شاخص مي باشد و فاقد بعد است و به صورت رياضي آن را به صورت ذيل تعريف کرد:

که در آن:
AOMP: مجموع ستاده ها در دوره ي مورد نظر
RIMP: داده ها در دوره ي مورد نظر
AOBP: مجموع ستاده ها در دوره ي مورد نظر (منصوره کيخا، 1384)

2-3 انواع عمده تعاريف بهره وري
2-3-1 بهره وري جزئي
نسبت ستاده به يکي از داده ها مي باشد. به عنوان مثال بهره وري کارکرد نسبت ستاده به تعداد کارگر مورد استفاده يک اندازه بهره وري جزئي است.
2-3-2 بهره وري چند فاکتوره
بهره وري تمام فاکتورها نسبت ستاده خالص به حاصل جمع داده هاي سرمايه و کارکرد مربوطه مي باشد، مقصود از “ستاده خالص” کل داده ها منهاي کالاهاي ئاسطه اي و سرويس هاي خريداري شده مي باشد.
2-3-3 بهره وري کلي
نسبت کل ستاده به حاصل جمع تمامي فاکتورهاي داده مي باشد. بنابراين بهره وري کلي منعکس کننده تاثير مشترک تمامي داده ها در توليد ستاده خواهد بود.
2-3-4 عوامل تشکيل دهنده بهره وري بر اساس کنفرانس جهاني علوم بهره وري
1- اشتغال به کار
2- اثر بخشي ( الف- کارگزيني ب- تفويض ج- برنامه ريزي)
3- کارايي
اشتغال به کار يعني هنگامي که کاري را انجام مي دهيم، پيوسته به آن مشغول باشيم، به عبارتي بدون اتلاف وقت و منابع يا هدر رفتن رفتن کارگران و ماشين هايي که بي مصرف مانده اند و انتظار ما را مي کشند.
اثربخشي يعني توجه به بازده صحيح. در اين مفهوم معاني کيفيت نهفته است. آن چه صحيح است بايد براي شخص استفاده کننده صحيح باشد، خواه با رضايتش يا از طريق حذف آن چه که نبايد انجام گيرد و در عوض جايگزين نمودن کارهايي که بايد انجام شود. اما نه به وسيله مديران، صحت کار در فرآيند توليد به وجود مي آيد. اکنون در اين مرحله تنها کارهايي باقي مي ماند که ما موظف به انجام آن هستيم و بايد براي اين کار برنامه ريزي کنيم به گونه اي که اين برنامه هم براي حال باشد و هم براي آينده.
کارايي به کار بستن اعمالي است که براي انجام يک کار ضروري مي باشد نه بيشتر و نه کمتر. اگر شخص فعال و با صلاحيتي وجود نداشته باشد، کارايي مفهوم نامطبوعي خواهد داشت. همچنين اگر کاري را که اصلاً نمي بايست انجام گيرد به خوبي انجام دهيم، هيچ اثر مثبتي نخواهد داشت (منصوره کيخا).

2-4 برداشت هاي نادرست از مفهوم بهره وري
1- بهره وري مختص به صنعت است.
2- بهره وري يعني سودآوري بيشتر.
3- بهره وري همان اثربخشي است يا اين که بهبود کارايي ارتقاي بهره وري را تضمين مي کند.
4- بهره وري يعني بهره وري نيروي کار.
5- بهره وري قابل اندازه گيري نيست.
6- افزايش توليد لزوماً به معناي بهبود بهره وري نيست.
7- افزايش درآمد حاصل از فروش لزوماً بهبود بهره وري را تضمين نمي کند.
8- افزايش بهره وري نبايد به بهاي تنزل کيفيت انجام شود (خاکي، 1377: 35 تا 40).

2-5- چگونه از بهره وري استفاده مي شود؟
پس از آشنايي با مفهوم بهره وري بايد ديد چگونه از آن استفاده مي شود. همانطور که اشاره شد با ارتقاي بهره وري مي توان سطح رقابت پذيري را افزايش داد و از اين طريق به بازار هاي جهاني راه يافت. براي برنامه ريزي در راستاي ارتقاي بهره وري بايد بدانيم که از منظر سطح بهره وري در کجا قرار داريم و به کجا مي خواهيم برويم و براي رسيدن به مقصد چه راهکارهايي مناسب تر است. صاحب نظران علم بهره وري اين مقولات را در چارچوب چرخه مديريت بهبود بهره وري مطرح مي کنند که به آن PDCA نيز مي گويند. در کلمات اختصاري به کار رفته براي چرخه مديريت بهبود بهره وري P نخستين حرف کلمه Plan، D حرف اول کلمه DO، C حرف اول کلمه Check و بالاخره A حرف آغازين کلمه Affirm مي باشد (راهنماي اندازه گيري شاخص هاي بهره وري نيروي کار و بهره وري سرمايه).

2-6 بهره وري در سطح ملي
افزايش بهره وري تنها راه توسعه اقتصادي کشورها مي باشد که موجب ارتقاي سطح رفاه زندگي يک ملت مي گردد. تحولات معجزه آساي رشد و توسعه اقتصادي در کوتاه مدت در برخي از کشورها از جمله ژاپن، آلمان، چين و تعدادي از کشورهاي شرق آسيا، نتيجه افزايش بهره وري و استفاده بهينه، کارا و اثربخش آن ها از منابع فيزيکي و انساني کشورهايشان بوده است (طاهري، 1386: 29).

2-7 بهره وري در ايران
ايران از زمان تاسيس سازمان بهره وري آسيايي تا قبل از انقلاب اسلامي ايران در بهمن 1357 عضو بوده است. عضويت ايران در سال 1979 به حالت تعليق درآمد، اما از سال 1363 با تصويب مجلس شوراي اسلامي به عضويت آن سازمان درآمد. سپس سازمان بهره وري ايران در سال 1364 وابسته به وزارت صنايع سنگين تاسيس شد. سازمان ملي بهره وري ايران بعداً به وزارت صنايع و در سال 1377 به سازمان امور اداري و استخدامي ملحق شد. سازمان بهره وري ملي ايران بيشتر به دنبال کار فرهنگي در اشاعه و ترويج فرهنگ بهره وري در سطوح مختلف جامعه بوده است و تا به حال پنج کنگره ملي در زمينه بهره وري برگزار کرده است.
با اين که کشور ما ايران از نظر منابع طبيعي و نيروي انساني، معاون، مواد اوليه و انرژي داراي ظرفيت و پتانسيل بسيار بالايي است و از بسياري جهات نسبت به کشورهاي ديگر داراي امتياز و امکانات بالقوه فراواني بوده و با اين که بايد نيروي کار و بازدهي سرانه صنعت کشور، سرمايه هاي موجود و منابع ملي به نحو احسن مورد استفاده و بهره برداري قرار گيرد و نمودارها و شاخص ها و بهره وري ما در مقايسه با کشورهاي پيشرفته جهاني و استاندارهاي بين المللي از شرايط خوب و مطلوبي برخوردار باشد، اما متاسفانه با مقايسه ارقام بهره وري آن مي توان گفت که از 140 ميليارد متر مکعب آب قابل استحصال حداکثر مقدار مورد استفاده 92 ميليارد متر مکعب بوده و در عين حال راندمان آبياري بسيار پايين و گاهي تا 30% هم مي رسد (طاهري، 1386: 52).
در ايران متاسفانه در رابطه با فعاليت هاي مرتبط با بهره وري در سطح ملي سه مشکل اساسي وجود دارد:
بهره وري را به عنوان مقوله اي جديد، جدا و متمايز از فعاليت هاي مديريتي نشان داده شده است.
فعاليت هاي فرهنگي در سطح شعار نويسي، پوستر چسباندن و بمباران سمينارها و سخنراني ها در ايام بهره وري خلاصه شده است. سال 1987 حين اجراي يک پروژه افزايش بهره وري در سنگاپور کارشناسان ژاپني دريافتند اگر مسير فرآيند بهره وري را به جاي اين که از “مفهوم سازي” شروع کنند، از “بکارگيري و کاربرد” آغاز کنند، بسيار موثرتر خواهد بود. بر پايه اين تجربه يکي از اساتيد به منظور ساده کردن فعاليت هاي کانون، روش سنتي ژاپني را به روش عملي تغيير داد و مدلي تحت عنوان “بهبود بهره وري جامع8” ابداع نمود. بر پايه اين مدل فعاليت هاي توسعه و بهبود بهره وري در گوشه اي از محل کار يا کارخانه با روش هاي بسيار ساده و بر پايه وضعيت موجود آغاز و به تدريج و به طور مداوم به ساير نقاط گسترش داده مي شود. (خاکي، 1377: 61).

2-8 بهره وري در سازمان
بهبود بهره وري در سازمان نتيجه استفاده بهينه و موثر و کارآمد از منابع، تقليل ضايعات، کاهش قيمت تمام شده، بهبود کيفيت، ارتقاي رضايت مشتريان، دلپذيري در محيط کار و افزايش انگيزه و علاقه کارکنان به کار بهتر بوده که نهايتاً موجب رشد و توسعه سازمان را به دنبال خواهد داشت. به اين گونه سازمان، اصطلاحاً “سازمان هاي يادگيرنده9” مي گويند (طاهري، 1386: 29).

2-9 بهره وري و سيستم هاي سازماني
راه هاي متفاوتي وجود دارد که به توسعه و افزايش بهره وري منتهي مي شود. راه هاي زير را مي توان براي کارخانه ها مطرح نمود:
– بهبود جانمايي تاسيسات، تجهيزات و ماشين آلات کارخانه.
– بهبود برنامه نقل و انتقال و حرکت مواد در داخل و خارج کارخانه .
– ايجاد تغييرات و تعويض در تجهيرات و تاسيسات و استقرار يک نظام پيشگيري و نگهداري.
– توسعه و بهبود در محصولات.
– بهبود در فرآيند عمليات و جريان توليد.
– مکانيزاسيون و اتوماسيون.
– ايجاد سيستم هاي تشويق و تنبيه.
– سيستم هاي مناسب پرداخت حقوق و دستمزد، پاداش بر اساس امتيازات و بهره وري.
– برقراري دوره هاي آموزشي با توجه به مشکلات واقعي در عمل.
– توسعه و بهبود برنامه ريزي توليد و فروش.
– رشد و يادگيري در سازمان.
– نظام نظارت، سنجش و ارزيابي عملکرد در سازمان.
در اين ميان جلوگيري از اتلاف مهم است. هر گونه فعاليتي که به بهبود بهره وري کمک نکند اتلاف به شمار مي رود. “اتلاف” غالباً موجب افزايش هزينه محصول نهايي مي گردد. اتلاف را مي توان به پنج گروه طبقه بندي نمود:
الف) اتلاف در جريان توليد: اين پديده زماني رخ مي دهدکه از مواد خام و نيروي انساني بيش از حد لازم استفاده کنيم و کالاهاي نيم ساخته را انبار کنيم. توليد مازاد بر تقاضا باعث مي شود هزينه هاي انبارداري، حمل و نگه داري و کاغذ بازي افزايش يابند.
ب) اتلاف ناشي از ضايعات: ساختن قطعات ناقص موجب هدر رفتن منابع مي شود و باعث مي گردد هزينه دوباره کاري افزايش و تفکيک قطعات خوب و بد دقت بيشتري ببرد.
پ) اتلاف ناشي از زمان انتظار: از کار افتادن ماشين ها، قطع شدن جريان برق، نرسيدن به موقع مواد اوليه و عدم توازن در خط توليد موجب افزايش هزينه ها و زمان توليد مي شود.
ت) اتلاف ناشي از حمل و نقل: بايد تا جايي که ممکن است با طراحي سالن هاي توليد و استقرار ماشين آلات در جاي مناسب، ميزان جا به جايي قطعات، مواد و انسان ها را به حداقل رساند.
ث) اتلاف ناشي از فرآيند و حرکات غير ضروري: با استفاده از سوالات کليدي چه کاري، به چه دليلي، کجا، کي، توسط چه کسي و چگونه، فرآيند کار را مورد بررسي قرار داده و با حذف مراحل زائد، ترکيب، تجديد و ساده سازي، فرآيند را بهبود بخشيم. مهندسي مجدد از روش هاي کارآمد در بهبود سيستم ها و روش هاست. استفاده از علوم کارسنجي و روش سنجي به جلوگيري از اتلاف در فرآيند کمک شاياني مي کنند (طاهري، 1386: 202 – 203).

2-10 بهره وري در کارخانه ها
در اصطلاح اقتصادي، بهره وري به عنوان نسبت ستانده به داده تعريف شده است. بهره وري از اين واقعيت سرچشمه مي گيرد که هر بنگاهي ارزش هايي را از طريق فعاليت هاي خود ايجاد مي نمايد. هر يک از فعاليت هاي توليدي، فرآيندي از افزايش ارزش داده هاست. اين ارزش خود را با اظهار رضايت مشتريان در بازار نشان مي دهد. هيچ شرکتي نمي تواند به طور مستقل و جدا از شرايط بازار ارزشي را افزايش دهد. در جريان ايجاد و افزايش ارزش، تکنولوژي و مديريت دو عامل اساسي به شمار مي روند. با توجه به نوع داده ها، بهره وري به سه دسته اساسي بهره وري نيروي کار، بهره وري سرمايه و بهره وري مواد طبقه بندي مي شود. در تمامي موارد، بهره وري به ميزان زيادي به تکنولوژي و شيوه مديريت متکي است (نمودار 2-1).

نمودار شماره 2-1- مفهوم بهره وري در واحدهاي توليدي

وظيفه ي اصلي فعاليت هاي توليدي، افزودن ارزش داده هاست. با انجام اين وظايف شرکت ها محصول خود را توليد و آن را به مصرف کنندگان ارائه مي کنند. بهره وري بازتاب اثرات و نتايج فعاليت هاي توليدي است. بهره وري آئينه ي چگونگي داد و ستد است. بنابراين بهره وري به عنوان عاملي در برنامه هاي توليدي مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. به همين دليل است که ما بهره وري را تجزيه و تحليل کرده و مبناي کار را بر اساس بهره وري يکپارچه و بهبود کيفيت10 قرار داده ايم.
منابع انساني در ارتقاي بهره وري نقش مهمي دارند. منابع انساني هر سازمان است که جو کار و فرهنگ همکاري را که مبنايي براي انجام وظايف است، ايجاد مي نمايد.
مواد (داده) از طريق فرآيندي در سيستم مديريتي به محصول (بازده) تبديل مي شوند. اين فعاليت و فرآيند مي تواند تمام امور شرکت را در برگيرد و ي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید