دِثَارُهَا السَّيْفُ 104:
هنگامى خداوند رسالت را بر عهده او گذارد كه مدتها از بعثت پيامبران پيشين گذشته بود و ملتها در خواب عميقى فرو رفته بودند. فتنه و فساد جهان را فرا گرفته بود. كارهاى خلاف در ميان مردم منتشر و آتش جنگ زبانه مى‏كشيد، دنيا بى‏نور و پر از مكر و فريب گشته بود. برگهاى درخت زندگى به زردى گرائيده و از ثمره زندگى خبرى نبود، آب حيات انسانى به زمين فرو رفته، منارهاى هدايت به كهنگى گرائيده، پرچمهاى هلاكت و بدبختى آشكار شده بود، دنيا با قيافه‏اى زشت و كريه به اهلش مى‏نگريست و با چهره عبوس با طالبانش روبرو بود. ميوه درخت آن فتنه و طعامش مردار بود، در درون، وحشت و اضطراب و در برون شمشير، حكومت مى‏كرد.”

برخي افعالي که پيامبر(ص)، بر حرمت آنها تاکيد نمود، پيش از آن نيز در نظر مردمان عرب، زشت بودند105؛ ولي ضمانت اجرايي رواني و فرارواني که دوري مردمان را از افعال ناروا تضمين کند و در مواقع بحراني مانند غلبه خشم يا شهوت، آنان را از ارتکاب اعمال زشت بازدارد، وجود نداشت.

3-2-3. استحاله و نابودي فضايل اخلاقي
چنانکه گذشت، دو دسته فضايل اخلاقي در ميان عرب شناخته شده بود که دسته اي از آنها ميراث انبياي پيشين بود هرچند بر اثر گذر زمان رنگ و بوي اصيل خود را از دست داده بود. اين دو گروه از فضيلت هاي اخلاقي به نوعي ضرورت زندگي در آن اقليم و با آن سازگار و هماهنگ بودند و در ابتدا، به گونه اي حکيمانه در جريان حيات صحرا نقش بازي مي کردند و زندگي را جاري و ساري مي ساختند. فضيلت اخلاقي “مروّت” که دربردارنده فضيلت هاي اخلاقي ديگري مانند سخاوت، شجاعت، صبر، صداقت و امانت بود، کمال مطلوب اعراب به شمار مي رفت106 که لازمه زندگي در صحرا بود. به عنوان نمونه، سخاوت در صحرا که نيازهاي اوليه زندگي بسيار کمياب است، از ضرورتهاي زندگي به شمار مي رفت و ياري ديگران از طريق ميهمان نوازي و بخشندگي را طلب مي کرد و اين کارها را در نظر عرب که آن گونه زندگي را به خوبي درک کرده بود، ارزشمند مي نمود. احساس اين نياز اعراب را به سوي بي اهميتي به مال و ثروت و حتي نکوهش جمع آوري ثروت بر انگيخته بود.107
اما به نظر مي رسد که رفته رفته فضيلت هاي اخلاقي و از جمله مروت و زير مجموعه اش از فلسفه اصيل خود دور گشتند و در دوران نزديک به ظهور پيامبر، ماهيت و هدف از اين فضيلت هاي اخلاقي چيزي جز آنچه بود که بعدها پيامبر(ص) ترويج و تبليغ کرد. در دوران نزديک بعثت، مروت براي عرب ماهيتي خودخواهانه و جاه طلبانه گرفت و عرب بيشتر در اتصاف به اين صفت اخلاقي، در پي خودنمايي، نام آوري و شهرت بود. او از اين گذر مي خواست نام خود را جاودان سازد يا بر ديگران فخر بفروشد. براي نمونه، جود و کرم که از صفات و فضايل مشهور عرب بود و اعراب سخت بدان پايبند بودند و آن را نشانه شرف و اصالت خويش مي پنداشتند، نه از روي انگيزه هاي انسان دوستانه و دستگيري مستمندان و نيازمندان بلکه براي تفاخر و نشان دادن فضيلت و برتري خود بر قبايل ديگر يا مسافراني که از سرزمين آنها مي گذشتند، گرامي داشته مي شد. به طور کلي، فضيلتي اخلاقي که يکسره از انگيزه هاي حيواني و مباهات و رياکاري به دور باشد، کمتر ميان اعراب پيدا مي شد.108
چنانکه در آينده خواهيم گفت پيامبر(ص) همين فضيلتها را تبليغ و ترويج کرد؛ اما در ساختار معنايي و فلسفه و حکمت آنها دگرگوني اساسي ايجاد کرد و جاني انساني و متعالي بدانها بخشيد. اين نکته را نيز نبايد فروگذاشت که از برخي آيات قرآن بر مي آيد که در هنگام ظهور اسلام، برخي فضيلتهاي اخلاقي مانند سخاوت حتي با آن معناي عربي خودخواهانه نيز در شرف نابودي و استحاله بوده اند. ايزوتسو معتقد است که در حول و حوش ظهور اسلام، در جامعه مکه که يک جامعه بازرگاني بود، فضيلت مروت نفوذ پرتوان خود را از دست داده بود و مفهومي که مردم قبيله نشين عرب از مجد و شرافت داشتند ديگر به عنوان شالوده واقعي زندگي کارآيي نداشت.109 اعراب باديه نشين جمع کردن ثروت را هيچگاه به بخشندگي، جود و کرم ترجيح نمي دادند اما اينک در جامعه مکه، يگانه وسيله شکوه و جلال همان ثروت بود. بدين رو، قرآن کريم نيز از مکيان توانگري که به ظاهر به دين اسلام گرويدند، با تعابيري مانند “يقبضون ايدهم؛ دستانشان را مي بستند”110ياد کرده و آنان را نکوهش کرده است. کثرت نکوهشهاي قرآني خطاب به کساني که بخل مي ورزند نشان از آن دارد که بخل در اواخر روزگار جاهليت و آغاز روزگار بعثت، از بيماريهاي اخلاقي در حال شيوع بوده است. براي نمونه:

” وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لِلَّهِ ميراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبير111 :
كسانى كه بخل مى‏ورزند و آنچه را خدا از فضل خويش به آنان داده، انفاق نمى‏كنند، گمان نكنند اين كار به سود آنها است بلكه براى آنها شر است، بزودى در روز قيامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزيدند، همانند طوقى به گردنشان مى‏افكنند. ميراث آسمانها و زمين، از آن خداست و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است.”

” الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ عَذاباً مُهينا 112 :
آنها كسانى هستند كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل دعوت مى‏كنند و آنچه را كه خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، كتمان مى‏نمايند. (اين عمل، در حقيقت از كفرشان سرچشمه گرفته) و ما براى كافران، عذاب خواركننده‏اى آماده كرده‏ايم.”

” الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ 113 :
همانها كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل دعوت مى‏كنند و هر كس (از اين فرمان) روى‏گردان شود، (به خود زيان مى‏رساند نه به خدا)، چرا كه خداوند بى‏نياز و شايسته ستايش است! ”

امام علي(ع) نيز در فقراتي از سخنان خويش از سخاوت سخن گفته و مردمان معاصر خويش را به آراستگي بدين فضيلت اخلاقي راه نموده است که نشان مي دهد، بخل يک مسئله اخلاقي مبتلا به بوده است :

” فَمَنْ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا فَلْيَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ وَ لْيُحْسِنْ مِنْهُ الضِّيَافَةَ وَ لْيَفُكَّ بِهِ الْأَسِيرَ وَ الْعَانِيَ وَ لْيُعْطِ مِنْهُ الْفَقِيرَ وَ الْغَارِمَ وَ لْيَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَ النَّوَائِبِ ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ فَإِنَّ فَوْزاً بِهَذِهِ الْخِصَالِ شَرَفُ مَكَارِمِ الدُّنْيَا وَ دَرْكُ فَضَائِلِ الْآخِرَةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ 114 :
بنا بر اين كسى كه خداوند به او ثروتى بخشيده بايد پيوند خويشاوندى را برقرار سازد (و صله رحم كند)، از ميهمانان (شايسته) بخوبى پذيرائى كند، اسيران را آزاد سازد و به فقراء و بدهكاران كمك دهد و بايد بخاطر رسيدن پاداش الهى در برابر پرداخت حقوق متعلق به ثروتش و مشكلاتى كه در اين راه به او مى‏رسد شكيبا باشد. چه اين كه به دست آوردن اين خصال نيك موجب شرافت و بزرگى در دنيا و درك فضائل سراى ديگر خواهد شد انشاء اللّه.”

در برخي فقرات ديگر از گفتارهاي امام علي(ع)، از آراستگي پيامبر(ص) به سخاوت ياد شده است که جدا از آنکه امام (ع) قصد مدح و بزرگداشت پيامبر(ص) را داشته، يکي از اهداف آن حضرت، تشويق و ترغيب مسلمانان به دوري از بخل و بازگشت به صفات پيامبر(ص) بوده است115 :

” أَجْوَدَ الْمُسْتَمْطَرِينَ دِيمَةً 116:
باران جود و بخشش او [پيامبر(ص)] از همه با دوام تر بود.”
” كان محمّد (ص)…أنداه كفّا117 :
محمد (ص) در ميان مردم بخشنده ترين بود. ”

“… اسخاه نفسا118 :
[پيامبر(ص)] سخاوتمندترين انسانها بود. ”

3ـ3. پيامبر(ص) و تحول در ارزشهاي اخلاقي حجاز
درباره تحول اخلاقي سازنده حاصل از رسالت محمدي(ص) سخن بسيار گفته شده است. در برخي خطبه ها و کلمات امام علي(ع) نيز به مناسبتهاي مختلف از آن سخن گفته شده که خوشبختانه امروزه در دسترس است. در گفتارهاي امام علي(ع) به صورت عام از تحولات در عرصه هاي مختلف جامعه آن روزگار سخن رفته است که بخش مهم و گسترده اي از آن به تحول اخلاقي و ارزشي اختصاص يافته است. از ميان اين گفتارها مي توان اشاراتي درباره موضوع يافت که عليرغم اختصار، به ابعاد تحولات اخلاقي مورد نظر پرداخته است. از اين دست است خطبه اي که حضرت علي(ع)در وصف پيامبر(ص) و پيام آسماني او به تفصيل سخن گفته و از جمله فرموده است:

” أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَ بَيَّنَ بِهِ الْأَحْكَامَ الْمَفْصُولَةَ فَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دَيْناً تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ وَ تَعْظُمْ كَبْوَتُهُ وَ يَكُنْ مَآبُهُ إِلَى الْحُزْنِ الطَّوِيلِ وَ الْعَذَابِ الْوَبِيلِ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَى اللَّهِ تَوَكُّلَ الْإِنَابَةِ إِلَيْهِ وَ أَسْتَرْشِدُهُ السَّبِيلَ الْمُؤَدِّيَةَ إِلَى جَنَّتِهِ الْقَاصِدَةَ إِلَى مَحَلِّ رَغْبَتِهِ أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ فَإِنَّهَا النَّجَاةُ غَداً وَ الْمَنْجَاةُ أَبَداً رَهَّبَ فَأَبْلَغَ وَ رَغَّبَ فَأَسْبَغَ وَ وَصَفَ لَكُمُ الدُّنْيَا وَ انْقِطَاعَهَا وَ زَوَالَهَا وَ انْتِقَالَهَا فَأَعْرِضُوا عَمَّا يُعْجِبُكُمْ فِيهَا لِقِلَّةِ مَا يَصْحَبُكُمْ مِنْهَا أَقْرَبُ دَارٍ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ وَ أَبْعَدُهَا مِنْ رِضْوَانِ اللَّهِ فَغُضُّوا عَنْكُمْ عِبَادَ اللَّهِ غُمُومَهَا وَ أَشْغَالَهَا لِمَا قَدْ أَيْقَنْتُمْ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالَاتِهَا فَاحْذَرُوهَا حَذَرَ الشَّفِيقِ النَّاصِحِ وَ الْمُجِدِّ الْكَادِحِ وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَيْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَكُمْ قَدْ تَزَايَلَتْ أَوْصَالُهُمْ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِيمُهُمْ فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ‏الْأَوْلَادِ فَقْدَهَا وَ بِصُحْبَةِ الْأَزْوَاجِ مُفَارَقَتَهَا لَا يَتَفَاخَرُونَ وَ لَا يَتَنَاسَلُونَ وَ لَا يَتَزَاوَرُونَ وَ لَا يَتَحَاوَرُونَ فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ حَذَرَ الْغَالِبِ لِنَفْسِهِ الْمَانِعِ لِشَهْوَتِهِ النَّاظِرِ بِعَقْلِهِ فَإِنَّ الْأَمْرَ وَاضِحٌ وَ الْعَلَمَ قَائِمٌ وَ الطَّرِيقَ جَدَدٌ وَ السَّبِيلَ قَصْدٌ 119 :
به وسيله او دستورات ناشناخته الهى را آشكار ساخت، بدعتهائى كه به نام دين در ميان مردم بود از بين برد و احكامى كه هم اكنون نزد ما روشن است به وسيله او بيان داشت. با اين حال، كسى كه جز اسلام آئينى بر گزيند زيانش مسلم، دستگيره ايمانش گسسته و سقوط او شديد خواهد بود و سر انجام غم و اندوهى طولانى و عذابى مهلك خواهد داشت، به خدا توكل ميكنم؛ توكلى با توبه و بازگشت به او، از او ارشاد مى‏طلبم به راهى كه به سوى بهشتش منتهى و به محل و منزل مورد رضايش پايان يابد. اى بندگان خدا شما را به تقوا و اطاعت خداوند توصيه مى‏كنم كه موجب رستگارى فردا و نجات ابدى است، (خداوند بزرگ) انذار كرده و به شدت ابلاغ فرموده و به آخرين حد ترغيب و تشويق نموده، دنيا و ناپايدارى آن و زوال انتقالش را براى شما توصيف كرده، پس از اين زرق و برقهائى كه براى شما اعجاب‏انگيز است به خاطر كوتاهى دورانش چشم بپوشيد دنيا نزديكترين منزل به خشم خدا و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید