توانست با طرح ارزشهاي الهام گرفته از وحي آسماني در ساحت اجتماع بشري، معيارها و ارزشهاي پيشين را کنار نهد و نقطه اتکاي ديگري براي رفتار اخلاقي انسان در عرصه هاي مختلف فردي، اجتماعي، سياسي و جز آن پديد آورد. اين راه و روش آن حضرت، ويژه آن زمان نيست و در هر زماني قابليت اجرا دارد. بدين رو، به نظر مي رسد هم اينک نيز مي توان با الگو قرار دادن راهبرد پيامبر (ص) که ريشه در وحي الهي دارد، با مکانيزمهاي مختلف، در جهت اعتلاي کلمه توحيد و رواج آموزه هايي مانند برادري ديني کوشيد و همگرايي اجتماعي را بيش از پيش توانمند ساخت و در عوامل و مايه هاي اختلاف، تفرقه و واگرايي اجتماعي را جست و از ميان برد.
2ـ پيامبر اکرم (ص) با عمل مردمان به توحيد فرا مي خواند و چنانکه از گفتارهاي امام علي(ع)بر مي آيد، آن حضرت عنايتي ويژه به زندگي مادي و محسوس مردمان داشت و ظهور او باعث رفاه، اعتدال و امنيت در زندگاني فرد و اجتماعي مردمان شد. بخشي عمده از توفيق حضرت در ماموريت خود نيز وامدار اين حقيقت بود. بي گمان، اين بهترين راه تبليغ دين است و راهي است که به همت آن پيامبر عظيم الشان(ص) به آزمايش گذاشته شده و با موفقيت همراه بوده است. به گفته امام علي(ع) عرب پيش از اسلام زندگي ناگواري داشت و پس از ظهور اسلام به آسايش و رفاه و برخورداري رسيد. سادگي است اگر گمان بريم بهبود زندگي عرب پس از ظهور اسلام، به حادثه و اتفاق پيش آمده است. بي گمان پيامبر(ص) براي آن برنامه داشته و براي تحقق آن تدبير انديشيده است. در باور آن پيامبر آسماني، دنيا و آخرت مردمان به سختي به هم گره خورده است و بعيد مي نمايد که مردماني که در دنيا دچار فقر، نيستي و تباهي اند، در آن سرا نيز روي رستگاري ببينند. پيشنهاد مي شود، در کنار تبليغات رايج ديني، همت را بر اصلاح و بهبود وضع زندگي مسلمانان ببنديم و در اين راه اولويت را با امور رفاهي، فراهم ساختن آسايش و برخورداري مردمان از نعمتهاي الهي ببخشيم. حضور دين در جامعه مي بايد آثار روشني از امنيت، آسايش و رفاه داشته باشد و ضروري است که شهروندان و جامعه مومنان، حضور موثر و مثبت دين را در جامعه و زندگي عيني و ملوس خويش به خوبي حس کنند.
منابع و مآخذ
1) قرآن کريم، ترجمه ناصر مكارم شيرازى، دارلقرآن کريم، قم‏، 1373ش.
2) آمدي، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، مترجم و شارح: جمال الدين محمد خوانساري، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1366ش.
3) ابن ابي الحديد، عزالدين، شرح نهج البلاغه، تحقيق: محمد ابوالفضل ابراهيم، چاپ دوم، دار احياء التراث العربي، بيروت، 1387ق.
4) ابن خلدون، مقدمه تاريخ ابن خلدون، ترجمه محمد پروين گنابادي، چاپ هشتم، انتشارات علمي – فرهنگي، تهران، 1385ش.
5) ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار الفکر للطباعة و النشر، بيروت، بي تا.
6) ازرقي، ابوالوليد، اخبار مکه و ما جاء فيها من الآثار، دار الاندلس، بيروت، 1376ق.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید