ديدگاه سوم معتقد است که TFP واقعاً چيز مفيدي را اندازه نمي گيرد. به هر حال براي اتخاذ تدابير مناسب در جهت رشد اقتصادي لازم است اين موضوع مشخص شود که شاخص بهره وري چه چيزي را اندازه مي گيرد (جعفرآبادي).
ج) شاخص بهره وري هزينه شاغلين: اين شاخص از تقسيم ارزش افزوده بر جبران خدمات شاغلين حاصل مي شود. نام ديگر اين شاخص، شاخص رقبت پذيري است. اين شاخص مي تواند به دو قيمت جاري و ثابت محاسبه شود. به جهت خارج ساختن نرخ تورم از روند تغييرات، توصيه مي شود که اين شاخص به قيمت هاي ثابت مورد محاسبه واقع شود.
د) شاخص بهره وري انرژي (مقداري): اين شاخص از تقسيم ارزش افزوده به قيمت هاي ثابت بر مقدار انرژي مصرف شده حاصل مي شود. با توجه به اين که در موسسات از انواع انرژي هاي مختلف به مصرف مي رسد، از اين رو ضرورت دارد که انواع انرژي هاي مصرف شده با به کارگيري ضرايب تبديل به يک واحد متداول انرژي مانند کيلو وات ساعت تبديل شود.
هـ) شاخص بهره وري انرژي (ارزشي): اين شاخص از تقسيم ارزش افزوده به قيمت هاي ثابت به هزينه انرژي مصرف شده به قيمت هاي ثابت به دست مي آيد.
2-29-2-2 شاخص هاي کلي بهره وري
الف) شاخص بهره وري کل: علاوه بر شاخص هاي بهره وري جزئي که قبلاً به آن اشاره شد، شاخص هاي بهره وري کلي نيز تعريف و مورد اندازه گيري قرار مي گيرند. اين شاخص از تقسيم ارزش ستانده به ارش داده حاصل مي شود. اين شاخص هم مي تواند به قيمت هاي جاري و هم به قيمت هاي ثابت محاسبه شود. شايان توجه است که ارزش داده از حاصل جمع هزينه مصارف واسطه، جبران خدمات شاغلان و مصرف سرمايه ثابت حاصل مي شود.
ب) شاخص بهره وري کل عوامل (TFP): رشد توليد ناخالص داخلي در سطح ملي و يا ارزش افزوده در هر يک از بخش هاي اقتصادي از طريق دو منبع، يکي افزايش نهاده ها (نيروي کار و سرمايه) و ديگري بهبود ساختارها (ماشين آلات توليد و تجهيزات نيرو، بهبود کيفيت انساني و مديريت) حاصل مي شود. به جهت رقابت فشرده اي که در سطح جهان براي کسب سهم بيشتر از تجارت جهاني وجود دارد، کشورهاي جهان مخصوصاً کشورهاي توسعه يافته و در حال گذار تلاش مي کنند تا رشد توليد ناخالص داخلي يا ارزش افزوده بخش ها را حتي الامکان از طريق بهبود ساختارها تامين کنند. به عبارت روشن تر به جاي اين که تعداد نيروي انساني خود را افزايش دهند، تلاش مي کنند تا با اجراي برنامه هاي آموزشي کوتاه مدت تخصصي، سطح مهارت شاغلان را افزايش دهند و يا اين که به جاي ايجاد ظرفيت هاي جديد، سعي مي کنند که ظرفيت هاي موجود را به آخرين فناوري هاي نوين مجهز کنند. با استفاده از اين رويکرد، موسسات قادر خواهند بود تا محصولاتي با کيفيت بهتر توليد کرده و بدين ترتيب توان رقابت پذيري خود را افزايش دهند. بررسي سهم رشد بهره وري کل عوامل در رشد توليد ناخالص داخلي کشور مالزي حکايت از آن دارد که طي سال هاي 1991 تا 2000 حدود 5/25 درصد از رشد توليد ناخالص داخلي اين کشور از طريق رشد بهره وري کل عوامل، يعني بهبود ساختارها تامين شده است.
ج) نقش بهره وري کل عوامل در برنامه چهارم توسعه: يکي از ويژگي هاي برنامه چهارم توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي کشور توجه به بهره وري کل عوامل است. به طوري که مقرر است در سال هاي برنامه چهارم به طور متوسط 3/31 درصد از رشد توليد ناخالص داخلي از محل رشد بهره وري کل عوامل تامين شود. براي تحقق اين هدف تهيه و تنظيم سند ويژه ارتقاي بهره وري در برنامه چهارم لحاظ شده و در اين ارتباط ماده اي هم به تصويب رسيده است. در اين ماده که با شماره 6 مشخص شده است، براي بخش هاي اقتصادي، دستگاه هاي اجرايي متولي بخش ها و استان ها تکاليفي در نظر گرفته شده است. مطابق مفاد اين ماده هر دستگاه اجرايي ضرورت دارد اولاً سهم رشد بهره وري کل عوامل از رشد ارزش افزوده بخش تحت تولي خود را تعيين و الزامات تحقق آن را فراهم آورد. با توجه به توضيحات فوق ضرورت دارد که کليه موسسات مسئول در رابطه با اين ماده با شاخص بهره وري کل عوامل آشنا شده و شيوه محاسبه آن را فرا گيرند. از اين رو ارائه يک ديدگاه کلي از روش هاي محاسبه بهره وري کل عوامل مطالبي به شرح زير از نظر مي گذرد:
روش هاي محاسبه بهره وري کل عوامل را مي توان به دو گروه روش هاي مستقيم و غير مستقيم طبقه بندي کرد. در گروه روش هاي مستقيم روش هاي پيشنهادي کندريک و ديويژيا قرار مي گيرد. از روش هاي غير مستقيم محاسبه بهره وري کل عوامل مي توان به روش مانده سولو و روش سولو اشاره کرد. به جهت سهولت روش مانده سولو، اين روش در سال هاي اخير بسيار متداول و توسط سازمان بهره وري آسيايي نيز استفاده از آن مورد توصيه قرار گرفته است.
2-29-3 شاخص هاي بهره وري اختصاصي
در هر يک از رشته فعاليت هاي اقتصادي علاوه بر شاخص هاي بهره وري عمومي، شاخص هاي بهره وري اختصاصي نيز قابل تعريف مي باشد. اين شاخص ها عموماً در راستاي اهدافي که در هر فعاليت مورد نظر مي باشد تعريف مي شوند.
سازمان ملي بهره وري ايران جهت تسهيل تعريف شاخص هاي بهره وري عمومي و اختصاصي به تعريف اين شاخص ها اقدام نموده است. براي آشنايي با اين شاخص ها مي توان به وب سايت سازمان ملي بهره وري ايران به آدرسwww.nipo.ir/research1/index.htm مراجعه کرد (راهنماي اندازه گيري شاخص هاي بهره وري نيروي کار و بهره وري سرمايه).

2-30 شاخص هاي اثربخشي
شاخص هاي کارايي عمومي و اختصاصي که به صورت اشتباه مصطلح به آن شاخص هاي بهره وري مي گويند، قسمتي از مفهوم بهره وري يعني کاري را به درستي انجام دادن را القا مي کند. اما نکته مهمتر آن است که اطمينان حاصل کنيم که کاري را که انجام مي دهيم به خودي خود کار درستي است. به عبارت روشن تر نتيجه کار بر فعاليت موسسه داراي تاثير مثبت بوده و موجب افزايش رشد توليد موسسه مي شود. اين مورد با تعريف اجراي طرح هاي آمارگيري ويژه قابل انجام است. به عنوان نمونه مي توان رضايت مشتريان شاغل و سهام داران و ديگر ذينفعان را مورد ارزيابي قرار داد.

2-31 شاخص هاي تعديل
براي تعديل هر يک از متغيرهاي صورت و مخرج کسر شاخص هاي بهره وري تعريف شده از قيمت هاي جاري به قيمتهاي ثابت ضرورت دارد که از تعديل کننده هاي مناسب به شرح زير استفاده شود:
جدول شماره 2-1 شاخص هاي تعديل
نام متغير
تعديل کننده مناسب

هزينه ي نيروي کار
ارزش کل داده ها
دارايي هاي ثابت
سرمايه عملياتي
مجموع دارايي ها
هزينه مواد اوليه مصرف شده
هزينه مصرف انرژي
سود عملياتي
فروش خالص
مصارف واسطه
موجودي کالا
استهلاک
هزينه تعمير و نگهداري
هزينه کل توليد
هزينه نيروي کار توليدي
هزينه سربار
هزينه هاي اداري، مالي و فروش

شاخص بهاي کالاها و خدمات مصرفي
شاخص قيمت توليد کننده در گروه فعاليت مربوط
شاخص بهاي عمده فروشي کل
شاخص بهاي عمده فروشي کل
شاخص بهاي عمده فروشي کل
شاخص بهاي عمده فروشي کل
شاخص بهاي عمده فروشي (سوخت و روشنايي)
شاخص بهاي کالاها و خدمات مصرفي کل
شاخص بهاي کالاها و خدمات مصرفي کل
شاخص بهاي عمده فروشي کالا
شاخص قيمت توليد کننده در گروه فعاليت مربوطه
شاخص بهاي عمده فروشي کل
شاخص بهاي کالاها و خدمات مصرفي کل
شاخص بهاي عمده فروشي کل
شاخص بهاي کالاها و خدمات مصرفي
شاخص بهاي عمده فروشي کل
شاخص بهاي عمده فروشي کل

2-32 مزايا و محدوديت هاي استفاده از شاخص هاي بهره وري
جدول 2-7 مزايا و محدوديت هاي چهار شاخص اصلي بهره وري را به طور خلاصه بيان کرده است. از نظر تاريخي تقريباً حدود يک قرن مي شود که در کشورهاي پيشرفته صنعتي اطلاعات مربوط به بهره وري نيروي کار را جمع آوري، نگه داري و تجزيه و تحليل مي کنند. اما در دنياي پر شتاب امروز با جهاني شدن اقتصاد، تاکيد بر بهره وري نيروي کار به اهميت دهه هاي قبل نيست. بلکه بهره وري کل و بهره وري جامع کل نقش مهم و اصلي در تحليل بهره وري سازمان ها دارد. لذا در تحليل عملکرد هر سازمان بايد از انواع شاخص هاي بهره وري استفاده کرد و صرفاً به يک يا چند شاخص اکتفا نکرد.

جدول شماره 2-2 مزايا و محدوديت هاي استفاده از انواع شاخص هاي اصلي بهره وري در شرکت ها

مزايا
محدوديت ها
شاخص هاي بهره وري جزئي:
1- به سادگي قابل فهم و درک مي باشند.
2- اطلاعات مربوط به آن به سهولت قابل دسترسي است.
3- شاخص ها به سادگي قابل محاسبه مي باشند.
4- به علت سه مزيت بالا به سادگي مي توان مديريت را در استفاده از آن ها قانع ساخت.
5- برخي داده هاي مربوط به شاخص هاي بهره وري جزئي (مثلاً مقدار محصول به ازاي هر نفر ساعت) در سطح صنعت موجود در دسترس است.
6- ابزارهاي خوبي براي تشخيص نقاط ضعف در حوزه هاي مورد نظر براي بهبود بهره وري است اگر همراه با شاخص هاي بهره وري کل استفاده شوند.

شاخص هاي بهره وري کل عوامل توليد:
1- دسترسي به اطلاعات مربوط به محاسبه اين قبيل شاخص ها در سازمان ها نسبتاً ساده است.
2- معمولاً به سازمان از ديدگاه اقتصاددانان نگاه مي کند.

1- اگر به تنهايي استفاده شوند مي توانند بسيار گمراه کننده باشند و منجر به اشتباهات پر هزينه گردند.
2- قادر نيستند افزايش هزينه ها را در کل توضيح دهند.
3- ممکن است مديريت را براي بهبود به اشتباه بياندازند.
4- کنترل سود از طريق شاخص هاي بهره وري جزئي مي تواند روشي ضربه زننده و گمراه کننده باشد.
1- مستقيماً نمي تواند تاثير مواد اوليه و نهاده انرژي را اندازه گيري کند.
2- روش ارزش افزوده از جايگاه يک شرکت زياد مناسب نيست.
3- وقتي هزينه مواد، قسمت اعظمي از هزينه هاي کل توليد را تشکيل مي دهد اين شاخص ها مناسب نيستند.
4- فقط نهاده هاي سرمايه و نيروي کار را در محاسبه شاخص ها در نظر مي گيرد.
5- به دست آوردن داده هاي لازم براي هدف هاي مقايسه اي نسبتاً دشوار است.

جدول شماره 2-3 مزايا و محدوديت هاي استفاده از انواع شاخص هاي اصلي بهره وري در شرکت ها
مزايا
محدوديت ها
شاخص بهره وري کل:
1- همه محصولات و نهاده هايي را که قابل کمي شدن مي باشند را در نظر مي گيرد. بنابراين تصوير واقعي تر از اقتصاد شرکت را نشان مي دهد.
2- کنترل و نظارت بر سود از طريق استفاده از شاخص هاي بهره وري کل منفعت قابل توجهي براي مديريت ارشد سازمان دارد.
3- اگر همراه با شاخص هاي جزئي استفاده شوند مي توانند توجه و نگرش مديريت را به روش موثري هدايت کند.
4- تجزيه و تحليل حساسيت ساده تر انجام مي شود.
5- به سهولت مي توانند به هزينه کل مرتبط شوند.
شاخص بهره وري جامع کل:
1- همه ي عوامل قابل لمس و غير قابل لمس را در نظر مي گيرد.
2- کليه عوامل به ويژه آن هايي که غير قابل لمس مي باشند را با توجه به قابل استفاده بودن آن ها در نظر مي گيرد.
3- اين شاخص روش کمي به وجود مي آورد تا بتوان همه چيز از کيفيت توليد تا زمانبندي فرآيند تا رضايت مشتري و ده ها شاخص مهم عملکرد را تا سودآوري سازمان به هم مرتبط سازد.
4- به مديريت در هر سطحي کمک مي کند تا تاثيرات گوناگون را بر روي کيفيت، هزينه، زمان و نظاير آن در نظر گيرد.
5- در واقع اين شاخص جامع ترين شاخص بهره وري است.
6- تصميم گيرندگان به سادگي مي توانند تاثير تکنولوژي را بر بهره وري کل و سودآوري مطالعه کنند.
7- اين شاخص براي نخستين بار امکان ارتباط استراتژي تکنولوژي به استراتژي بنگاه را امکان پذير مي سازد.
1- بدست آوردن داده هاي لازم براي محاسبه آن ها نسبتاً دشوار است، مگر اين که سيستم هاي جمع آوري اطلاعات براي اين مقصود طراحي شوند.
2- به مانند شاخص هاي بهره وري جزئي و بهره وري کل عوامل توليد غير قابل لمس، محصول و نهاده ها را به طور

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید