6- چه رابطه اي بين اندازه گيري بهره وري نيروي انساني با اعتبار به عنوان يک متغير مستقل وجود دارد؟
7- چه رابطه اي بين اندازه گيري بهره وري نيروي انساني با سازگاري (محيطي) به عنوان يک متغير مستقل وجود دارد؟

1-5 اهداف تحقيق
1- اندازه گيري بهره وري نيروي انساني در کارخانه فرآوري زرشک.
2- انتخاب بهترين راهکار براي اندازه گيري بهره وري نيروي انساني در کارخانه.
3- کاهش زمان انجام کار با استفاده از بهره وري.
4- حداکثر استفاده از زمان و نيروي کار و ديگر منابع موجود در کارخانه.
5- کاهش قيمت تمام شده زرشک با استفاده از افزايش بهره وري.
6- انتخاب و استفاده از يک شاخص مناسب و کارا براي اندازه گيري بهره وري در کارخانه.

1-6 قلمرو تحقيق
1-6-1 قلمرو موضوعي
اين تحقيق در زمينه اندازه گيري بهره وري نيروي انساني مي باشد و سعي شده است که ميزان بهره وري نيروي انساني را در خانه زرشک مورد نظر سنجيده شود.
1-6-2 قلمرو زماني
اين پژوهش از فرودين ماه 95 آغاز و تا پايان ارديبهشت ماه 95 صورت گرفته است.
1-6-3 قلمرو مکاني
اين پژوهش در کاخانه بزرگ فرآوري زرشک قاين (شرکت کشت و صنعت خوشه سرخ شرق) اجرا شده است.
1-6-3-1 معرفي کارخانه زرشک
شرکت کشت و صنعت خوشه سرخ شرق در سال 1385 با هدف توليد محصولات متنوع از زرشک و صادرات محصولات توليدي تاسيس و در سال1388 اقدام به ساخت کارخانه در شهر صنعتي قائن نمود. اين شرکت پس از نصب ماشين آلات در اسفند ماه 1389 توليد آزمايشي خود راآغازنمود و در سال 1390 با شروع فصل جديد برداشت ميوه هاي آلبالو،زرشک و انار قدم در عرصه توليد نهاد و موفق به عرضه محصولات با کيفيت قابل قبول استاندارد گرديد. شرکت کشت و صنعت خوشه سرخ شرق يکي از توليد کنندگان و صادرکنندگان انواع کنسانتره در ايران است که محصولات خود را با نام هاي تجاري خوشه سرخ به بازارعرضه مي نمايد.اين شرکت براي اولين باراقدام به توليد کنسانتره آب زرشک در ايران و جهان نموده است . بهمين منظور کارخانه اين شرکت در استان خراسان جنوبي، يعني بزرگ ترين مکان توليد زرشک ايران، واقع شده است و محوريت اصلي خود را توليد کنسانتره آب زرشک نهاده است .
با توجه به اينکه کارخانه در شهرک صنعتي قائن -شهرستان قائن در استان خراسان جنوبي واقع شده است ، دسترسي به اطلاعات و توزيع پرسشنامه ها در بين کارکنان اين کارخانه به سهولت انجام مي شود و مي توان به راحتي در اين باره تحقيقات مورد نظر را به عمل آورد.

1-7 متغيرهاي تحقيق
متغيرهاي تحقيق شامل متغيرهاي مستقل و وابسته مي باشد که ابتدا به معرفي متغيرهاي مستقل و پس از آن به معرفي متغير وابسته مي پردازيم.
متغيرهاي مستقل اين پژوهش عبارتند از:
1- توانايي
2- درک و شناخت شغل
3- حمايت سازماني
4- انگيزش
5- بازخورد
6- اعتبار
7- سازگاري
متغير وابسته اين پژوهش عبارت است از بهره وري نيروي انساني

1-8 تعريف اصطلاحات اختصاصي
در پژوهش حاضر برخي واژه ها داراي اهميت ويژه اي هستند. لذا به منظور درک و استنباط يکسان خوانندگان، واژه هاي به کار رفته تعريف مي شوند تا از برداشت هاي متفاوت و احياناً متناقض جلوگيري شود.
1-8-1 بهره وري
بهره وري عبارت است از از نسبت ستاده به يکي از عوامل توليد (زمين، سرمايه، نيروي کار و مديريت).
1-8-2 اثربخشي
يعني توجه به بازده صحيح.
1-8-3 کارايي
به کار بستن اعمالي است که براي انجام يک کار ضروري مي باشند.
1-8-4 شاخص بهره وري
در واقع همان شاخص هاي کارايي مي باشند، نسبت هايي که صورت آن ها يک ستانده، مخرج آن ها يک نهاده و روند افزايشي آن ها نشان از بهبود دارد.
1-8-5 ارزش افزوده خالص
عبارت است از ارزش افزوده ناخالص منهاي مصرف سرمايه ثابت.
1-8-6 ارزيابي کار
عبارت است از به کارگيري تکنيک هايي مانند روش سنجي براي بهبود کارايي و افزايش اثربخشي در سازمان.
1-8-7 نهاده ها
منابعي هستند که در توليد کالاها و خدمات يک سازمان مصرف مي شوند.
1-8-8 سودمندي
در رابطه با آن چه امکان تحصيل آن وجود دارد، چه به دست مي آيد.
1-8-9 فرهنگ کار
عبارت است از آگاهي و باوري است مردم در تفسير تجربيات خود و محيط اطراف خود از کار کردن و نتيجه ي آن دارند.
1-8-10 بازخورد
کارکنان و افراد نه تنها لازم است بدانند که چه بايد بکنند، بلکه همچنين به طور مستمر بايد بدانند که کارها را چقدر خوب انجام بدهند.
1-8-11 فرهنگ سازماني
به مجموعه اي از باورها و ارزش هاي همگاني و مشترک که بر انديشه و رفتارهاي اعضاي يک سازمان اثر مي گذارد.
1-8-12 ستانده
کالا و خدماتي است که در يک واحد توليدي، توليد شده و بري استفاده در خارج از آن واحد در دسترس قرار مي گيرد.
1-8-13 شاخص بهره وري نيروي کار
از تقسيم ارزش افزوده به قيمت هاي ثابت بر تعداد شاغلان حاصل مي شود.

فصـل دوم
مباني نظـري پژوهش

2-1 مقدمه
در مطالعات اقتصادي کاوش علل رشد اقتصادي و پايداري آن از جايگاه برجسته اي برخوردار است. از منظر تاريخي نخستين مفهوم و عامل تاثير گذار بر رشد اقتصادي انباشت سرمايه فيزيکي بوده است.اما واقعيت اين است که تمام نوسانات اقتصادي صرفاً با اين عامل قابل توضيح نيستند. اگر چه افزايش توليد که لازمه رشد اقتصادي است از طريق استفاده بيشتر از منابع (سرمايه گذاري) امکان پذير است، اما پايدار نيست. فناوري از عوامل مهم ديگري است که بر رشد اقتصادي تاثير مي گذارد. بهبود و ارتقاي فناوري در سطح مشخصي از نهاده هاي توليد (ورودي ها) منجر به رشد توليدات (خروجي ها) مي شود. رشد فناوري موجب افزايش بهره وري سرمايه، بهره وري نيروي کار يا بهره وري کل عوامل مي شود. اين افزايش دلالت بر توليد کالا يا خدمات با استفاده کمتر از منابع دارد. بدين دليل کارايي يا بهره وري منابع عامل مهم در رشد اقتصادي است و رشد بهره وري عامل اساسي در حصول اطمينان از توسعه پايدار توليد کالا و خدمات است.
بهره وري رابطه تناسبي بين خروجي ها به شکل کالا و خدمات و ورودي هايي است که براي توليد آن خروجي ها به کار گرفته مي شود. فناوري توليد اهرم اين رابطه است. تغييرات فناوري تاثيري قاطع بر رشد بهره وري دارد اما تنها عامل نيست و عوامل اجتماعي، فرهنگي، سازماني و مديريتي نيز بر رشد بهره وري تاثير مي گذارند.
بهره وري يک مفهوم نسبي است و در مقايسه معناي خود را پيدا مي کند. از بهره وري براي مقايسه بين واحدهاي اقتصادي و يا مقايسه يک واحد اقتصادي در طي زمان استفاده مي شود. در حالت اخير شاخص بهره وري به کار گرفته مي شود. يک شاخص بهره وري مناسب نمايشگر ساختار علت و معلولي بين تغييرات اقتصادي، نظير رشد و عوامل آن نظير فناوري مي باشد. در تلاش براي رسيدن به اين هدف روش هاي مختلفي براي اندازه گيري و تعريف شاخص خلق و مورد استفاده قرار گرفته است.

2-2 تعريف بهره وري
بهبود بهره وري موضوعي بوده که از ابتداي تاريخ بشر و در کليه نظام هاي اقتصادي و سياسي مطرح بوده است. اما تحقيق درباره چگونگي افزايش بهره وري به طور سيستماتيک و در چارچوب مباحث علمي- تحليلي از حدود 230 سال پيش به اين طرف مورد توجه انديشمندان به طور جدي قرار گرفته است.
واژه “بهره وري” براي نخستين بار به وسيله فرانسوا کنه رياضيدان و اقتصاددان طرفدار مکتب فيزيوکراسي (حکومت طبيعت) به کار برده شد. کنه با طرح جدول اقتصادي1، اقتدار هر دولتي را منوط به افزايش بهره وري در بخش کشاورزي مي داند.
در ال 1883 فرانسوي ديگري به نام “ليتره” بهره وري را دانش و فن توليد تعريف کرد. با شروع دوره نهضت مديريت علمي در اوايل سال هاي 1900، فردريک تيلور و فرانک وليليان گيلبرث به منظور افزايش کارايي کارگران، درباره تقسيم کار، بهبود روش ها و تعيين زمان استاندارد، مطالعاتي را انجام دادند.
در سال 1950 سازمان همکاري اقتصادي اروپا2 به طور رسمي بهره وري را چنين تعريف کرد: “بهره وري حاصل کسري است که از تقسيم مقدار يا ارزش محصول بر مقدار يا ارزش يکي از عوامل توليد به دست مي آيد. بدين لحاظ مي توان از بهره وري سرمايه، مواد اوليه و نيروي کار صحبت کرد.
سازمان بين المللي کار3 بهره وري را چنين تعريف کرده است: “بهره وري عبارت است از نسبت ستاده به يکي از عوامل توليد (زمين، سرمايه، نيروي کار و مديريت)”. در اين تعريف مديريت به طور ويژه يکي از عوامل توليد در نظر گرفته شده است. نسبت توليد به هر کدام از اين عوامل معياري براي سنجش بهره وري محسوب مي شود.
در سال 1958 آژانس بهره وري اورپا4 بهره وري را درجه و شدت استفاده موثر از هر يک از عوامل توليد تعريف کرد. همچنين اين سازمان اعلام داشت که “بهره وري يک نوع طرز تفکر و ديدگاهي است بر اين پايه که هر فرد مي تواند کارها و وظايفش را هر روز بهتر از روز قبل انجام دهد. اعتقاد به بهبود بهره وري يعني داشتن ايمان راسخ به پيشرفت انسان ها.
در اطلاعيه تشکيل مرکز بهره وري ژاپن5 در سال 1955 در ارتباط با اهداف ناشي از بهبود بهره وري چنين بيان شده است: “حداکثر استفاده از منابع فيزيکي، نيروي انساني و ساير عوامل به روش هاي علمي به طوري که بهبود بهره وري به کاهش هزينه هاي توليد، گسترش بازارها، افزايش اشتغال و بالا رفتن سطح زندگي همه آحاد ملت منجر شود”. از ديد مرکز بهره وري ژاپن، بهره وري يک اولويت و انتخاب ملي است که منجر به افزايش رفاه اجتماعي و کاهش فقر مي گردد.
دکتر جان کندريک و دانيل کريمر، بهره وري را در نگرشي اقتصادي، يعني توليد سرانه يا ميزان ناخالص داخلي به ازاء هر نفر ساعت کار مي دانند. در اواخر دهه 1970 و اوايل دهه 1980 مرکز بهره وري آمريکا6 تعريف زير را ارائه داد:
سود = بهره وري × قيمت تعديل شده
تعاريف ديگرياز هره وي به شرح زير ارائه شد است:
استينر: معيارعملکرد و يا قدرت وتوان هر مان در تولد کالا و خدمات.
استيل: نسبت ميان بازده به هزينه عمليات توليدي.
ماندل: بهره وري به مفهوم نسبت بين بازده توليد به واحد منبع مصرف شده است که با سال پايه مقايسه مي شود.
ديويس: تغيير به دست آمده در مقدار محصول در ازاي منابع مصرف شده.
فابريکانت: يک نسبت هميشگي بين خروجي به ورودي (طاهري، 1386: 19، 20 و 21).
تعريف مرکز بهره وري ايران7: بهره وري يک فرهنگ و يک نگرش عقلايي به کار و زندگي است که هدف آن هوشمندانه کردن فعاليتها براي دستيابي به زندگي بهتر و فعالتر است (صنعتي و عين آبادي، 1386).
همچنين بهره وري يعني درست انجام دادن کار است. در اين تعريف درست انجام دادن کار را کارايي نيز مي گويند. يعني اين که از حداقل مواد حداکثر محصول برداشت شود يا از مقدار معيني مواد محصولي با کيفيت بالاتري توليد شود. اگر به تعريف ارائه شده براي بهره وري توجه شود، جزء ديگر آن کار درست انجام دادن است که اصطلاحاً اثربخشي مي گويند. مثلاً ممکن است با مصرف کمتر مواد، محصول بيشتري توليد کرد و ليکن اين محصول کيفيت مطلوب مورد نظر مشتري را نداشته باشد. در اين حالت کارايي واقع شده است و ليکن چون محصول فاقد کيفيت لازم است از اين رو اثربخش نبوده و نمي تواند رضايت مصرف کننده را جلب کند. بنابراين ملاحظه مي شود که تحقيق کارايي و يا اثربخشي به تنهايي موجب افزايش بهره وري نخواهد شد. به عبارت ديگر در مقوله بهره وري بايد اولاً کاري که انجام مي شود کار درستي باشد و ثانياً اين کار به بهترين نحو انجام شود. با تحقق اين دو شرط مي توان اطمينان حاصل کرد که بهره وري محقق شده است (راهنماي اندازه گيري شاخص هاي بهره وري نيروي کار و بهره وري سرمايه).
AOMP
APMP
AOBP
RIMP
RIMP
AOBP
RIBP
RIBP
بنابراين بهره وري يک

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید