ا فقط يک روند عملياتي در کار توليد و امور اداري باشد. به هر حال مهم ترين مرحله، موضوع تصميم گيري است (طاهري، 1386: 120- 121).

2-11 تعريف بهره وري جزئي و کلي از ديدگاه سومانث
در سال هاي 1974 و اواخر 1984 “سومانث” سه تعريف اساسي را درباره بهره وري در ارتباط با سازمان ها يا شرکت ها ارائه داده است:
بهره وري جزئي11: نسبت ارزش و مقدار محصول به يک طبقه از نهاده را گويند. مثلاً محصول به ازاي هر نفر ساعت (معيار بهره وري نيروي کار) يا ارزش و مقدار محصول توليد شده به ازاي هر تن مواد اوليه مصرفي (بهره وري مواد) يا بهره درآمد توليد شده يه ازاي هر ريال سرمايه (بهبه وري سرمايه) و نظاير آن.
بهره وري کلي عوامل توليد12: عبارت است از نسبت خالص محصول بر مجموع نهاده هاي نيروي کار و سرمايه. معمولاً به جاي خالص محصول، ارزش افزوده و در مخرج کسر مجموع ارزش هاي نيروي کار و سرمايه را قرار مي دهند.
بهره وري کلي13: نسبت کل ارزش محصول توليد شده به مجموع ارزش کليه نهاده هاي مصروفي است. اين شاخص تاثير مشترک و همزمن همه نهاده ها و منابع (از قبيل نيروي انساني، مواد و قطعات، ماشين آلات، سرمايه، انرژي و نظاير آن) در ارتباط با ارزش محصول به دست آمده را اندازه گيري مي کند.
بهره وري چند عامل14: در اين شاخص به جاي همه عوامل در مخرج کسر، ارزش تنها چند عامل از کليه عوامل توليد را قرار مي دهند.
شاخص بهره وري جامع کل15: عبارت است از حاصلضرب شاخص بهره وري کل در شاخص عوامل غير قابل لمس.
تحقيقات نشان مي دهد که حدود 80% شاخص هايي که شرکت ها به عنوان شاخص بهره وري براي ارزيابي عملکرد شرکت خود به کار مي برند، غير استانداد بوده و به هيچ يک از چهار شاخص بهره وري فوق ارتباط ندارد (طاهري، 1386: 23 و 22).

2-12 منحني بهره وري کل
بهره وري کل براي هر کالاي خاص شبيه منحني طول عمر محصول است. پس از اين که محصول معرفي شد، TP پس از گذشت مدتي مختصر از آن، با سرعت زيادي افزايش مي يابد. سپس مقدار Tp به يک نقطه اشباع مي رسد که به ندرت مي تواند ه استثناي حالات تصادفي تغيير کند. بالاخره مرحله ي افول شروع مي شود و TP کاهش مي يابد. اين پديده در منحني بهره وري کل در نمودار 2-2- نمايش داده شده است. منحني مشابهي براي بهره وري کل جامع (CTP) نيز وجود دارد (طاهري، 1386: 87- 88).

نمودار 2-2 منحني بهره وري کل
2-13 سطوح مختلف بهره وري
بهره وري به چهار سطح16 تقسيم بندي مي شود:
1- بهره وري در سطح کارکنان17
2- بهره وري در سطح سازمان18
3- بهره وري در سطح بخشي از اقتصاد19 مانند صنعت، کشاورزي و …
4- بهره وري در سطح ملي20
که اين سطوح خود بر حسب انواع منابع مي تواند انواع و شقوق گوناگوني به خود بگيرد نظير:
– بهره وري زمين21
– بهره وري نيروي کار22
– بهره وري ماشين آلات23
– بهره وري سرمايه24
– بهره وري اطلاعات25
– بهره وري زمان26 (ملک پور فرسادي، نوري).

2-14 عوامل موثر بر بهره وري
براي حضور در صحنه هاي بين المللي کشورهايي مي توانند حضور قوي پيدا کنند که ضمن استفااده بهينه از عوامل توليد، بخش هاي کشاورزي- صنعت و خدمات آن ها نيز در حالت رقابت پذيري کامل با ديگر کشورها باشد.
با نگاهي به کشورهاي موفق جهان ديده مي شود که اين کشورها بهاي لازم را به نيروي انساني به عنوان مهم ترين عامل توليدي مي دهند و در مقابل اين نيرو با بالا بردن بهره وري خود در منافع حاصل از توليد سهيم مي شوند، که بالا بردن بهره وري باعث به وجود آمدن نظامي مي شود که از آن همه طبقات اجتماعي استفاده مي برند.
بهره وري در جامعه زماني تحقق پيدا مي کند که تمامي بخش هاي توليدي، اجتماعي و خدماتي سعي در استفاده از يک نظام مناسب بهره وري داشته باشند که معمولاً نظام قانون گذار مي تواند با هموار کردن راه ها، باعث به وجود آمدن بهره وري شود و عامل انساني در راه تکامل آن کوشش کنند.
بهره وري پايين در سازمان ها، شرکت ها و موسسات مختلف ناشي از عوامل گوناگوني است. متناسب با اين عوامل، روش هاي متفاوتي نيز براي رفع مشکلات وجود دارد. به کليه تلاش هاي سيستماتيک و ساختار يافته براي حذف يا کاهش تلفات ناشي از مواد، ماشين، انسان و يا تعامل نادرست بين آن ها، نظام ارتقاي بهره وري گفته مي شود. نظام ارتقاي بهره وري در سه گروه قابل دسته بندي است:
– نظام هايي که بر حذف يا کاهش تلفات ناشي از مواد و ماشين تمرکز دارد.
– نظام هايي که بر حذف و يا کاهش تلفات ناشي از عملکرد انسان تمرکز دارد.
– نظام هايي که بر حذف يا کاهش تلفات ناشي از تعامل نامناسب بين انسان، ماشين و مواد تمرکز دارد.
گروه اول را نظام هاي سخت افزار محور، گروه دوم نظام هاي انسان افزار محور و گروه سوم را نظام هاي نرم افزار محور مي گويند. براي ارتقاي بهره وري قبل از هر چيز بايد عوامل موثر بر بهره وري را به خوبي شناخت.
“ناکاياما” معتقد است عوامل موثر بر بهره وري بر دو نوع است: الف) عوامل کوتاه مدت و ب) عوامل بلند مدت. تغييرات کوتاه مدت در بهره وري غالباً به ميزان انگيزه پرسنل براي کار و بهبود روش ها و سيستم هاي جاري و گردش کار و تغييرات در ميزان فشار کار و نوسانات تجاري بستگي دارد. انواع عوامل بلند مدت موثر بر بهره وري عبارتند از:
– ايجاد توسعه محصولات جديد
– معرفي روش هاي توليد جديد
– کشف منابع جديد
– يافتن کانال هاي جديد بازاريابي
– عقلايي کردن ساخت اقتصادي و بهره وري
در يکي از گزارش هاي مربوط به بررسي هاي بهره وري که از سوي وزارت کار در ژاپن منتشر شده است، عوامل موثر بر بهره وري به شرح زير دسته بندي شده است:
– نحوه ي استقرار تجهيزات و پرسنل
– مهارت نيروي کار
– کيفيت مواد
سازمان بين المللي کار عوامل موثر بر بهره وري را از ديدگاه وسيع تر به سه دسته زير طبقه بندي کرده است:
– عوامل کلي از قبيل آب و هوا، توزيع جغرافيايي مواد خام و غيره.
– عوامل تشکيلاتي و فني از قبيل کيفيت مواد خام، جانمايي و حمل استقرار کارخانه، فرسايش و از بين رفتن ماشين آلات و ابزار و غيره.
– عوامل انساني از قبيل روابط مديريت و کارکنان، شرايط اجتماعي و رواني کار، فعاليت اتحاديه کارگري و غيره.
سولو عوامل موثر بر بهره وري را با در نظر داشتن تابع توليد، تحولات فني و تراکم سرمايه معرفي مي کند. برخي ديگر از اقتصاددانان، عوامل موثر بر بهره وري را چنين دسته بندي کرده اند:
– تغييرات تکنولوژيک
– قابليت نيروي کار که به قابليت ها و توانايي هاي خاص کارگر محدود مي شود.
– ميزان سرمايه به ازاي واحد نيروي کار که منعکس کننده ي ميزان تمرکز سرمايه يا حجم سرمايه اي است که واحد نيروي کار مي تواند آن را مصرف کند.
سومانث برخي از مهم ترين عوامل موثر بر بهره وري در آمريکا را به شرح زير بر مي شمارد:
– ميزان سرمايه گذاري
– نسبت سرمايه به کار
– تحقيق و توسعه
– ميزان استفاده از ظرفيت
– قوانين دولت
– عمر کارخانه و تجهيزات
– هزينه هاي انرژي
– ترکيب نيروي کار
– اخلاق کاري
– ترس کارگران در مورد از دست دادن شغل (ثبات و امنيت شغلي)
– تاثير اتحاديه ها
– مديريت
پروفسور نايوداما مي نويسد: اگر فرض کنيم که توليد (Q) تابعي از نيروي کار (L)، مديريت (M)، تکنولوژي (T)، سياست ها (P) و امکانات زيربنايي (S)، عوامل اجتماعي- فرهنگي (X) و ساير عوامل باشند، آنگاه مي توان نوشت:
Q=f (L, K, M, T, P, S, X, …)
به طوري که عوامل L، K، M عوامل درون زا و عوامل P، S و … عوامل برون زا هستند. بنابراين ارتباط بين بهره وري کار و عوامل مختلف را مي توان به صورت زير تعريف کرد.
Q/L=F
به همين صورت ارتباط بين بهره وري سرمايه و عوامل مختلف را مي توان به صورت زير تعريف کرد: Q/K=F
بهره وري را مي توان از دو ديدگاه ديگر بررسي کرد:
الف) ديدگاه تکنيکي (نگرش فني)
بهره وري نسبت ستانده به يکي از عوامل توليد است. به اين ترتيب با توجه به اين که منظور ارتباط خروجي با هر يک از عوامل سرمايه ثابت، سرمايه در گردش، مواد خام و مانند آن ها مي باشد، بهره وري سرمايه ثابت در گردش، بهره وري مواد خام و مانند آن ها مطح مي شود. اين تعريف را موسسه همکاري اقتصادي اروپا در سل 1950 ارائه کرده است.
ب) ديدگاه (نگرش) فرهنگي
– يک ديدگاه فکري است که همواره سعي در بهبود وضعيت موجود دارد.
– يک ايدئولوژي، فرهنگ و شيوه زندگي است.
بنابر اين بهره وري به عنوان يک فلسفه مبتني بر استراتژي بهبود، عاملي است که فشرهاي مختلف يک جامعه را در برگرفته و منافع آن ها را به يکديگر پيوند مي دهد، در اين بينش انسان به عقيده و باوري دست پيدا مي کند که مي تواند امروز وظايف خويش را از ديروز بهتر و مطلوب تر انجام دهد. بايد توجه داشت که هيچ يک از عوامل فني به تنهايي مدنظر نيستند، بلکه مجموعه آن ها بر رشد بهره وري موثرند. عوامل موثر بر بهره وري را مي توان به صورت يک مدل يکپارچه عوامل بهره وري به شرح جدول 3-2- نشان داد.

