پذيري مهم ندارند، براي بهبود بهره وري کاري انجام نخواهند داد.
ضابطه چهار: درگيري کارمند- بايد کارمندان سازمان و ديگر افراد ذينفع در تعريف و ايجاد مقياس هاي بهره وري درگير باشند. زماني که فقدان دخالت منتج به تعهد و مشارکت نشده است، نتايج حاصله از اين مقياس ها، احتمالاً به طور مطلوب دريافت نخواهد شد يا اثري بر بهره وري آينده نخواهد داشت (برينکرهوف و درسلر، 1941: 56 و 57).

2-41 مشخصات مطلوب سيستم اندازه گيري بهره وري
لازم است معيارهايي جهت انتخاب روش اندازه گيري بهره وري بيان شود تا به کمک آن بتوان بر حسب مورد سيستم مناسبي را براي اندازه گيري انتخاب نمود. برخي مشخصات و اهداف منطقي براي سيستم اندازه گيري بهره وري موسسات توليدي به شرح زير است:
1- اين سيستم بايد بين کليه ورودي هاي مهم و قابل توجه و محصولات خروجي سازمان رابطه مناسبي برقرار نمايد.
2- سيستم اندازه گيري بهره وري بايد شامل کليه عوامل و منابع قابل کنترل که در حيطه مسئوليت مدير مربوط قرار دارند بشوند.
3- در اين سيستم اثرات تورم بايد از ورودي ها و خروجي ها حذف گردد.
4- سيستم بهره وري بايد انواع محصولات را مد نظر قرار دهد تا منجر به نتايج گمراه کننده در رابطه با بهره وري نشود.
5- در اين سيستم بايد بهره وري مطلق در يک مقطع زماني خاص و نيز روند بهره وري در طول زمان قابل اندازه گيري باشد.
6- سيستم بايد روش هاي مناسبي براي ارزيابي بهره وري هر يک از منابع و کل سيستم ارائه نمايد.
7- با توجه به تنوع خروجي ها و محصولات، موسسات توليدي از نظر درجه بندي و نوع محصول، بايد روش هاي مناسبي براي اندازه گيري خروجي و تبديل مقدار يا ارزش آن ها به يک مقياس واحد ارائه نمايد.
8- با توجه به ماهيت و اهداف موسسه در سيستم بهره وري بايد شاخص هاي جزئي و کلي مناسب طراحي گردد.
9- با توجه به اين که ارزيابي مختلف به تنهايي بيان کننده عملکرد کلي موسسه نمي باشد، لذا بايد روش هاي مناسبي براي جمع بندي شاخص هاي بهره وري پيشنهاد گردد.
10- عموم روش هاي جمع بندي بهره وري مستلزم وجود يک سيستم وزن دهي به شاخص هاي مختلف مي باشد.
11- در سيستم بهره وري دوره ارزيابي بايد به وضوح بيان گردد.
12- پايه مقايسات در ارزيابي بهره وري از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، لذا در سيستم بهره وري مبناي مقايسه بايد مشخص گردد.
13- ميزان دسترسي به اطلاعات و آمار مورد نياز بايد مد نظر قرار گيرد و شاخص هاي پيشنهادي با توجه به اطلاعات قابل دسترس طرح شود تا در اجرا مشکلي بروز ننمايد.
14- سيستم اطلاعاتي لازم جمع آوري آمار و اطلاعات مورد نياز براي محاسبه شاخص ها بايد طراحي گردد (خاکي، 1377: 72).
2-42 طبقه بندي کلي از مدل ها و روش هاي اندازه گيري بهره وري
براي اندازه گيري بهره وري نياز به مدل وجود دارد. براي انتخاب مدل مناسب ابتدا شناسايي انواع مدل هاي اندازه گيري بهره وري صورت گرفته است. اندازه گيري بهره وري را مي توان در انواع مختلف به صورت شکل 2-9 تقسيم بندي کرد.

نمودار 2-8 تقسيم بندي مدل هاي اندازه گيري بهره وري

2-43 مقايسه مدل هاي مختلف اندازه گيري بهره وري
به منظور انتخاب مدل ابتدا شناخت مدل هاي لازم موجود لازم است و براي تطابق و تناسب بيشتر مدل مورد نظر، شناخت نقاط قوت و ضعف مدل ها و کاربردهايشان ضروري است. کاربردها و خصوصيات مدل هاي مختلف به صورت زير قابل بيان هستند.
2-43-1 مدل هاي شاخصي
اين مدل ها بيشتر مورد توجه اقتصاددانان و مهندسان هستند. تعيين شاخص هاي داده بر اساس ارقام درآمد و هزينه نتايج محاسبات با اين روش صرفاً وضعيت بهره وري هر واحد را نشان مي دهد و راهکاري جهت اصلاح بهره وري با تعيين قطعي افزايش يا کاهش در خروجي ارايه نمي دهد. تهيه شاخص براي حالت هايي که در آن ها چندين خروجي و چندين ورودي کيفي وجود دارد ساده نيست.
2-43-2 مدل هاي گرايشي مالي
اين مدل ها صورت هاي مالي يک سازمان و شاخص هاي مربوط به موقعيت اعتباري، سودآوري و … يک شرکت را مشخص مي کنند. انواع اين نسبت ها عبارت اند از نسبت هاي نقدينگي، نسبت هاي گردش کل دارايي ها، نسبت هاي اهرمي، نسبت هاي سودآوري و نسبت هاي پرداخت سود. اين مدل ها عمدتاً با تهيه نسبت هاي مالي اعم از سود و زيان، دارايي ها و بدهي هاي سرمايه و … وضعيت بهره وري را در مقياس هاي مالي مورد سنجش قرار مي دهند. اين مدل ها براي سنجش خدمات که عمدتاً با پارامترهاي کيفي غير ريالي مطرح هستند کاربرد ندارند.
2-43-3 مدل هاي تابع توليد
اقتصاددانان از اين مدل ها در چهل سال اخير استفاده کرده اند. سه زمينه تحقيق شامل تئوري محض تابع توليد، تئوري اقتصاد سنجي پيشرفته تابع توليد در اين خصوص انجام شده است. تلاش در جهت تابعي کردن روابط بين ورودي و خروجي و تعيين حداکثر خروجي هاي قابل دستيابي از ورودي هاي معلوم، منجر به پيدايش تابع توليد پارامتري شد. برخي از انواع توابع توليد عبارت اند از: تابع کاب داگلاس، دبرتين ديويد ال، مدل تابع توليد با کشش جانبي ثابت، توابع توليد ترانسلانگ، اسپيلمن و ترانسندنتال. روابط بين خروجي و ورودي با توابع خاصي تخمين زده مي شود که به دليل حدس يا خطا همراه هستند و اين نوع مدل ها پارامتري هستند و به دليل مشکلات در تخمين تابع و خطاهاي احتمالي براي اندازه گيري بهره وري خدمات راهبران توصيه نمي شوند.
2-43-4 مدل هاي ساختاري
در اين مدل ها بر يک جنبه از شاخص هاي شرکت تاکيد نمي شود، بلکه از ديدگاه هاي مختلف همچون مشتريان، سرمايه گذاران و سهامداران، فروشندگان يا خدمات دهندگان، مديران و کارکنان شاخص هاي تعيين و ارزيابي ها به روش هاي مشخص صورت مي گيرد.
2-43-5 ويژگي ها و محدوديت ها يمدل هاي هزينه واحد
اين مدل ها و روش ها بيشتر مورد توجه مديران و حسابداران جهت تحليل هزينه واحد بر مبناي بخش هاي مختلف هستند. استفاده از اين مدل ها براي سنجش خروجي واحدهاي خدماتي با انواع پارامترهاي کيفي کاربرد ندارد.
2-43-6 ويژگي ها و محدوديت هاي مدل هاي رياضي
اين روش ها به دليل خاصيت کپي کردن و حل رياضي مسائل در صورتي که به خوبي طراحي شوند مناسب به نظر مي رسند و موارد استفاده از آن ها در ارزيابي خدمات وجود دارد. از جمله روش هاي مطرح در اين دسته DEA است و از جمله توانايي اين روش ارائه راهکار کارا شدن و رتبه بندي واحدها و امکان استفاده در حالتي است که چند ورودي، چند خروجي داشته باشند.
2-43-7 مدل بهره وري فراگير سومانث
1- اين مدل، شاخصي را براي سنجش بهره وري در کل سازمان ارائه مي کند که کليه ستاده ها و نهاده ها را در بر مي گيرد.
2- مديريت بهره وري فراگير بر مديريت بهره وري در کل سازمان تاکيد دارد. فلسفه اي رسمي است چون پايگاه تئوريک دارد و تا به حال در سطح جهان اجرا شده است.
3- مديريت بهره وري به بالاترين کيفيت محصول نيز تکيه دارد. کيفيت را مسئله اي لوکس نمي داند، بلکه آن را ضرورت مي شناسد.
4- همه نهاده ها، انسان، مواد، سرمايه ثابت، سرمايه در جريان، انرژي و ساير نهاده ها در اين مفهوم در نظر گرفته مي شوند.
5- يکي از خصوصيات منحصر به فرد و يگانه مديريت بهره وري فراگير، توانايي آن در ارائه شاخص هاي بهره وري کلي و جزئي نه تنها در سطح کلي بنگاه و سازمان، بلکه در سطوح پايين تر و عملياتي سازمان مي باشد.
6- مديريت بهره وري فراگير، روشي سيستماتيک است که براي اندازه گيري و نظارت بر تغييرات بهره وري کلي و بهره وري هاي جزئي واحدهاي عملياتي سازمان و همچنين مجموعه سازمان مورد استفاده قرار مي گيرد.
7- مديريت بهره وري فراگير در هر سازمان اعم از انتفاعي يا غير انتفاعي قابل استفاده مي باشد.
8- آشنايي با مديريت بهره وري فراگير در هر سازمان در صورتي که افراد مسئول اجراي آن، سميناري يک روزه درباره تشريح موضوع آن برگزار نمايند، کاري نسبتاً ساده است.
9- مديريت سازمان مي تواند از سيستم مديريت بهره وري فراگير براي نظارت بر روي نه تنها بهره وري کلي در سازمان استفاده کند، بلکه بتواند تغييرات سودآوري سازمان را مورد دقت و بررسي قرار دهد (طاهري، 1384: 67 تا 96).
2-43-8 مدل جامع بهره وري فراگير سومانث
1- بر خلاف مدل بهره وري فراگير شاخص عوامل غير قابل لمس با در نظر گرفتن کليه عوامل غير قابل لمس و مشخص در اين مدل قابل محاسبه است. عوامل غير قابل لمس مانند رضايت مشتري، دوام محصول و کيفيت ارائه خدمات مي باشد.
2- هم در صنعت و هم در سازمان هاي خدماتي مورد استفاده قرار گرفته است.
3- CTPM واقعاً جامعيت دارد. کليه نهاده ها و محصول ملموس و غير قابل لمس را در نظر مي گيرد.
4- CTPM بهترين خصوصيات TPM را با هم در نظر مي گيرد که شامل همه عوامل نهاده ها و ستاده هاي قابل لمس با روش هاي اندازه گيري و محاسبه کردن کيفيت مي باشد. به طوري که عوامل دروني و خارجي موثر بر بنگاه را به طور مستقيم و غير مستقيم در نظر مي گيرد.
5- براي سنجش عوامل غير قابل لمس، CTPM عوامل مرتبط با سازمان را علاوه بر کيفيت و رضايت مشتري از محصول سازمان در نظر مي گيرد.
6- CTPM نشان مي دهد که چگونه سوددهي سازمان تحت تاثير اقدامات اداري علاوه بر ساير فعاليت هاي سازمان مي باشد. در واقع CTPM تاثير تصميماتي که در طرتحي استراتژي هاي معيني در گذشته و حال اخذ مي شوند را به بهره وري کل سازمان در نظر م يگيرد. از اين رو CTPM مي تواند به عنوان ابزاري عمده براي برنامه ريزي و مديريت استراتژيک به کار رود.
7- CTPM براي بهبود، به عنوان ابزاري براي مديريت بر اساس استثنا به برخي از منابع توجه مي کند. در برخي از زمان ها مديريت مي تواند به برخي مسائل توجه بيشتر داشته و تصميمات تاکتيکي خاصي را اخذ کند. CTPM به فرآيند چنين تصميم گيري کمک مي کند. از اين رو CTPM ابزار قوي براي طراحي و اتخاذ مناسب تاکتيک هاي سازمان مي باشد.
8- در تصميمات مربوط به مديريت تکنولوژي، به ويژه تکنولوژي هاي گران قيمت، CTPM مي تواند براي انتخاب و انتقال مناسب تکنولوژي به کار رود. به طوري که حرکت از تکنولوژي به تکنولوژي بالاتر را در فرآيندي ملايم براي سازمان امکان پذير سازد.
9- هدفگذاري در زمينه سود مي تواند با استفاده CTPM حتي در مقاطع کوتاه انجام شود. TPM به عنوان جزئي از CTPM وسيله اي براي اتصال سود به بهره وري کلي مي باشد.
10- از آن جا که CTPM مي تواند نتايج استراتژي ها و تصميمات همه مديران در همه سطوح را به خوبي منعکس کند، لذا ابزار با ارزشي براي هماهنگي و کار گروهي بين سطوح مختلف مديران مي باشد.
11- نتايج و اطلاعات کسب شده از مديريت کيفيت فراگير، مهندسي مجدد و شاخص مقايسه اي و راهنماي بنگاه ها و ساير مفاهيم ، همچنين تاثير آن ها بر روي سودآوري، از طريق مدل CTPM ارزيابي مي شوند و از تحليل نتايج CTPM براي برنامه ريزي بلند مدت استفاده مي شود، به ويژه سازمان هايي که فعاليت هاي بين المللي دارند.
12- تخصيص منابع و بودجه در سازمان به سادگي مي تواند از طريق مدل CTPM با توجه به تحليل عملکرد واحدها، محصول، عوامل غير قابل لمس و عوامل ملموس انجام شود. بنابراين CTPM ابزاري بسيار قدرتمند براي مديريت سازمان ها مي باشد (طاهري، 1384: 83 تا 85).

2-44 شناسايي و انتخاب مدل پايه مناسب بر حسب نوع سازمان
ارزيابي کارآيي، مستلزم اندازه گيري بهره وري است. اهداف و وظايف شرکت، محدوديت ها، نقاط قوت و ضعف مدل ها، سوابق استفاده از مدل هاي معرفي شده در بخش هاي توليدي و خدماتي و سهولت و امکان اجرايي شدن استفاده از مدل ها، از عمده ترين پارامترهاي موثر در انتخاب

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید