديابت شيرين نوع ? به ندرت کماي غيرآستونمي هايپراسمولار ديده مي‌شود (شرايطي که در آن قند خون بالا با کاهش سطح هوشياري و فشار خون پايين همراه است)(گاردنر،2011).
2-1-7- علت
علت ابتلا به ديابت نوع ? آميزه‌اي از سبک زندگي و عوامل ژنتيکي است. در حاليکه فرد مي‌تواند برخي از اين امور مانند رژيم غذايي و چاقي را کنترل کند ساير مسايل مانند بالا رفتن سن، مونث بودن، و ژنتيک قابل کنترل نيستند(ريپسين و همکاران، 2009). گفته مي‌شود بي خوابي به ديابت نوع ? مربوط است. گفته مي‌شود دليل اين مسئله تاثيري است که ديابت بر سوخت و ساز بدن دارد(توما و پانيان41،2011) وضعيت تغذيه مادر در طول مدت رشد جنين نيز مي‌تواند به همراه يکي از مکانيسم‌هاي پيشنهادي متيلاسيون دي ان اي تغيير يافته نقش ايفا کند( کريستين و استوارت42، 2010).
2-1-8- سبک زندگي43
گفته مي‌شود که برخي از عوامل مربوط به سبک زندگي در پيشرفت ديابت نوع ? اهميت دارند، از قبيل: چاقي (طبق تعريف توده بدني بالاتر از 30)، نداشتن فعاليت فيزيکي، رژيم غذايي نامناسب، استرس، و شهرنشيني.??? بيماران چيني و ژاپني تبارها، ??-??? اروپايي‌ها و آفريقايي تبارها، و ???? سرخپوستان پيما و جزيره نشينان اقيانوس آرام داراي چربي اضافه بدن هستند. افرادي که چاق نيستند غالباً نسبت دور کمر به دور باسن آنها بيشتر است(گاردنر، 2011).
عوامل غذايي نيز بر خطرپيشرفت ديابت نوع ? تاثيرگذار است. مصرف مقدار زياد شکر براي شيرين کردن نوشيدني‌ها موجب افزايش خطر ابتلا به اين بيماري مي‌شود(ماليک، پاپکين،براي و دسپرس44، 2010). نوع چربي‌ها در رژيم غذايي نيز مهم هستند، چربي‌هاي اشباع شده و اسيدهاي چرب ترانس دار خطر ابتلا را افزايش مي‌دهند و حلقه‌هاي اسيد چرب اشباع نشده و چربي اشباع نشده تک حلقه‌اي اين خطر را کاهش مي‌دهند(ريسرز و وايلت45،2009). به نظر مي‌رسد خوردن بيش از اندازه برنج سفيد نيز در افزايش خطر ابتلا به اين بيماري نقش بازي مي‌کند.گفته مي‌شود که در ?? موارد ورزش نکردن علت ابتلا به اين بيماري است(لي و شيروما46،2012).
رژيم غذايي مناسب و انجام ورزش اساس درمان ديابت است و با ورزش بيشتر مي‌توان به نتيجه بهتري دست يافت. ورزش هوازي باعث کاهش HbA1C مي‌شود و حساسيت به انسولين را کاهش مي‌دهد. تمرينات مقاومتي نيز مفيد هستند و ترکيبي از اين دو نوع ورزش مي‌تواند بيشترين تاثير را داشته باشد. يک رژيم غذايي ديابتي که باعث کاهش وزن شود نيز مهم است. البته بهترين گونه رژيم غذايي براي اين کار محل اختلاف است گفته مي‌شود که رژيم غذايي حاوي قند پايين به منظور کنترل قند خون موثر است. به لحاظ فرهنگي آموزش مناسب مي‌تواند به افراد مبتلا به ديابت نوع ? کمک کند تا در ظرف دست کم شش ماه، سطح قند خون خود را کنترل کنند. اگر در افراد مبتلا به ديابت خفيف، ايجاد تغييرات در سبک زندگي در عرض شش هفته باعث بهبود قند خون نشد بايد براي آنها درمان دارويي در نظر گرفته شود(توماس و اليوت47، 2009).
2-1-9-ژنتيک
بيشتر افراد مبتلا به ديابت داراي بسياري از ژن‌هايي هستند که هرکدام از آنها مي‌توانند در افزايش احتمال ابتلا به ديابت نوع ? نقش مشارکتي اندکي داشته باشند. اگر يکي از دوقلوهاي همسان ديابت داشته باشد شانس ديگري در ابتلا به ديابت در طول دوره زندگي چيزي بيش از ??? خواهد بود در حاليکه اين ميزان براي دوقلوهاي غيرهمسان ??-??? است(گاردنر، 2011). تا سال ????، بيش از ?? ژن کشف شده است که در ابتلاي فرد به ديابت نوع ? مشارکت دارند(هردر و رودن48، 2011). همه اين ژن‌ها با هم تنها ??? کل مولفه ارثي اين بيماري را تشکيل مي‌دهند. براي نمونه توالي ژن TCF7L2 خطر پيشرفت ديابت را تا ??? برابر افزايش مي‌دهد و بزرگترين خطر ژنتيکي شايع است. بسياري از ژن‌هاي مرتبط با ديابت درگير عملکرد سلول بتا هستند. برخي از موارد نادر ديابت حاصل اختلال در يک ژن منفرد هستند که (معروف به اشکال تک ژني يا ساير انواع ديابت خاص هستند). اين موارد عبارتند از ديابت بلوغ جوانان (MODY)، سندرم دونوهو، و سندروم رابسون_مندنهال و ساير موارد. ?-?? ديابت در افراد جوان از نوع ديابت بلوغ جوانان است(گاردنر، 2011).
2-1-10- شرايط درماني
برخي از درمان‌هاي دارويي و ساير مسايل بهداشتي مي‌توانند به ديابت منجر شوند. برخي از اين درمان‌ها عبارتند از: گلوکوکورتيکوئيدها، تيازيدها، مسدودکننده‌هاي بتا، آنتي سايکوتيک آتيپيک و استاتين‌ها. در افرادي که از قبل به ديابت‌هاي بارداري مبتلا بوده‌اند خطر پيشرفت ديابت نوع ? بيشتر است. ساير مشکلات بهداشتي که مي‌توانند منجر به اين بيماري شوند عبارتند از آکرومگالي، سندرم کوشينگ، پرکاري تيروئيد، فئوکروموسيتوم، و برخي از سرطانها مانند گلوکاگونوماها. کمبود تستوسترون نيز مي‌تواند منجر به ديابت نوع ? شود(سامپسون، لينتون و فازيو49، 2011).
2-1-11- پاتوفيزيولوژي
توليد ناکافي انسولين از سلول‌هاي بتا در شرايط مقاومت در مقابل انسولين موجب ابتلاي فرد به ديابت نوع ? مي‌شود. مقاومت در مقابل انسولين، که ناتوانايي سلولها در واکنش مناسب به سطح طبيعي انسولين است، در ابتدا در عضلات، کبد و بافت‌هاي چربي رخ مي‌دهد.[??] در کبد، انسولين به طور طبيعي مانع رها شدن گلوکز مي‌شود. البته، در شرايط مقاومت انسوليني، کبد به طور نامناسبي گلوکز را در خون منتشر مي‌کند. نسبت مقاومت انسولين در برابر اختلال عملکردي سلول بتا در افرادي که عمدتاً مقاومت انسوليني دارند و آنهايي که تنها نقص کوچکي در ترشح انسولين دارند و آنهايي که مقاومت انسوليني کمي دارند و کساني که عمدتاً فاقد ترشح انسوليني هستند متفاوت است. ساير مکانيسم‌هاي مهم و بالقوه که مي‌توانند باعث ابتلاي فرد به ديابت نوع ? و مقاومت انسوليني شوند عبارتند از: افزايش تجزيه ليپيدها در سلول‌هاي چربي، مقاوت در برابر اينسرتين و فقدان آن، سطح بالاي گلوکاگون در خون، احتباس بالاي آب و نمک توسط کليه‌ها، و تنظيم نامناسب سوخت و ساز بدن توسط سيستم عصبي مرکزي. البته همه افرادي که داراي مقاومت انسوليني هستند مبتلا به ديابت نمي‌شوند، چرا که در ابتلا به اين بيماري همچنين لازم است که سلول‌هاي بتا در لوزالمعده نتوانند انسولين توليد کنند(گاردنر، 2011).
2-1-12- درمان دارويي
چندين نوع داروي ضد ديابت وجود دارد. به طور کل متفورمين به عنوان اولين انتخاب درماني توصيه مي‌شود چراکه شواهدي در دست است که اين دارو باعث کاهش مرگ و مير ناشي از ديابت شده است. دومين داروي خوراکي از نوع ديگر زماني استفاده مي‌شود که متفورمين کافي نباشد. ساير انواع درمان‌هاي دارويي عبارتند از: سولفونيل اوره، اکريتاگوگوس بدون سولفونيل اوره، بازدارنده آلفا گلوکزيد، تيازوليدين ديونيس، گلوکاگون پپتيد مانند -? آنالوگ، ديپپتيدي پپتيداز-بازدارنده ?. متفورمين را نبايد براي کساني که مشکلات حاد کبدي و کليوي دارند تجويز کرد. انسولين را مي‌توان به تنهايي تزريق کرد يا آن را به داروهاي خوراکي اضافه کرد(ريپسين و همکاران، 2009).
بسياري از افراد در ابتدا نيازي به انسولين ندارند. زمانيکه انسولين مصرف مي‌شود، با ادامه مصرف داروهاي خوراکي معمولاً شب‌ها فرمولي با تاثير طولاني به درمان اضافه مي‌شود. سپس براي تاثير بهتر (و کنترل سطح قند خون) دوزها افزايش داده مي‌شوند. اگر مصرف هر شب انسولين کافي نباشد مصرف در روز دو بار انسولين مي‌تواند موجب کنترل بهتر شود. به نظر نمي‌رسد انسولين‌هايي که تاثير طولاني دارند، گلارژين و ديتيمر، خيلي بهتر از پروتامين خنثي هاگدورن انسولين (NPH50) باشد اما هزينه توليد آنها به طرز چشمگيري بالاتر است، و از سال ???? توليد آنها مقرون به صرفه نيست. در زنان باردار معمولاً انسولين به عنوان راه درماني انتخاب مي‌شود(ويجان،2010).
2-1-12- جراحي
جراحي براي کاهش وزن در افراد چاق روش موثري براي درمان ديابت است. بعد از جراحي افراد زيادي هستند که مي‌توانند با دارو يا بدون آن سطح قند خون خود را در وضعيت طبيعي نگهدارند و در دراز مدت ميزان مرگ و مير کاهش مي‌يابد. البته خطر مرگ و مير بر اثر جراحي نيز وجود دارد که ميزان آن کمتر از ?? است. مقاطع مناسب شاخص ميزان وزن سالم براي انجام جراحي هنوز مشخص نيست. البته توصيه مي‌شود که اين مسئله در مورد کساني که قادر نيستند تا وزن و قند خون را کنترل کنند در نظر گرفته شود(ديکسون، ليروکس، رابينو و زيمت51،2012).
2-1-13- بيماري همه گير جهاني
تا سال ???? در سطح جهاني برآورد شده بود که ??? ميليون نفر مبتلا به ديابت نوع ? هستند و حدود ??? از کل جمعيت ديابتي‌ها را تشکيل مي‌دهند. اين ميزان برابر است با ?? کل جمعيت جوانان جهان. ديابت هم در توسعه يافته و هم کشورهاي در حال توسعه شايع است(ميتوو، امسيگاورن و سافادي52،2007). با اين حال اين بيماري در کشورهاي توسعه نيافته رايج نيست. به نظر مي‌رسد که در گروهاي قومي معيني خطر ابتلاي زنان به اين بيماري بيشتر است(ابيت و چانداليا،2001). از قبيل آسياي جنوبي، جزاير نشينان اقيانوس آرام، لاتيني‌ها، و بوميان آمريکا. اين امر مي‌تواند به خاطر افزايش حساسيت گروه‌هاي قومي معين به سبک زندگي غربي باشد.ديابت نوع ? که از قديم به عنوان بيماري بزرگسالان در نظر گرفته مي‌شد، در حال حاضر به موازات رشد ميزان چاقي به طور فزاينده‌اي در کودکان ديده مي‌شود. در حال حاضر ديابت نوع ? در نوجوانان امريکايي به اندازه ديابت نوع? شايع است(کارولي، روندينلا، لومبارديني، کاندي، لوريا و کارولي53، 2005). ميزان مبتلايان به ديابت در سال ???? تا ?? ميليون نفر برآورد شده بود، که تا سال ???? به ??? ميليون و تا سال ???? به ??? ميليون نفر افزايش يافت.گفته مي‌شود اين افزايش عمدتاً به دليل پير شدن جمعيت جهان، کاهش فعاليت‌هاي ورزشي، و افزايش نرخ چاقي است .تا سال ???? پنج کشوري که داراي بيشترين ميزان مبتلايان به ديابت هستند عبارتند از هند با ???? ميليون نفر، چين ?? ميليون نفر، امريکا ???? ميليون نفر، اندونزي ??? ميليون نفر و ژاپن ??? ميليون نفر. سازمان بهداشت جهاني اين بيماري را به عنوان بيماري همه گير جهاني به رسميت شناخته است (اسميت و هرون54،2006).
2-1-14- عوارض حاد ديابت
عوارض حاد شامل دو دسته زير است:
(1) DKA 55 يا کتواسيدوز ديابتي
اين عارضه در نتيجه کمبود انسولين و افزايش هورمونهاي تنظيم کننده متقابل قند خون ( عمدتا گلوکاگون) ايجاد مي شود.اين عارضه با افزايش قند خون بيش از mg/dl 250 و پيدايش اجسام کتوني و اسيدي شدن خون همراه است. عفونت و قطع ناگهاني انسولين ” در مبتلايان به ديابت نوع يک ” در پيدايش اين وضعيت نقش مهمي دارد. اين عارضه عمدتا در مبتلايان به ديابت قندي نوع I و بعضاً در ديابت نوع II مشاهده مي شود.
علائم:
تهوع ، استفراع ، درد شکمي ، تشنگي ، پرنوشي ، پر ادراي ، ضعف ،



قیمت: تومان


پاسخ دهید