عوامل ستانده
عوامل فرآيند
عوامل نهاده ها

سياست دولت
منابع
چرخه کسب و کار و تغييرات ساختاري
*حجم، کميت، توليد
*سهم بازار و نفوذ آن
*سيستم هاي گارانتي و وارانتي
*ترکيب توليد
*کيفيت
*نوآوري هاي طراحي محصول
*خودشناسي شرکت
*بسته بندي
*خدمـــــات پس از فروش
*تحويل به موقع
*موجود بودن محصول در هر زمان
*افراد، انگيزش، تعليم شغل، روابط صنعتي
*طرح محصول
*تکنولوژي
*توســـعه کـارخانه و تجهيزات، نگهداري و تعمير
*مواد و انرژي
*روش هاي کار
*بازخور، اندازه گيري و تجزيه و تحليل
*سيستــم ها و شيوه مديريت سازمان
*ســرمايه، کـارخانه و تجهيزات
*مواد و انرژي
*تکنـــولوژي و دانش فني
*طرح محصول
*افــراد، انتخـــاب و استخدام

*سيــــاست تعديل ساختاري
*سياست بهره وري
*سياست هاي چرخه کسب و کار
*مــقررات محــيط زيست
*سـياست هاي مالي و مالياتي
*آمــوزش و تعليــم نيروي انساني
*نيــروي انســاني: عرضــه و تقاضــا، آمـــوزش، انعــطاف پذيـــري، قـــابليت تحرک
*زمين: موجود بودن، قيمت
*مواد و انرژي
*دسترسي به مــنابع مالي
* مــوقعيت کسب و کار
* تـــغييرات ساختار بخشي
* تغييرات سـاختاري سرمايه
* صـــرفه جـــويي مقياس
* تغييرات جمعيتي
* تحولات اجتماعي
نمودار شماره 2-3 مدل يکپارچه عوامل بهره وري

به عقيده پروفسور ساساکي استاد دانشگاه سوکاهاي ژاپن در رشته مديريت سيستم ها، بدون توجه به بهبود کيفيت و کاهش ضايعات بهره وري نمي تواند افزايش يابد.
توان رقابت پذيري در بازار را با توجه به مسئله ارتقاي کيفيت مي توان بالا برد. لذا کاهش ضايعات در فرمول بهره وري وارد مي گردد.
بازده (محصول توليد شده) = Y
نيروي کار (ساعات کار انجام شده) = L
شاخص بهره وري = P
ژاپني ها يک عامل را در صورت کسر وارد کرده اند تا تاثير کيفيت بر بهره وري را مورد نظر داشته باشند که در آن:
حجم کل توليد = T
ضايعات = D
کالاهاي سالم = Y
لذا هر چقدر ضايعات کمتر شود صورت کسر افزايش يافته و بهره وري نيز بالا مي رود.
پرفسور ساساکي فرمول ديگري را نيز معرفي مي کند که به کارگر به عنوان تنها عامل کار توجه نشده و عامل مديريت را نيز وارد ساخته است:
قيمت ارزش کالا و خدمات فروخته شده در بازار = S
کارگر = L
مديريت = M

لذا از ديدگاه ژاپني ها براي افزايش بهره وري بايد کيفيت نيروي کار، مديريت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید