دورترين آن از رضا و خشنودى اوست، پس اى بندگان خدا، خود را همواره سرگرم آن نسازيد، زيرا از فراق و دگرگونى حالات آن با خبريد، لذا همچون دوستى مهربان، ناصح كوشا كه براى نجات رفيقش تلاش مى‏كند خويشتن را از دنيا پرستى بر حذر داريد و از آنچه در ميدانهاى نابودى قرون پيشين ديده‏ايد عبرت گيريد؛ از همانها كه پيوندهاى اعضايشان گسسته، چشم و گوشهاى آنها نابود، شرافتمندى و عزتشان از ميان رفته ‏و نعمتها و سرورشان‏ منقطع گرديده است، همانها كه بجاى قرب فرزندان‏ به فراق آنها مبتلا شدند و بجاى همدمى همسران مفارقتشان را گزيدند، اكنون نه بر يكديگر تفاخر مى‏كنند و نه توليد نسل مى‏نمايند نه يكديگر را ديدار و نه با هم سخن مى‏گويند، پس اى بندگان خدا بر حذر باشيد همچون كسى كه بر نفس خود پيروز و بر شهوتش غالب و با چشم عقلش مى‏نگرد، زيرا امر (دنيا و آخرت) واضح، نشانه‏هاى اين راه بر جا، طريق صاف و آشكار و راه مستقيم است. ”

در کلمات ديگر منسوب به امام علي (ع) نيز به صورت جسته و گريخته از اين موضوع سخن رفته است؛ از جمله:

“جَلا غَمرات الظّلم بنوره و قَمع مشرف الباطل بحقّه، حتّى أنار الإسلام و وضحت الأحكام120:
با نور پيامبر(ص) سياهي تاريکي ها را زدود و با حقيقت او جلوه هاي باطل را به زير آورد و احکام را برنمود. ”

” أرسله… ماحيا ماحقا مزهقا رسوم أباطيل خوض الخائضين، بدار اشتباك ظلمة كفر دامس فجلّا غواشي الأظلام بلجّيّ راكد بتفصيل آياته من بعد توصيل قوله121:
او را به رسالت برانگيخت تا رسوم باطل را از کساني که در آن غوطه مي خوردند بزدايد و نابود سازد و به يُمن وجود او پرده هاي ظلمتِ گندابها(ي جاهليت) را بدرد. ”

برآيند کلي گفتارها اين است که پيامبر اکرم(ص) شريعتهاي پيشين انبياي الهي را که به ورطه فراموشي و جهالت سپرده شده بودند، باز گرداند و بدعتهايي را که بر آن داخل گردانيد بودند، از ميان برداشت و رسوم و سنتهاي باطل را برانداخت و احکام الهي را به تفصيل بيان نمود. بدين سان، بعثت پيامبر اکرم (ص) در عرصه فقه و اخلاق، سه ثمره داشته است:
اول: بخشي از قوانين شريعت و احکام الهي که بي گمان ارتباطي وثيق با عرصه اخلاق دارند، با ظهور پيامبر اکرم (ص) شناخته و آشکار شدند. اين دسته از احکام پيشتر ناشناخته بوده و جز از طريق وحي محمدي (ص) راهي به شناخت آنها نبوده است.122
دوم: پاره اي از قوانين و احکام اخلاقي و رفتاري که شناخته شده بودند، اما به تحريف و تغيير دچار گشته و بدين رو، کارکرد خود را از دست دادند، با بعثت پيامبر اکرم (ص) تهذيب شده اند.
سوم: رسوم باطل و آداب و خلق و خوي هاي جاهلي و غيرانساني را که در فترت ظهور پيامبران در جهان پديدار گشته بودند، برانداخت و به کنار نهاد. کلمه اباطيل که در روايت نقل شده بدان اشاره شده است، جمع “باطل” به معناي ناحق، باطل، بيهوده و مشي جاهلانه در زندگي و رفتار است.123
نکته محوري که لازم است در تحليل گفتارهاي امام علي(ع) درباره تحول اخلاقي عرب در نظر داشت، تاکيد و اشارات آن حضرت بر تغيير نقطه ثقل اخلاق و رفتار از عصبيت و جاهليت و رسوم قبيله اي به ايمان ديني، اعتقاد به معاد و زندگي پس از مرگ است. هويت قبيله اي که با هويت ديني در تعارض و پيش از اسلام بر حجاز حاکم بود، با ظهور اسلام به کنار رفت؛ اما باري ديگر در روزگار پس از رحلت پيامبر(ص) زنده شد. ارزشهاي قبيله اي کليت رفتارهاي اخلاقي، اجتماعي و سياسي قبايل را تعيين مي کرد. در اين گونه ساختار اجتماعي، افراد موظف اند در رفتارهاي خود از قوانين نانوشته قبيله اي پيروي کنند و روابط آنان خاستگاه عقلي و ديني ندارد بلکه بر پايه خويشاوندي است و براي رسيدن به منافع مشترک مورد نظر با يکديگر ارتباط و همکاري دارند.124 تمامي افراد يک قبيله به شخصي واحد نسب مي برند. از اين رو قبيله را چنين تعريف کرده اند: “و القَبيلة من الناس: بنو أَب واحد.”125
با نگاهي به متوني مانند نهج البلاغه مي توان دريافت که امام علي(ع) به پيروي از پيامبر اکرم (ص) و آموزه هاي قرآني، سعي دارد رنگ و بوي قبيله ايِ مسائل اخلاقي و سياسي را از ميان بردارد و همان مبناي اخلاقي پيامبر(ص) ـ يعني ايمان ديني، توحيد و معاد ـ را باري ديگر بر جايش بنشاند و در اين راه از ذکر و ياد پيامبر(ص)، که محبوبيتي بي بديل ميان مسلمانان داشت، مدد مي جويد و انگيزش مي آفريند. تاکيد حضرت بر بازتوليد ارزشهاي اخلاقي پيامبر اکرم (ص) در گفتارهاي امام (ع) بسيار آشکار است و نشان مي دهد که حضرت از مرکز ثقل اين ارزشها به خوبي آگاه بوده است. برخي تعابير و توصيفات امام (ع) از اخلاق نبوي به گونه اي صريح، قبيله گرايي را در رفتار اجتماعي و اخلاقي رد مي کند. براي نمونه در خطبه اي هنگام تبيين معيار اسلام براي دوستيها و دشمنيها، مي فرمايد:

“وَ لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلَّا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً 126 :
در ركاب پيامبر(ص) آن چنان مخلصانه مى‏جنگيديم و براى پيش برد (حق و عدالت) از هيچ چيز باك نداشتيم كه حتى حاضر بوديم پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خويش را در اين راه (اگر بر خلاف حق باشند) نابود كنيم، اين پيكار بر تسليم و ايمان ما مى‏افزود.”

روشن است که جواز نبرد با خويشاوندان نسبي، به کلي با معيارهاي قبيله اي روزگار پيش از اسلام حجاز ناسازگار و يک رفتار ضد اخلاقي به شمار مي رفته است؛ در حالي که همين در کلام امام علي (ع) به عنوان يک ارزش اخلاقي مطرح شده است و اين بدان سبب است که معيار و پايه نظري بنياد اخلاق در مکتب اخلاقي پيامبر(ص) از نسب و خويشاوندي به ايمان و برادري ديني تغيير کرده و امام علي(ع) همين حقيقت را گوشزد کرده است.

3ـ4. صفات اخلاقي پيامبر(ص)
امام علي(ع) در خطبه ها، نامه ها و گفتار خويش، بسيار از پيامبر(ص) ياد کرده و هنگام يادکردها، غالبا صفات و فضايل و منقبت هاي اخلاقي و رفتاري ايشان را نيز همزمان گوشزد کرده است. جدا از علاقه و نزديکي خاص امام علي(ع) به شخص پيامبر(ص) که از عوامل يادکردهاي آن حضرت از پيامبر(ص) بوده، عوامل ديگري نيز در کار است که در اينجا بدان اشاره مي شود.
چنانکه در منابع آمده است، در همان دمادم رحلت پيامبر اکرم (ص)، جامعه اسلامي در ماجراي انتخاب يا انتصاب جانشين آن حضرت دچار چندپارگي شد و به گفته شهرستاني (م. 548ق) اين از نخستين اختلافاتي بود که ميان مسلمانان روي داد.127 خوي قبيله گرايي که هنوز در نهان عرب جاي خويش را خالي نکرده بود، سربرآورد و باري ديگر همچون افعي افسردهِ آفتاب خورده از خواب بيدار شد. پس از رحلت پيامبر(ص) برخي ارزشهاي قبيله اي عرب، بازتوليد گشت و در 25 سال گوشه نشيني امام علي(ع) وضعيت قبيله اي اين بار با پوششي مذهبي جاني تازه گرفت و تبعات آن در پنج سال حکومت امام علي(ع) خود را نشان داد.128 اين مسئله و نيزاز طرفي ديگر، دنيادوستي، عافيت طلبي و غفلت پذيري مسلمانان پس از پيامبر(ص) و بالتبع، آلودگي اخلاقي و لغزيدن به وضعيتي که ثمرات وحي الهي و ميراث پيامبر(ص) را با خطر مواجه مي ساخت، باعث گشت تا امام علي (ع) به مناسبتهاي مختلف در هر فرصتي، در رفتار، گفتار و نوشتار خود به اصلاح اخلاقي جامعه برخيزد و از موثرترين ابزارها براي رسيدن به اين هدف در جامعه پس از پيامبر(ص) تذکر مدام و يادآوري مکارم اخلاق و صفات متعالي پيامبر(ص) به عنوان يک کتاب ماندگار و راهنماي جاويد اخلاقي بود. تذکار پيوسته امام علي(ع) به صفات اخلاقي و اجتماعي پيامبر (ص) و مرور رفتار آن حضرت از همين رو بوده است. جامعه اسلامي سخت نيازمند تذکر و هشدار و يادآوري پيامبر(ص) و سيره اخلاقي آن حضرت، نظر به تصريح قرآن به اسوه بودن پيامبر عظيم الشان129 و مشروعيت و محبوبيت آن حضرت، بسيار موثر بود :

” فَتَأَسَّ بِنَبِيِّكَ الْأَطْيَبِ الْأَطْهَرِ (ص) فَإِنَّ فِيهِ أُسْوَةً لِمَنْ تَأَسَّى وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْمُتَأَسِّي بِنَبِيِّهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ 130 :
از پيامبر پاك و پاكيزه‏ات (ص) پيروى كن زيرا راه و رسمش سرمشقى است براى آن كس كه بخواهد تأسى جويد و انتسابى است (عالى) براى كسى كه بخواهد منتسب گردد و محبوبترين بندگان نزد خداوند كسى است كه از پيامبرش سر مشق گيرد و قدم به جاى قدم او گذارد.”

غالب فضايلي که امام علي (ع) براي پيامبر اکرم (ص) بر مي شمارد، پيشتر در ميان عرب مطلوب بوده اند؛ اما چنانکه از روايت بالا بر مي آيد، همان فضايل در وجود پيامبر (ص) در چارچوب مفهومي جديد و روح ديني و الهي و در بافت اسلامي وجود يافته است. اينک از باب نمونه، سه فضيلت از فضايل اخلاقي را که مولاي متقيان علي (ع) براي پيامبر(ص) برشمرده است، مرور و هر يک را در بافت جاهلي و اسلامي به بررسي و مقايسه اجمالي مي گذاريم.

3ـ4ـ1. صبر و شکيبايي
صبر در روايات بسياري از امام علي(ع) به عنوان صفات پيامبر(ص) برشمرده شده؛ از جمله :

” يصبر للغريب على الجفوة في مسألته و منطقه حتّى أن كان أصحابه ليستجلبونهم131:
(پيامبر ص ) بر بي ادبيِِِ شخص غريب در پرسش و درخواست و گفتار صبر مي کرد تا جايي که اصحاب (به خشم آمده) در صدد باز داشتن آن شخص بر مي آمدند.”

” جمع له الحلم في الصّبر فكان لا يغضبه شي‏ء و لا يستفزّه‏132 :
حلم وصبر در او جمع شده بود؛ بطوري که خشمناک نمي شد و از چيزي متنفر نمي گشت.”

صبر در اصل به معناي طمانينه و خويشتنداري از اضطراب و جزع است.133 برخي محققان برآنند که صبر به معنايي که منظور عرب بوده، عبارت از توانايي رواني براي رويارويي خردمندانه و بردبارانه با سختيها و بلايا است. فضيلتهاي ديگري مانند شجاعت و مردانگي در ميدان نبرد نيز نيازمند صبر و شکيبايي اند. نقطه مقابل صبر، جزع است و آن ويژگي کساني است که در برابر سختيها و شرايط ناگوار بيدرنگ دچار اضطراب و سردرگمي مي شوند و گاه عکس العملهاي آني نابخردانه از خود نشان مي دهند و زيان و خسارت به بار مي آورند. صبر لازمه زندگي سخت صحرا و از فضيلتهاي برجسته دوران جاهليت به شمار مي رفت.134 پيامبر اکرم (ص) اين فضيلت اخلاقي را در جامه نو درآورد و با تهذيب و ويرايش و پيرايش جاني ديگر بدان بخشيد. صبر در معناي نبوي، با اسلام مرتبط گشت و راستايي کاملا ديني گرفت و به صورت “صبر در راه خدا” درآمد و کارکردهاي ديگري براي اعتلاي روح انساني يافت که در آيات قرآني بارها به انواع و مراتب آن اشاره شده است؛ از جمله :

“وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى‏ ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلين‏ 135 :
پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند و در برابر تكذيبها، صبر و استقامت كردند و (در اين راه،) آزار ديدند، تا هنگامى كه يارى ما به آنها رسيد. (تو نيز چنين باش! و اين، يكى از سنتهاى الهى است) و هيچ چيز نمى‏تواند سنن خدا را تغيير دهد و اخبار پيامبران به تو رسيده است. ”

“فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ 136 :
پس صبر كن آن گونه كه پيامبران اولو العزم صبر كردند، براى (عذاب) آنان شتاب مكن! هنگامى كه وعده‏هايى را كه به آنها داده مى‏شود ببينند،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید