تاريخ :………..
شماره:…………
پيوست :……….
تعهد نامه اصالت رساله پايان نامه
اينجانب مهرداد هوشمندزاده دانشجوي مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته /دکتري حرفه اي /دکتري تخصصي در رشته حسابداري با شماره دانشجويي 880846219که در تاريخ 27/2/90از پايان نامه /رساله خود تحت عنوان بررسي ارتباط بين کيفيت سود ومتغيرهاي سه گانه فروش ،داراييها وبدهي ها در بازار سرمايه با کسب نمره 75/17ودرجه بسيار خوب دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
1-اين پايان نامه /رساله حاصل تحقيق پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده ودر مواردي که از دستاوردهاي علمي وپژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه ،کتاب ،مقاله و…)استفاده نموده ام مطابق ضوابط وروديه موجود ،نام منبع مورد استفاده وساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکرودرج کرده ام .
2-اين پايان نامه /رساله قبلا براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي (هم سطح ،پايين تر يا بالاتر )در ساير دانشگاهها وموسسات آموزش عالي ارائه نشده است .
3-چنانچه بعد از فراغت از تحصيل ،قصد استفاده وهرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب ،ثبت اختراع و….از اين پايان نامه داشته باشم ،از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم .
4-چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود ،عواقب ناشي از آن را مي پذيرم وواحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده ودر صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت .
نام ونام خانوادگي دانشجو:
مهرداد هوشمندزاده
تاريخ ،امضاء،اثر انگشت :
گواهي امضاء:
دانشجوي فوق الذکر احراز هويت شد .فقط امضاي ايشان گواهي مي گردد .
فروزان کيوانفر
رييس پژوهش دانشکده
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مديريت، گروه حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
گرايش: حسابداري
عنوان:
بررسي ارتباط بين کيفيت سود با متغير هاي سه گانه فروش ، داراييها وبدهي ها در بازار سرمايه
استاد راهنما :
دکتر قدرت اله طالب نيا
استاد مشاور:
دکتر مجيد زنجير دار
نگارش:
مهرداد هوشمندزاده
بهار 1390
Islamic Azad University
Arak Branch
Faculty of Management-Department of Accounting
((M.A)) Thesis

Subject:
The Examination Relation of Earning Quality WithThree Variable Sale Assets And Debts
Thesis Advisor:
G.Talebnia Ph.D.
Consulted by:
M.zanjirdar Ph.D.
By:
Mehrdad Hoshmandzadeh
Spring 2011
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مديريت، گروه حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
گرايش: حسابداري
عنوان:
بررسي ارتباط بين کيفيت سود با متغير هاي سه گانه فروش ، داراييها و بدهي ها در بازار سرمايه
نگارش:
مهرداد هوشمندزاده
بهار 1390
هيأت داوران:
1- استاد راهنما: دکتر قدرت اله طالب نيا
2- استاد مشاور: دکتر مجيد زنجيردار
3- استاد داور: دکتر محمد صادق حري
4- مدير گروه تخصصي: دکتر مجيد زنجيردار
سپاسگزاري:
سپاس ايزد منان را كه توفيق فراگيري علم را برمن عطا فرمود و مرا در كوران مشكلات و سختي‌ها ياري نمود، تا اين رساله را با موفقيت به پايان برسانم.در طول دوران تحصيلي و تهيه اين پايان نامه از راهنمايي ها و مساعدت‌‌هاي اساتيد و دوستان عزيزي بهره‌برده‌ام كه در اينجا لازم است از همه ايشان مراتب سپاس قلبي و تشكر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از اساتيد فرهيخته جناب آقاي دكتر قدرت اله طالب نيا به عنوان استاد راهنما ? دكتر مجيد زنجير دار به عنوان استاد مشاور كه نهايت همكاري را با اينجانب داشته اند از صميم قلب تقدير و تشكر مي نمايم همچنين از اساتيد محترم هيات داور كه مرا از پيشنهادات ارزنده خود در مراحل پاياني كار بهره مند ساختند نهايت سپاس گذاري را به جا مي آورم .
در پايان از مديريت محترم پ‍‍ژوهش دانشكده سركار خانم كيوانفر و تمامي پرسنل و عزيزاني كه مرا از وجود ارزشمندشان در گردآوري و تدوين اين تحقيق بي نصيب نگرداندند نهايت تقدير و تشكر را دارم و برايشان آرزوي توفيق روز افزون را از درگاه خداوند متعال مسئلت مي كنم.
تقديم به :

دو گوهر بي مثال خلقت ،پدر ومادر ارجمندم
همسر مهربان وفداکارم
فرزند عزيزم
وجناب آقاي دکتر ابوالقاسم فرهنگ ،او که علم موفقيت را به من آموخت.
باشد که فرمايشات ارزشمندش ،شمع راه مشتاقان موفقيت باشد.
چكيده:1
مقدمه:2
فصل اول: كليات تحقيق
1-1 مقدمه4
2-1 بيان مسأله4
3-1 ضرورت انجام تحقيق5
4-1 اهداف تحقيق6
5-1 چارچوب نظري تحقيق7
6-1فرضيه هاي تحقيق 7
7-1تعريف واژه ها واصطلاحات 7
فصل دوم: مروري بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه11
2-2 مفاهيم وانواع کيفيت سود11
3-2تعريف سود 21
4-2اهميت ويژگي هاي کيفي سود 22
5-2اقلام تشکيل دهنده کيفيت سود 22
1-5-2پايداري سود22
2-5-2قابليت پيش بيني سود 22
3-5-2مربوط بودن سود در تغييرات بازده سهام 23
4-5-2به موقع بودن سود 23
5-5-2محافظه کارانه بودن سود 23
6- 2بررسي ارتباط بين کيفيت سود ومتغير هاي سه گانه فروش،بازده داراييـها……………………..24
1-6-2ارتباط بين کيفيت سود وفروش 24
1-1-6-2ارتباط بين پايداري سود وفروش Error! Bookmark not defined.
2-1-6-2ارتباط بين قابليت پيش بيني سود وفروش Error! Bookmark not defined.
3-1-6-2 ارتباط بين مربوط بودن سود درتغييرات بازده سهام وفروش Error! Bookmark not defined.
4-1-6-2 ارتباط بين به موقع بودن سود وفروش Error! Bookmark not defined.
5-1-6-2 ارتباط بين محافظه کارانه بودن سود وفروش26
2-6-2ارتباط بين کيفيت سود وبازده داراييها 27
1-2-6-2ارتباط بين پايداري سود وبازده داراييها 27
2-2-6-2ارتباط بين قابليت پيش بيني سود و بازده داراييها 27
3-2-6-2 ارتباط بين مربوط بودن سود درتغييرات بازده سهام وبازده داراييها 27
4-2-6-2 ارتباط بين به موقع بودن سود وبازده داراييها 28
5-2-6-2 ارتباط بين محافظه کارانه بودن سود وبازده داراييها 28
3-6-2ارتباط بين کيفيت سودو نسبت بدهي ها 28
1-3-6-2ارتباط بين پايداري سود ونسبت بدهي ها 28
2-3-6-2ارتباط بين قابليت پيش بيني سود و نسبت بدهي ها 29
3-3-6-2 ارتباط بين مربوط بودن سود درتغييرات بازده سهام و نسبت بدهي ها 29
4-3-6-2 ارتباط بين به موقع بودن سودو نسبت بدهي ها 29
5-3-6-2 ارتباط بين محافظه کارانه بودن سود نسبت بدهي ها……………………………………….29
7-2پيشينه تحقيقات خارجي وداخلي…………………………………………………………………….30
فصل سوم: روش‌ اجراي تحقيق
1-3 مقدمه34
2-3 روش تحقيق35
3-3فرضيات 37
4-3جامعه آماري 38
5-3نمونه آماري 39
6-3مدل تحقيق 39
7-3روش جمع آوري داده ها 43
8-3 روش تجزيه وتحليل داده ها43
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها
1-4 مقدمه‏46
2-4يافته هاي تحقيق46
1-2-4آمار توصيفي 46
2-2-4آمار استنباطي 47
1-2-2-4تجزيه وتحليل فرضيه اصلي اول 47
2-2-2-4تجزيه وتحليل فرضيه اصلي دوم 53
3-2-2-4تجزيه وتحليل فرضيه اصلي سوم 59
3-4آزمون نرمال بودن متغيرهاي وابسته 60
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات
1-5 مقدمه68
2-5 خلاصه يافته ها68
1-2-5 نتيجه گيري براساس فرضيه فرعي اول68
2-2-5 نتيجه گيري براساس فرضيه فرعي دوم72
3-2-5 نتيجه گيري بررسي فرضيه سوم72
4-2-5 نتيجه گيري کلي74
4-5 محدوديت هاي تحقيق75
5-5پيشنهادهايي مبتني بريافته هاي تحقيق………………………………………………………………75
6-5پيشنهادات در رابطه با تحقيقات آتي…………………………………………………………………76
پيوست ها
منابع و ماخذ
منابع فارسي:96
منابع لاتين:99
چکيده انگليسي:102
جدول1-2چارچوب ومعيار ارزيابي کيفيت سود15
جدول1-4ارتباط بين کيفيت سود وفروش47
جدول2-4 ارتباط بين پايداري سود وفروش48
جدول3-4ارتباط بين قابليت پيش بيني سود وفروش49
جدول4-4ارتباط بين مربوط بودن سود درتغييرات بازده سهام وفروش50
جدول5-4 ارتباط بين به موقع بودن سود وفروش51
جدول 6-4 ارتباط بين محافظه کارانه بودن سود وفروش52
جدول7-4 ارتباط بين کيفيت سود وبازده داراييها 53
جدول8-4 ارتباط بين پايداري سود وبازده داراييها 54
جدول9 -4ارتباط بين قابليت پيش بيني سود و بازده داراييها 55
جدول10-4 ارتباط بين مربوط بودن سود درتغييرات بازده سهام وبازده داراييها 56
جدول11-4 ارتباط بين به موقع بودن سود وبازده داراييها 57
جدول12-4 ارتباط بين محافظه کارانه بودن سود وبازده داراييها 58
جدول 13-4ارتباط بين کيفيت سودو نسبت بدهي ها……………………………………………………59
جدول 14-4ارتباط بين پايداري سود ونسبت بدهي ها………………………………………………….60
جدول 15-4ارتباط بين قابليت پيش بيني سود و نسبت بدهي ها……………………………………….61
جدول 16-4 ارتباط بين مربوط بودن سود درتغييرات بازده سهام و نسبت بدهي ها ……………….62
جدول17-4 ارتباط بين به موقع بودن سودو نسبت بدهي ها ………………………………………….63
جدول 18-4 ارتباط بين محافظه کارانه بودن سود نسبت بدهي ها ………………………………….64
جدول 19-4آزمون کلوموگروف اسمير نوف متغير فروش …………………………………………..65
جدول 20-4 آزمون کلوموگروف اسمير نوف متغير بازده داراييها…………………………………..66
جدول 21-4 آزمون کلوموگروف اسمير نوف متغير نسبت بدهي ها …………………………………67

نمودار 2-1درجه اطمينان به اطلاعات واعتماد به تصميم گيري 10
چكيده:
سالهاست که سود حسابداري مبنا عملکرد وماحصل فعاليتهاي شرکتهاست .دراين ميان سرمايه گذاران ،اعتبار دهندگان وتمامي افراد ذينفع ،ذيحق وذيعلاقه به اين سود تکيه کرده وبرمبناي آن محاسبات خود را استوار مي سازند .
اما اين سود ،دستخوش تغييراتي مي شود که از سوي تهيه کنندگان آن ،يعني مديران مديريت مي شود .بدان معنا که بدليل برآوردي بودن ارکان محاسباتي صورتهاي مالي ،اين محاسبات تغيير مي کند ودلخواه تنظيم کننده شده ومنتشر مي گردد .
در همين اثنا بود که برخي سهامداران زيرک متوجه شدند که چنين سودهاي قابل اتکا نيست وبه نوعي نمايشي است ،حتي اگر حسابرسان خبره نيز آن راتاييد کند بازهم به دليل ذهني بودن فرايند حسابرسي وارايه نظر برمبناي باور حسابرس نه برمبناي واقعيت ،نمي توان به اين سود ها تکيه کرد .
انديشمندان حسابداري اخيرا به ارزيابي کيفيت سود حسابداري پرداخته ومباني خاصي را براي سود وپالايش آن برشمرده اند .ازجمله پايداري سود ،قابليت پيشي بيني سود ،مربوط بودن سود به تغييرات بازده سهام ،به موقع بودن سود ،محافظه کارانه بودن سود ونقدي بودن سود ،نمونه هايي از فيلترهاي است که اگر سود در آن قرار گيرد ،سود مطمئني خواهد بود .
دراين تحقيق ، اثرات هريک از ويژگي هاي کيفي سود ونهايتا ترکيب تمام آنها تحت عنوان کيفيت سود را برروي فروش ،بازده داراييها ونسبت بدهي ها ،اندازه گيري وبه ارايه پيشنهاد پرداخته خواهد شد.
مقدمه:
سرمايه گذاران در سهام شرکتها در گذشته به سود حسابداري اهميت ويژه اي مي دادند و سود بالاتر را موجب افزايش ثروت خود مي دانستند در حاليکه به اين نوع نگرش ، نگرش سرمايه گذاري بي تجربه گفته مي شود چراکه مديران شرکتها بادستکاري اقلام تعهدي صورتهاي مالي واستفاده ازموارد مطرح نشده در استانداردهاي حسابداري، استفاده لازم را نموده و سود را به راحتي مديريت مي کنند .
لذا به منظور يافتن راهي مناسب براي جلوگيري ازاين نگاه ساده لوحانه و تصميم گيري مناسب ، مفاهيم کيفيت سود به وجود آمد که در آن به اجزاء تشکيل دهنده سود حسابداري توجه مي گردد . چارچوبي که سود را از حيث پايداري سود ، قابليت پيش بيني سود ،مربوط بودن به تغييرات در ارزش سهام ، به موقع بودن ومحافظه کارانه بودن سود ،مورد توجه قرار داده و موجبات اتکاء هرچه بهتر سهامداران بالفعل و بالقوه مي گردد .
اين تحقيق سعي داردتا رابطه بين کيفيت سود ومتغيرهاي فروش ،بازده دارايي ها و نسبت بدهي ها را بررسي نموده وبا استفاده ازنتايج آن پيشنهادهايي رابه فعالان بازار سرمايه بنمايد .
لذا دراين فصل ،ابتدا به بيان مساله که توضيحي راجع به کيفيت سود ودليل استفاده از آن توسط سرمايه گذاران واعتبار دهندگان است پرداخته شده ،سپس به اهميت وضرورت تحقيق،اهداف تحقيق ،مدل مفهومي تحقيق فرضيه ها ،مدل تحقيق ونهايتا تعاريف واژه ها واصطلاحات اشاره شده است .

فصل اول
كليات تحقيق
1-1 مقدمه
در اين فصل ابتدا مساله تحقيق مبني برارتباط بين کيفيت سود واجزاءآن با متغيرهاي تابع مطرح مي گردد، سپس در پي طرح سئوال تحقيق مبني بر وجود رابطه بين متغيرها مطرح وبعد اهميت انجام تحقيق ،که نشان از ايجاد يک مدل براي تصميم گيري خواهد داشت ،مطرح مي گردد .
در دنباله، اهداف تحقيق مبني برانجام محاسبات، جهت يافتن ارتباط براي پيش بيني هاي مديران مطرح وسپس چارچوب نظري ،به منظور تعيين متغيرها واستفاده از تئوري در اين رابطه ،ارايه خواهد شد .مدل مفهومي هم که تحقيق را در يک نگاه به تصوير مي کشد به دنبال خواهد آمد،سپس فرضيات ،که گمان محقق است مطرح شده ودر ادامه مدل تحقيق، که مدلي چند متغيره از رگرسيون است به دنبال خواهد آمد ونهايتا نحوه اندازه گيري متغيرها وتعاريف اصطلاحات ارايه خواهد شد .
2-1بيان مساله :
اهداف گزارشگري مالي از نيازهاي اطلاعاتي استفاده کنندگان برون سازماني نشأت مي گيرد. هدف اصلي از گزارشگري مالي خارجي بيان تأثير اقتصادي معاملات و عمليات مالي مؤثر بروضعيت و عملکرد شرکتها براي استفاده کنندگان است تا آنها بتوانند در تصميم گيري از اين اطلاعات استفاده کنند . ابزار اصلي انتقال اطلاعات به اشخاص مزبور صورتهاي مالي است که محصول نهايي فرايند حسابداري و گزارشگري مالي به حساب مي آيد .
گزارش هاي مالي بايد اطلاعاتي را فراهم کنند که سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان و ساير گروههاي ذينفع را در ارزيابي امکان دسترسي سريع به وجه نقد و ارزيابي زمان بندي ابهام در مورد چشم انداز آتي جريان ورود وجه نقد به شرکت، کمک نمايد .
با توجه به اينکه سود، از جمله برترين شاخص هاي اندازه گيري فعاليتهاي يک واحد اقتصادي است. بنابراين سيستم حسابداري ،بايد در ارائه اين شاخص برتر سعي در ارائه کامل و بهينه اطلاعات مربوط به سود داشته
باشد . وقتي اطلاعات سود به طور شفاف و کامل در اختيار استفاده کنندگان قرار گيرد، موجب اعتماد بيشترسرمايه گذاران خواهد شد و به تبع آن ريسک شرکت ازديدگاه سرمايه گذاران کاهش خواهد يافت .
اين نکته از سوي مديران هم مهم است که ريسک اطلاعات گزارش شده، بر برنامه ريزي هاي مديران وميزان نيل به اهدافش تاثير بسزايي دارد.
مديران نيز براي برآورد ميزان فروش در دوره هاي آتي سعي مي کنند تا با اتکاء به سود گزارش شده فروش هاي آتي را برآورد، ميزان بدهي ها را تعيين و بازده دارايي هاي مورد نياز را مشخص نمايند . بنابراين کيفيت سود گزارش شده ، مي تواند بر حجم فروش ،بازده دارايي ها و نسبت بدهي ها تاثير گذارد.
در صورتيکه کيفيت سود پايين باشد، نگاه مديران به بودجه بندي براي فروش ، بازده داراييها براي بهره گيري در فرايند توليد و نسبت بدهي ها جهت تامين مالي،متفاوت خواهد بود .
لذا مديران سعي مي کنند تا با بهبود مطلوبيت ويژگي هاي کيفي سود در افزايش فروش ،بازده داراييها وکاهش نست بدهي ها جهت تامين مالي با نرخ پايين تر بهره بگيرند .
در ادامه با کمي کردن ويژگي هاي کيفي سود تأثير آن را بر متغيرهاي فروش ، بازده دارايي ها ونسبت بدهي ها به عنوان متغير وابسته مي سنجيم .که نتيجه آن براي مديران جهت طرح ريزي عمليات آتي بسيار مفيد خواهد بود .
حال سوال اين است که:
1 -آيا کيفيت سود تاثيري بر ميزان فروش، دارد ؟ واگر پاسخ مثبت است ،کدام جزءاز اجزاءکيفيت سود بر آن تاثير گذار است؟
2-آيا کيفيت سود تاثيري بر بازده داراييها، دارد؟ واگر پاسخ مثبت است ،کدام جزءاز اجزاءکيفيت سود بر آن تاثير گذار است؟
3-آيا کيفيت سود تاثيري بر نسبت بدهي ها، دارد؟ واگر پاسخ مثبت است ،کدام جزءاز اجزاءکيفيت سود بر آن تاثير گذار است؟
3-1 اهميت و ضرورت تحقيق :
مديران علاقه مندند که ميزان فروش ،بازده دارايي ها ونسبت بدهي هاي خودرا از صورتهاي مالي گزارش شده توسط شرکت و ساير شواهد، پيش بيني و برآورد کنند . هر قدر کيفيت اطلاعات ارائه شده بالاتر باشد از ميزان ابهام در تعيين متغيرهاي وابسته کاسته شده و طرح ريزي عمليات با اعداد بهتري انجام خواهد شد و اميد مي رود که کل فروش محقق شده ، دارايي ها به نحو بهينه اي توليد ارزش نموده و بدهي ها کمتر شود .
بررسي کيفيت سود در هر سال به مديران خواهد گفت که بايد چه ميزان خود را آماده کنند تا بتوانند با اين آمادگي به اهداف خود يعني ارزش بيشتر و سودآوري دست پيداکنند .
مديراني که بدون توجه به کيفيت سود تأمين مالي با نرخ هزينه سرمايه بالارا نموده وطرح ريزي فروش بي پايه واساس وتعهدي رامي نمايند و دارايي هاي خود راجهت انجام عمليات بيشترافزايش داده يا به روز مي نمايند، در انتهاي عمليات با فروشهاي انجام نشده، دارايي هاي دست نخورده و اقساط سررسيد شده اي مواجه مي شوند که وجه نقدي براي پاسخ گويي نيازهاي مالي عمليات وجود نخواهد داشت. لذا ضمن عدم پرداخت سود به سهامداران، بدهي هاي خود را با حجم بالاترتنزيل نموده و دارايي هاي بي حاصل را خواهند فروخت .
لذا اين تحقيق ازاين جنبه مهم است که آگاهي وسيعي به مديران از تصميم هاي آتي مي دهد تا با نگاه به مقوله کيفيت سود، اين عوامل را آماده توليد نمايند تا بيشترين بهره را ازآنها بگيرند .از سوي ديگر سهامداران مي توانند با وجود فروش بالاتر پي به کيفيت سود بالاتر ببرند .بودجه جامع فروش که توسط مديران طراحي مي گرددضمن بهره گيري از ميزان پيش بيني فروش در هريک از دوره ها مي تواند بر حسب کيفيت سود نيز تعريف گردد و کيفيت سود مي تواند در طراحي فروش نقش ارزنده اي داشته باشد .
4-1 اهداف تحقيق شامل :
1-برنامه ريزي بيشتر براي فروش به دليل دستيابي به کيفيت سود بالاتر
2-افزايش بازده داراييها به دليل دستيابي به کيفيت سود بالاتر
3- کاهش نسبت بدهي ها به دليل دستيابي به کيفيت سود بالاتر
5-1 چارچوب نظري تحقيق :
اخيرا مديران وسرمايه گذاران به دليل اختياري بودن اقلام تشکيل دهنده سود تعهدي ،به آن اعتقادي ندارند وآنرا ملعبه اي مي دانند که مديران جهت دريافت پاداش وابسته به سود بيشتر، ازآن براي گمراهي افکار عمومي استفاده مي کنند .
مديران براي رسيدن به پيش بيني هاي که از قبل اعلام کرده اند ويا ساير انگيزه هاي ديگر حاضر به مديريت سود وهموارسازي آن هستند وچون استانداردهاي حسابداري براي کليه زواياي تهيه صورتهاي مالي، استاندارد هاي خاصي را وضع ننموده است ،لذا مديران قادر به تغيير برآوردها وروش هاي مورد استفاده در تهيه صورتهاي مالي بوده وتوان مديريت سود رابه راحتي دارند ،وبه اين جهت است که سود حسابداي از رونق افتاده واطمينان به آن بسيار کمرنگ شده است .
6-1فرضيه هاي تحقيق :
1-فرضيه اصلي اول :بين کيفيت سود ومتغير فروش در بازار سرمايه ارتباط وجوددارد
1-1بين پايداري سود و متغيرفروش در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
2-1بين قابليت پيش بيني سود و متغيرفروش در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
3-1 بين مربوط بودن سود درتغييرات بازده سهام و متغيرفروش در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
4-1 بين به موقع بودن سود و متغيرفروش در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
5-1 بين محافظه کاران بودن سود و متغيرفروش در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
2-فرضيه اصلي دوم :بين کيفيت سود ومتغيربازده داراييها در بازار سرمايه ارتباط وجوددارد
1-2بين پايداري سود و متغيربازده دارايي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
2-2-بين قابليت پيش بيني سود و متغيربازده دارايي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
3-2 بين مربوط بودن سود در تغييرات بازده سهام و متغيربازده دارايي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
4-2 بين به موقع بودن سود و متغيربازده دارايي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
5-2 بين محافظه کاران بودن سود و متغيربازده دارايي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
3- فرضيه اصلي سوم :بين کيفيت سود ومتغيرنسبت بدهيها در بازار سرمايه ارتباط وجوددارد
1-3 بين پايداري سود و متغيرنسبت بدهي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
2-3 بين قابليت پيش بيني سود و متغير نسبت بدهي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
3-3 بين مربوط بودن سود در تغييرات بازده سهام و متغير نسبت بدهي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
4-3بين به موقع بودن سود و متغير نسبت بدهي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
5-3بين محافظه کاران بودن سود و متغير نسبت بدهي ها در بازار سرمايه ارتباط وجود دارد.
7-1تعريف واژه ها و اصطلاحات
ويژگي هاي کيفي سود:
1- پايداري سود :سودي که مداوم وعملياتي باشد پايداري بيشتري دارد . تحليل گران مالي به سود تعهدي حسابداري به عنوان تنها شاخص تعيين کننده توجه نمي کنند وسود پايداروتکرار پذير را بهتر مي دانند.از ديدگاه تحليل گران مالي اجزاء مستمر وعملياتي سود بار اطلاعاتي بهتري نسبت به اقلام غير عملياتي وغير مستمر دارد وبهتر مي تواند جريانهاي آتي وجه نقد را پيش بيني نمايد .
ضريب بزرگتر متغير سود دررگرسيون سود بازده خبر از پايداري سود بالاتر دارد.(کردستاني ،1386،ص93)1
2- قابليت پيش بيني سود : اين مورد به عنوان بخشي از ويژگي مربوط بودن سود تلقي مي گردد وکمک مي کند تا با استفاده از اطلاعات گذشته آينده را بهتر بتوان پيش بيني کرد .
اطلاعات حسابداري اگر بخواهند مفيد باشند بايد از توان پيش بيني کنندگي بالايي برخوردار باشد .(همان منبع ،ص 93)2
3- مربوط بودن سود در تغييرات بازده سهام :سود از برترين شاخص هاي اندازه گيري فعاليت شرکت به حساب مي آيد بنابراين سود گزارش شده، بايد درتعيين بازده شرکت به سرمايه گذاران کمک کند .
سود در صورتي مربوط به ارزش سهام خواهد بود که توان توضيح تغييرات بازده را داشته باشد .(همان منبع ،ص 94 )3
4- به موقع بودن :سود براي اثر بخشي بايد به موقع در دسترس قرارگيرد .به موقع بودن سود موجب واقعي شدن بازده مي گردد ودر صورت ارايه در فواصل کوتاه مدت موجب کاهش ريسک اطلاعاتي مي گردد .در اين حالت سود حسابداري به دنبال اندازگيري سود اقتصادي است که تغييردهنده ارزش بازار سهام است .
قدرت توضيحي سود دررگرسيون، معرف به موقع بودن سود است .(همان منبع ،ص94)4
5- محافظه کارانه بودن سود :منشاء محافظه کاري، عدم اطمينان نسبت به آينده است. دو دليل عدم تداوم فعاليت درآينده و عدم اطمينان به مبالغ پولي قابل کسب در آينده ، دلايل پيدايش عدم اطمينان هستند .
محافظه کاري، توانايي سود حسابداري براي انعکاس سوديا زيان اقتصادي (بازده مثبت ومنفي سهام )را نشان مي دهد .تأکيد محافظه کاري بر تمايز بين بازده هاي مثبت ومنفي سهام است. محافظه کاري ازنسبت ضريب متغير توضيحي سود (در رگرسيون سود /بازده )در بازده منفي بربازده مثبت سهام به دست مي آيد .
ترکيب به موقع بودن ومحافظه کاري ،معرف شفافيت سود براي استفاده کنندگان است .(همان منبع ، ص 94)5
فروش : عاملي است که تمام اجزاء عمليات شرکت از ميزان آن متأثر مي شود مثلا براي فروش بيشتر بايد دارايي هاي بيشتر ويا حتي بدهي بيشتر ايجاد نمود . فروش متغيري است که بعد از نقطه سربه سري و پوشش حاشيه فروش و هزينه ثابت عامل تعيين کننده بقا شرکت ها ،در رقابت مي باشد . کليه شرکت ها براي افزايش ثروت و قدرت خود در شرايط رقابتي به فروش بيشتر تکيه دارند (شباهنگ، 1388، ص 283-304)6.
بازده دارايي ها :دارايي هاي جاري قدرت نقد شوندگي بالاتري داشته و در فاصله چرخه عملياتي يا يکسال مالي ،هرکدام طولاني تر است ،مصرف مي گردد ( همان منبع، ص 304-283).7
دارايي هاي غيرجاري :دارايي هايي است که توان خدمت دهي بيشتر از يکسال يا يک چرخه عملياتي را داشته و انتظار مي رود منافع آتي آنها به درون واحد اقتصادي محتمل باشد . اکثر اين دارايي ها براساس الگوي مصرف منابع مستهلک و در صورت کاهش ارزش دائمي ارزش دفتري آنها کاهش مي يابد.
بازده داراييها هم، از توان به کارگيري داراييها در ايجاد سود ،حکايت دارد وبا ايجاد سود بيشتر از داراييهاي مشخص ،حاصل مي شود .در شرايطي که هزينه هاي ناشي از به کارگيري داراييها ،ثابت است شرکتي بازده بيشتري خواهد داشت که سود بيشتري ايجاد کرده باشد (شباهنگ، 1388، ص304-283).1
نسبت بدهي ها:بدهي ها که خود به دليل عدم تکافوي سرمايه آورده سهامداران، جهت انجام عمليات ايجاد مي گردد ، اولين گروهي است که شرکت موظف است قبل از توزيع سود سهام، آنها را پرداخت نمايد . بدهي ها ممکن است هزينه تأمين مالي کمتر يا بيشتري نسبت به هزينه سرمايه داشته و به عنوان اهرم مالي ازآنها استفاده مي شود . بدهي ها به دو قسمت حصه جاري و غيرجاري تقسيم مي شود که حصه جاري در طول يکسال مالي يا يک چرخه عمليات هرکدام طولاني تر است تسويه و حصه غيرجاري نيز به بيش از يکسال گسترده مي گردد (همان منبع، ص304-283).2
نسبت بدهي ها از تقسيم داراييها به بدهي ها حاصل شده ،ومعرف درصدي از ارزش شرکت است که به اعتبار دهندگان وبستانکاران ،تعلق دارد .
فصل دوم
مروري بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه
مبناي تعهدي در حسابداري علي رغم دارا بودن مزاياي متعدد، مشکلاتي دارد . مهمترين ايراد آن عيني نبودن اعداد و ارقام به خصوص رقم سود در مقايسه با مبناي نقدي است . در حقيقت بدليل وجود قضاوت و برآوردها ، عدم اطمينان به عدد سود گزارش شده رخ مي دهد .در اين راستا کيفيت سود، باعث روشن شدن موضوع و رفع ابهام از عيني نبودن سود، مي گردد. اگر تأمين مالي بدون در نظر گرفتن افزايش ظرفيت عملياتي انجام شود و اگر آن براي جبران زيان و تأمين سودهاي بي کيفيت اعلام شده از سوي مديران (سودهاي کاغذي ) باشد ، هزينه سرمايه بالا رفته وارزش افزوده اقتصادي به شدت کاهش مي يابد .(کرمي ،1385،ص 72)1
اگرچه در کوتاه مدت سود حسابداري و جريان هاي نقد عملياتي از هم متفاوتند اما در بلند مدت انتظار مي رود که اين تفاوت ازبين برود،زيرا اقلام تعهدي بايد دربلند مدت به نقد تبديل شده يا ازطريق وجه نقد تسويه شوند .
توجه به سيستم ارزيابي اعتبار مشتريان، در اين راستا بسيار مهم است زيرا فروش به مشتريان بدون اعتبار موجب افزايش فروش در يک دوره و عدم پرداخت بدهي توسط مشتريان در دورهاي ديگر خواهد شد .
در اين فصل سعي مي شود به مباني نظري تحقيق ،تعاريف وانواع کيفيت سود اشاره اي بشود ،سپس به اقلام تشکيل دهنده کيفيت سودومباني نظري ارتباط بين کيفيت سود و فروش،بازده داراييها ونسبت بدهي ها پرداخته شده ودر آخر نيز انواع تحقيقات به عمل آمده داخلي وخارجي، مورد اشاره قرارخواهد گرفت .
2-2- مفاهيم سود وانواع کيفيت سود
سود حسابداري که متأثراز روشها و برآوردهاي حسابداري است، ممکن است تحت دستکاري توسط مديران قرار گيرد. و امکان استفاده از روشها و برآوردهاي متفاوت موجب شده که سود واقعي با گزارش شده تفاوت
داشته باشد. نتايج نشان مي دهد که هرچه اقلام تعهدي ( قابل دستکاري به دليل قضاوتي و برآوردي بودن ) بالاتر باشد کيفيت سود کمتر وپايداري کمتر سود خواهد شد .( همان منبع، ص72)2
سياست تقسيم سودمي تواند نشان دهنده واقعي ومنصفانه بودن يا نبودن نتايج عملکرد مالي باشد.درواقع، مديران زماني به پرداخت سود تمايل نشان مي دهند که از دستکاري نشدن سودها اطمينان حاصل نموده و کاهش سودهاي تقسيمي در آينده ( پايدارنبودن سود ) غير محتمل باشد .
به اين ترتيب سودهاي تقسيمي نه تنها علامتي براي پرداخت سودها در آينده، بلکه علامتي براي کيفيت سود با درجه کمتري از دستکاري مي باشد .
همچنين سود تقسيمي يک شيوه نظارتي مديريتي است که در آن مديران براي کمک به خود، کمتر سود را دستکاري مي کنند .از طرف ديگر با پرداخت مرتب و افزايشي سود ، سرمايه گذاران به کيفيت سودهاي گزارش شده پي خواهند برد .(علوي طبري ،1388،ص 56)1
کيفيت سود مسأله ايست که برمتغيرهاي بي شماري تأثيرگذاراست و دراين تحقيق به فروش که متغير اساسي در برنامه ريزي جهت طرح کلي عمليات و شروع به کار شرکت محسوب مي شود ، بازده دارايي ها که عمده عامل تشکيل دهنده کارايي شرکت هستند ونسبت بدهي ها که براي هرگونه تامين مالي، مبنا پرداخت وام از سوي اعتبار دهندگان مي باشد، اشاره مي گردد.
نقش اصلي گزارشگري مالي ،انتقال اثر بخش اطلاعات به افراد برون سازماني به طور معتبر وبه موقع است.
براي اين گزارشگري ،مديران از اختيار وقضاوت برخوردارند ومي توانند از آگاهي هاي خود درباره فعاليتهاي شرکت، صورتهاي مالي را اثر بخش تر کنند .
با اين حال اگر مديران براي گمراهي استفاده کنندگان ،از اختيارات خود جهت گزينش روش هاي حسابداري استفاده کند ،مديريت سود رخ داده است .
از جمله مواردي که در خدشه دار شدن کيفيت سود به آن اشاره مي شود،رفتار فرصت طلبانه مديران وکوشش هاي آنها براي تاثير بر بازده کوتاه مدت سهام از طرق مديريت سود وتحقق بخشيدن به انتظارات بازار وتحليل گران مالي ،مي باشد .
شواهد نشان مي دهد که اخيرا مديريت سود در شرکتها شيوع يافته وبازارهاي سرمايه براي اطمينان دادن به سرمايه گذاران ،چاره اي جز محدود کردن آن ندارند .از اين رو وضع استانداردهاي حسابداري موثر وتعيين الزامات افشاي جديدي که بتواند سطح آزادي عمل مديران را در گزارشگري تعيين کند ،انکار ناپذير بوده ومي تواند ضمن افزايش کارايي اطلاعاتي ،ارتقا دهنده اعتماد عمومي به بازارهاي سرمايه باشد.
تهيه و تنظيم صورت تطبيق فعاليتهاي عملياتي با مانده وجوه نقد در صورت جريان گردش وجوه نقد، حاکي از پي جويي عوامل ايجادکننده سود هستند.مثلا اگر سودي از فعاليت هاي غير عملياتي يا استثنايي و غيرمترقبه حاصل شده باشد اين سود پايدار نيست و از توان پيش بيني کنندگي در آينده برخوردار نيست .
در اين تحقيق پس از شناسايي ويژگي هاي کيفي سود تأثير هرکدام از عوامل پنجگانه آن با متغيرهاي فروش بازده دارايي ها ونسبت بدهي ها مورد آزمون قرار مي گيرد .با فرض اينکه مديريت فرصت طلبانه به منافع شخصي خود فکر مي کند ،مديران ممکن است سود حسابداري را دستکاري کنند تا بيشترين پاداش را که مبناي پرداخت آن سود حسابداري بيشتر است ،بدست آورند (همان منبع، ص57).2
شناخت زودتر از موقع درآمدها ،سرمايه اي کردن هزينه هاي جاري ،نمونه هاي از مديريت سود است .
رفتار فرصت طلبانه مديران ،باعث مخدوش شدن سود شده وبدين ترتيب کيفيت سود زير سوال مي رود وبه همين دليل اعتماد به سود از دست مي رود وتحليل گران مجبور هستند تا مجددا به تحليل اطلاعات مالي بپردازند تا سودي که از راه ايمن وبي خدشه بدست مي آيد را محاسبه نموده وبراي تصميم گيري برآن اتکا کنند.(علوي طبري ،1388،ص 94)1
از آنجا که اکثر روش هاي حسابداري ،مانند استهلاک، قضاوتي وبرآوردي هستند ،موجب مديريت سود خواهند شد .شرکت هاي که سود شان محقق نمي شود برآن مي شوند تا به اشکال مختلف، سود را مطابق ميل خود درآورند وشرکت هاي که قرارداد وام آنها به سود حسابداري مربوط مي شود سعي برآن دارند تا هر طور شده، سودي را که باعث تداوم وام مي شود، حفظ کنند .
کمتر از واقع نشان دادن بدهي هاي ناشي از تضمين کالا،زيان ناشي از تغييرات تکنولوژي ، حسابهاي دريافتني زياد درخرده فروشيها ،جملگي از حوزه هاي مديريت سود هستند .
سازه هاي کيفيت سود ،شامل کيفيت اقلام تعهدي ،پايداري سود وپيش بيني پذيري ،مي باشدکه :
کيفيت اقلام تعهدي به معناي اين است که هر چه سود از قابليت نقد شوندگي بالا تربرخوردار باشد ،مطلوبتر است.
پايداري سود،برسود پايدار به دليل استمرار ،تاکيد دارد .
پيش بيني پذيري ،توان سود در پيش بيني سودهاي آينده را نشان مي دهد .
هموار سازي سود هم به داشتن اطلاعات محرمانه توسط مديران اشاره دارد که از آن براي دستيابي به سود متوسط در حالت بحران مالي ،استفاده مي شود .
نمونه اي از اقدامات انجام شده براي هموار سازي سود ،فروش دارايي ها به هنگام رکود مالي است ،تا از سود غير مترقبه آن براي هموارسازي استفاده شود .(ابراهيمي کردلر ،1388،ص 2)2
امروزه با کاهش کيفيت سود حسابداري ، مديريت سود که بازي با اقلام تعهدي ناشي از برآوردها ،قضاوتها و روشهاي متفاوت است ، رونق يافته است . و به دليل اين که سرمايه گذاران به سود به عنوان يکي از فاکتورهاي مهم تصميم گيري توجه خاص دارند ، مديريت سود ازاهميت خاصي برخوردارشده است .
پژوهش ها نشان داده که نوسان کم سود و پايداري آن ، حکايت از کيفيت سود دارد. به اين ترتيب، سرمايه گذاران با اطمينان خاطر بيشتر در سهام شرکتهايي سرمايه گذاري مي کنند که روند سود آنها با ثبات تر است .
مديران جهت پايدار بودن سود از فروش دارايي ها و موجودي ها در دوره هاي متفاوت استفاده مي کنند که اين خود در مبحث کيفيت سود جايگاه ويژه اي دارد و تفکيک فروش ها به عملياتي و غير عملياتي راايجاب مي کند.(ابراهيمي کردلر، 1388،ص 2)1
بي کيفيت بودن سود ازآن جهت اهميت پيدا مي کند که اخذ تصميم نادرست به سبب اطلاعات ناکافي و ناصحيح موجب مي شود که تسهيم منابع به صورت ناعادلانه صورت پذيرد، چرا که سهامداران ،ديگر منابع خود را به سمت شرکتهايي که سود بي کيفيت دارند ، سرازير نمي کنند .
از طرف ديگر ممکن است بنا به دلايلي نظير ابقاء در شرکت ، دريافت پاداش و ساير عوامل ، مدير خواسته يا ناخواسته وضعيت شرکت را مطلوب جلوه دهد . بنابراين کيفيت سود تحت تأثير مباني گزارشگري و صلاحديد مديران آنها قرار مي گيرد .
طبق بيانيه شماره 1 مفاهيم هيات استانداردهاي حسابداري مالي (1983)، استفاده کنندگان صورتهاي مالي ،از سود، استفاده هاي گوناگوني مي کنند آنها مي توانند :
الف – عملکرد مديريت را ارزيابي کنند .
ب – توان سودآوري شرکت را طي يک افق طولاني مدت ارزيابي کنند .
ج – سودهاي آتي را پيش بيني کنند .
د – مخاطرات سرمايه گذاري در شرکت يا اعتبار دهي به آن را برآورد مي کنند.
کيفيت سود، داراي تعاريف متعددي است و اجماعي بر روي تعريف آن وجودندارد .
در اين تحقيق سعي مي شود عمده ترين تعاريف و روشهاي ارزيابي آن طبقه بندي مي گردد .
به طور کلي هرچه سود گزارش شده به استفاده کنندگان کمک کند تا تصميمات بهتري بگيرند ، آن سود با کيفيت تر محسوب مي شود . اما به دليل آنکه افراد از اطلاعات، در تصميمات متفاوتي استفاده مي کنند ،امکان ارائه يک تعريف جامع از سود وجود ندارد .(خواجوي ،1384،ص 40)2
ازطرف ديگر ساير معيارها نيزبر مفيد بودن اطلاعات سود تأثير مي گذارد .از جمله ،اطلاعات ( غير مالي) ، توانايي تجزيه و تحليل و پردازش اطلاعات توسط استفاده کنندگان و سايرموارد، محدوديت هاي بالقوه اي است که بر سر راه استفاده کننده قرار مي گيرد .
نظريه کيفيت سودباراول توسط تحليل گران مالي مطرح شد زيرا آنها احساس کردند که سود گزارش شده ،قدرت سود را آنچنان که در ذهن متبلور مي شود ،نشان نمي دهد .
آنها دريافتند که تحليل سود به دليل ضعف در اندازه گير هاي اطلاعات حسابداري، کار مشکلي است .
سوال اصلي اين که چرا تحليل گران در ارزيابي خودشان از سود خالص استفاده نمي کنند وپاسخ اينکه ،در تعيين ارزش شرکت نه تنها به کميت سود، بلکه به کيفيت سود بايد توجه شود .
منظور از کيفيت سود زمينه بالقوه رشد سود وميزان احتمال تحقق سودهاي آتي است .به عبارت ديگر ارزش شرکت تنها تابع سود نيست بلکه به قدرت واطمينان به سود آوري آتي هم ،مربوط مي شود.(خواجوي ،1384،ص 40)1
جدول 1-2 چارچوب و معيار ارزيابي کيفيت سود
معيار ارزيابياجزاي مربوط1- سري زماني
خصوصيات سود1- پايداري سود
2- قابليت پيش بيني
3- نوسان پذيري2- روابط بين سود،
ارقام تعهدي وجريان نقدي1- نسبت وجه نقد حاصل از فعاليت هاي عملياتي به سود
2- تغيير در کل ارقام تعهدي
3- پيش بيني ارقام تعهدي وغير تعهدي به کمک متغيرهاي حسابداري
4- پيش بيني روابط بين ارقام تعهدي و جريان هاي نقدي3- ويژگي هاي کيفي چارچوب نظري (FASB)مربوط بودن ، قابليت اتکا4- تأثير گذاري در تصميمروابط معکوس بين پيش بيني و قضاوت در گزارش گري و کيفيت سود
ميزان منفعتي که تهيه کنندگان اطلاعات از قضاوت و پيش بيني خواهند برد
(رابطه معکوس بين کيفيت سود و تغيير کاربري استانداردهاي حسابداري )
ويژگي هاي هر شرکت همانند قدر مطلق ميزان ارقام تعهدي ، طول چرخه عملياتي، انحراف معيار از فروش ،جريانهاي نقدي ارقام تعهدي ، سود و اندازه شرکت را مي توان به عنوان ابزاري براي ارزيابي کيفيت سود به کار گرفت . در يک مطالعه داخلي، با اشاره به اينکه در مورد قابليت اندازه گيري کيفيت سود ،ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد و برخي آنرا به صورت کمي ،غير قابل اندازه گيري مي دانند ، يک چارچوب و الگويي از عوامل و عناصر مرتبط با ارزيابي کيفيت سود طرح شد .(همان منبع، ص 40)2
در مطالعه داخلي ديگري با بررسي 50 شرکت در سالهاي 70 13تا 81 13از سه تعريف براي اندازه گيري سود استفاده شد :
1- رابطه جريان نقدي عملياتي و سود و اجزاء سود، که درآن نشان داده شد که واکنش بازار به افزايش سود نقدي شرکتها بر خلاف پيش بيني ،مثبت است .
2- قابليت پيش بيني سود، که در آن واکنش بازار به کاهش سود نقدي مطابق با پيش بيني مثبت است .
3- پايداري سودهاي گزارش شده (ثقفي، 1383، ص56).1
در اين تحقيق به بررسي ميزان مربوط بودن سود به جريانهاي نقدي حاصل از عمليات و سودهاي آتي پرداخته شده است . به همين منظور در فرضياتي، توانايي پيش بيني سود مورد آزمون قرار گرفته است .
در اين تحقيق براي بررسي توانايي سود در پيش بيني سودهاي آتي از مدل زير استفاده شده است :
X t = a+? n i=1 که در مدل فوق :
X t : سود سال t
n با چهار وقفه محاسبه شده است .
با توجه به نتايج آزمون فرضيه هاي تحقيق، عوامل زير مرتبط با کيفيت سود است :
ماهيت فروش هاي حسابداري به کار گرفته شده



قیمت: تومان


پاسخ دهید