احساس مى‏كنند كه گويى فقط ساعتى از يك روز (در دنيا) توقّف داشتند اين ابلاغى است براى همگان، آيا جز قوم فاسق هلاك مى‏شوند؟! ”

“وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُون 137 :
صبر كن و صبر تو فقط براى خدا و به توفيق خدا باشد! و بخاطر (كارهاى) آنها، اندوهگين و دلسرد مشو! و از توطئه‏هاى آنها، در تنگنا قرار مگير. ”

در برخي آيات به روشني تمام، صبر در ارتباط با استقامت ديني و ايماني معنا شده و روح جديد اين صفت اخلاقي معرفي گشته است :

” وَ كَأَيِّن مِّن نَّبىِ‏ٍّ قَتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابهَُمْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُواْ وَ مَا اسْتَكاَنُواْ وَ اللَّهُ يحُِبُّ الصَّابرِِين138 :
چه بسيار پيامبرانى كه مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ كردند! آنها هيچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مى‏رسيد، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسليم ندادند) و خداوند استقامت‏كنندگان را دوست دارد.”

در اين بافت جديد، فضيلت صبر جهتدار شده و در منظومه اخلاقي ديني معناي خاصي گرفته و قيد “در راه خدا” يافته است و بدين سان، آن صبر با مفهوم جاهلي را بر نمي تابد؛ چنانکه امام علي(ع) در وصف پيامبر(ص) مي فرمايد :

” مَا انْتَصَرَ نَفْسَهُ مِنْ مَظْلِمَةٍ حَتَّى يُنْتَهَكَ مَحَارِمُ اللَّهِ فَيَكُونَ حِينَئِذٍ غَضَبُهُ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ ‏139:
در ظلمي که به او مي شد انتقام نمي گرفت، مگر اينکه محارم خدا هتک مي شد که در اين صورت خشم مي کرد وخشمش هم براي خداي متعال بود.”

در اين روايت يکي از صفات جاهلي نفي شده است که همانا خوي انتقامجويي است. اعراب در آن روزگار، ستم و اهانت به خويش را بر نمي تافتند و اين را بخشي از شجاعت و لازمه شرافت مي دانستند؛ اما چنانکه از روايت بالا بر مي آيد، صبر اسلامي که در وجود پيامبر(ص) تبلور يافته بود، بر جاي آن صفت نشسته است. صبر در اينجا نافي انتقامجويي هاي جاهلانه شخصي است.

3ـ4ـ2. سخاوت
امام علي(ع) درباره سخاوت پيامبر(ص) در چند خطابه بياناتي ايراد کرده است؛ از جمله :

” كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) أَجْوَدَ النَّاسِ كَفّا 140 :
پيامبر خدا (ص) از همه مردمان بخشنده تر بود. ”
” كان محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) …أنداه كفّا141 :
محمد (ص) در ميان مردم بخشنده ترين بود. ”
” اسخاه نفسا142 :
[پيامبر(ص)] سخاوتمندترين انسانها بود. ”

سخاوت به معناي بخشندگي، جود و کرم در ميان بيشتر ملل دنيا يک فضيلت اخلاقي به شمار مي رود؛ اما در صحرا که نيازهاي اوليه زندگي به سختي به دست مي آيد و صحرانشينان گاه بر اثر کمبود آب و غذا و سختي شرايط اقليمي با خطر مرگ رو به رو مي شوند، ارزشي مضاعف دارد. اين نياز باعث شده بود تا عرب جاهلي بخشندگي را بستايد و آن را از هموطنان خود مطالبه کند. اعراب جاهلي شبانگاهان در جايي که ديده شود آتشي مي افروختند تا گمگشتگان بيابان خيمه هايشان را بيابند. گمگشده اگر دشمن آنان نيز مي بود، از ميهمانوازي آنان بهره مند مي گشت و در امان مي ماند. در اشعاري از عرب از اينکه سگشان بر ميهمان پارس نمي کند و به رفت و آمدهاي مردم عادت کرده است، بر خود مي باليده اند.143 گاه برخي اعراب در اين راه مبالغه مي کردند و تمام دارايي خويش را از دست مي دادند144 و قرآن کريم به همين زياده روي اشاراتي دارد از جمله :

” وَ لَا تجَْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلىَ‏ عُنُقِكَ وَ لَا تَبْسُطْهَا كلُ‏َّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا محَّْسُورًا145 :
هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى!”

اين آيه هرچند خطاب به رسول خدا (ص) نازل شده است اما وضعيت سخاوت در روزگار جاهلي را نيز ترسيم کرده است. در جاهليت، سخاوت نشانه نجابت و شرافت بود و هر چه بيشتر انجام مي پذيرفت، شايسته تحسين بيشتري بود. “کريم” نيز با سخاوت ارتباطي تنگاتنگ داشت و او کسي بود که در نظر مردم بزرگواري و اصالت در نژاد داشت؛ زيرا با بخششهاي بي حسابش اين اصالت را به اثبات مي رساند. محدوده سخاوت تنها خويشاوندان و هم قبيله اي ها را شامل نمي شد و اوج سخاوت آن بود که بيگانگان و گاه حتي دشمنان را نيز در پوشش گيرد. اما اين صفت نيز بيشتر انگيزه هاي خودخواهانه داشت و به قصد نام آوري و رياکارانه بروز مي يافت و ريشه هاي انساني و معنوي نداشت. اين معنا با معناي سخاوت در نظر پيامبر(ص) منافات داشت.146 آن حضرت چنانکه از وحي محمدي بر مي آيد، سخاوت را اگر بدون ايمان به خدا و معاد و براي تظاهر و صرف عمل انجام گيرد، بي مقدار و داني مي شمارد، چنان که قرآن کريم فرموده است:

” يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنّ‏ِ وَ الْأَذَى‏ كاَلَّذِى يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَْخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا 147 :
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏كند و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى‏آورد، (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهايى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها و بذرها را بشويد،) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند.”

بدين سان تغيير اساسي در اين صفت در دو ناحيه روي داد: اول، اعتدال بخشيدن بدان و خردمندانه شدنش به گونه اي که بخشش و جود چنان نباشد که شخص بخشنده و خانواده او را از هستي براندازد و به نيستي بکشاند و دوم، روح و جان اين صفت اخلاقي است که در وجه محمدي (ص) آن، نيتي الهي و انساني گرفت و نيت رياکارانه و نمايشگرانه اش از ميان رفت و وسيله اي گشت که از يک سو تا اندازه اي فاصله طبقاتي مالي ميان افراد را پر مي کرد و از سوي ديگر با توجه به نيت خداجويانه اش، در تکامل روحي و اخلاقي شخص بخشنده موثر مي افتاد.

3ـ4ـ3. وفاداري
شمار بسياري از توصيفات امام علي (ع) از صفات اخلاقي پيامبر(ص) به فضيلت وفاي به عهد، پايبندي به پيمان و گرامي داشتن وعده اختصاص يافته است که ما در اينجا دو روايت را که حاوي اين توصيفات است مرور مي کنيم :

” أوفاه بعهد و آمنه على عقد 148:
[پيامبر(ص)] در وفاي به عهد بر همگان پيشي گرفته و امين ترين مردم بر پيمان بود.”

” اصدق الناس لهجة و اوفاهم ذمة 149 :
[پيامبر(ص)] راستگوترين مردمان به سخن گفتن و وفادارترين شان به پيمان بود.”

فضيلت اخلاقي وفاداري در روزگار پيش از اسلام نيز از صفات ستوده عرب بود. آنان به پيمانهايي که ميان خود مي بستند، بسيار ارج مي نهادند هرچند محدوده اين وفاداري، روابط خويشاوندي و قيبله و امثال آن بود. گاه برخي ديگران خارج از اين حوزه نيز به سبب منافع مشترک با يکديگر پيمان مي بستند يا برخي افراد که نيازمند ياري بودند، به ديگران پناه مي آوردند و در اين صورت، کسي که بدو پناه آورده مي شد، موظف بود امنيت او را فراهم آورد و به اين عهد پايبند باشد. عهد و پيمان، آداب خاص ديگري هم داشت و در صورتي که کسي پيمان خود را مي شکست، براي او و قبيله اش سرشکستگي بزرگي محسوب مي شد و پرچمي براي او در بازار عکاظ مي‌افراشتند تا همگان از پيمان شکني اش باخبر شوند.150
پيامبر اکرم (ص) اين صفت را نيز از آلودگي جاهليت رهانيد و آن را با ايمان به خدا پيوند داد و دايره اش را گسترانيد و لزوم وفا به پيمان حتي با غيرخويشاوندان و غير اعضاي قبيله را گوشزد کرد. بدين سان، دو دگرگوني در آن پديد آورد:
اول: آن را از محدوده تنگ نظري عشيرگي و قبيله گي به در آورد و رنگ انساني تري بدان بخشيد.
دوم: چنانکه در تمامي حوزه اخلاقي اسلام مي نگريم، پيامبر(ص) انديشه هاي خام اخلاقي عرب بدوي را تعالي داد و رنگ الهي بدانها بخشيد و در مورد فضيلت وفاداري نيز چنين کرد و مفهوم عهد و ميثاق را با خداوند پيوند زد و رابطه ميان الله و امت را در قالب “ميثاق” معرفي کرد. در اين بافت اخلاقي، مومنان با خدا ميثاق بستند که بر دين او بمانند و خداوند نيز تعهد نمود که آنان را ياري و در نهايت، رستگار کند. 151 اين معنا درآيات متعدد قرآن تبلور يافته است:

” إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيم152 :
خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريدارى كرده كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد (به اين گونه كه:) در راه خدا پيكار مى‏كنند، مى‏كشند و كشته مى‏شوند اين وعده حقّى است بر او، كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اكنون بشارت باد بر شما به داد و ستدى كه با خدا كرده‏ايد و اين است آن پيروزى بزرگ! ”

” إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُون153 :
به يقين كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداوند يگانه است! سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند كه: نترسيد و غمگين مباشيد، بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است! ”

پيمان و ميثاق با خدا نخست بار بود که در محيط ديني حجاز مطرح شد. در اين آيات، از پيمان و لزوم وفاداري به آن ميان خدا و بندگان سخن به ميان آمده و اين پيمان حاکي از تعهدي دو سويه است. آيه ذيل نيز که عهد و پيمان را به قالب باب تفاعل(دو سويه) برده است، به خوبي از اين حقيقت پرده بر مي دارد و از يک پيمان دو طرفه که ميان الله و مومنان است سخن مي گويد 154:

” مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَاهَدُواْ اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضىَ‏ نحَْبَهُ وَ مِنهُْم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُواْ تَبْدِيلا 155 :
در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستاده‏اند بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند.”

3ـ4ـ4. ديگر صفات اخلاقي و رفتاري پيامبر(ص)
ذيل اين عنوان قصد داريم، نگاهي کلي و کلان، از نظرگاه جامع امام علي (ع) به خلق و خوي و رفتار شخصي پيامبر اکرم (ص) بيفکنيم و از اين گذر، بسامد صفات اخلاقي پيامبر اکرم (ص) در روايات امام علي(ع) را مرور کنيم. نگاه کلان و همه جانبه به مجموعه صفات اخلاقي پيامبر در کلمات امام علي(ع) چشم اندازي به قدر امکان جامع از وجهه اخلاقي و رفتاري آن پيامبر بزرگ الهي در پيش روي ما مي نهد. امام علي(ع) با بيان فصيح و بليغ خويش، بيان مي دارند که پيامبر(ص)چگونه مي زيست، چگونه با مردمان رفتار مي کرد، چگونه کارهاي روزمره خويش را به انجام مي رساند و نشست و برخاست او چگونه بود.
از ميان مجموعه توصيفات

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید