مشکل عملي است که در دنياي واقعي وجود دارد (خاکي، 1388). هدف تحقيق عملي، حل مسايل کسب و کار و مديريت از طريق کاربرد روش علمي است. اين نوع تحقيق مربوط به مسايل خاص ميشود و در يک محيط ويژه به اجرا در ميآيد. در اغلب موارد، تحقيق به اينکه نتايج حاصله قابل تعميم به هر محيط ديگري هستند يا نه، کاري ندارد و مشخصه آن همان نوع کنترلي است که در گروههاي ديگر تحقيق مشاهده ميشود نيست. از نظر طبقه بندي بر حسب روش هم تحقيقات به چهار گروه تحقيقات تاريخي، توصيفي، زمينهيابي و تحليل محتوا تقسيم ميشوند (خاکي، 1387).
پژوهش حاضر از نظر هدف جزو تحقيقات کاربردي است که براي تجزيه و تحليل دادهها از روش رگرسيون، همبستگي و تجزيه آنوا نيز استفاده شده است.
نكتهي مهمي كه بايد به خاطر سپرد اين است كه تحقيق همبستگي هرگز يك رابطه علت و معلولي را تبيين نمي‌كند بلكه صرفاً يك رابطه را توصيف مي‌كند. صرف نظر از اينكه يك رابطه علت و معلولي است يا نه، وجود يك رابطه قوي، پيش‌بيني را امكان‌پذير مي‌سازد. ميزان رابطه بين دو متغير معمولاً به عنوان ضريب همبستگي بيان مي‌شود كه عددي بين صفر و يك است (خاکي، 1387).
3-3- سوال تحقيق
سوال اصلي اول
آيا استفاده از فناوري اطلاعات در بانک هاي کشور اثري در افزايش حجم سپرده هاي بانکي دارد؟
سوال هاي فرعي سوال اصلي اول
1-آيا استفاده از کارت هاي بانکي اثري بر افزايش حجم سپرده هاي بانکي دارد؟
2-آيا استفاده از پايانه هاي فروش اثري بر افزايش حجم سپرده هاي بانکي دارد؟
3-آيا استفاده از پايانه هاي شعب اثري بر افزايش حجم سپرده هاي بانکي دارد؟
4- آيا استفاده از خودپردازها اثري بر افزايش حجم سپرده هاي بانکي دارد ؟
سوال اصلي دوم
آيا بهره گيري از فناوري اطلاعات در سيستم بانکي کشور تاثيري بر حجم تسهيلات پرداختي بانک ها دارد؟
سوال هاي فرعي سوال اصلي دوم
1-آيا بکارگيري کارت هاي بانکي اثري بر افزايش حجم تسهيلات پرداختي به مشتريان دارد؟
2-آيا بکارگيري پايانه هاي فروش اثري بر افزايش حجم تسهيلات پرداختي به مشتريان دارد؟
3-آيا بکارگيري پايانه هاي شعب اثري بر افزايش حجم تسهيلات پرداختي به مشتريان دارد؟
4-آيا بکارگيري خودپردازها اثري بر افزايش حجم تسهيلات پرداختي به مشتريان دارد؟
سوال اصلي سوم
آيا سرمايه گذاري در بخش فناوري اطلاعات بانک ها تاثيري در افزايش سودآوري بانک ها ميگذارد؟
سوال هاي فرعي سوال اصلي سوم
1-آيا بکارگيري کارت هاي بانکي اثري در افزايش سودآوري بانک ها دارد؟
2-آيا بکارگيري پايانه هاي فروش اثري در افزايش سودآوري بانک ها دارد؟
3-آيا بکارگيري پايانه هاي شعب اثري در افزايش سودآوري بانک ها دارد؟
4-آيا بکارگيري خودپردازها اثري در افزايش سودآوري بانک ها دارد؟
3-4- فرضيه تحقيق
بر اساس بندهاي فوق، فرضيه هاي اصلي و فرعي تحقيق به شرح زير ارائه ميگردد:
فرضيه اصلي اول
استفاده از فناوري اطلاعات موجب افزايش حجم سپرده هاي مشتريان بانک ها ميشود.
فرضيه هاي فرعي فرضيه اصلي اول
1-استفاده از کارت هاي بانکي موجب افزايش حجم سپرده هاي بانکي ميشود.
2-استفاده از پايانه هاي شعب موجب افزايش حجم سپرده هاي بانکي ميشود.
3-استفاده از پايانه هاي فروش موجب افزايش حجم سپرده هاي بانکي ميشود.
4-استفاده از خودپردازها موجب افزايش حجم سپرده هاي بانکي ميشود.
فرضيه اصلي دوم
بکارگيري فناوري اطلاعات در سيستم بانکي کشور موجب افزايش حجم تسهيلات پرداختي ميشود.
فرضيه هاي فرعي فرضيه اصلي دوم
1-بکارگيري کارت هاي بانکي موجب افزايش حجم تسهيلات پرداختي بانک ها ميشود.
2-بکارگيري پايانه هاي شعب موجب افزايش حجم تسهيلات پرداختي بانک ها ميشود.
3-بکارگيري پايانه هاي فروش موجب افزايش حجم تسهيلات پرداختي بانک ها ميشود.
4- بکارگيري خودپردازها موجب افزايش حجم تسهيلات پرداختي بانک ها ميشود.
فرضيه اصلي سوم
سرمايه گذاري در بخش فناوري اطلاعات بانک ها موجب افزايش سودآوري بانک ها ميشود.
فرضيه هاي فرعي فرضيه اصلي سوم
1-بکارگيري کارت هاي بانکي موجب افزايش سودآوري بانک ها ميشود.
2-بکارگيري پايانه هاي شعب موجب افزايش سودآوري بانک ها ميشود.
3-بکارگيري پايانه هاي فروش موجب افزايش سودآوري بانک ها ميشود.
4-بکارگيري خودپردازها موجب افزايش سودآوري بانک ها ميشود.
3-5- متغييرهاي تحقيق و شاخص اندازه گيري آن ها
متغير کميتي است که در دامنهاي معين ميتواند از يک فرد به فرد ديگر يا از يک مشاهده به مشاهده ديگر مقادير مختلفي را ايجاد کند، بنابراين چيزي است که تغيير ميپذيرد (خاکي، 1388).
3-5-1- متغيير وابسته
متغير وابسته متغيري است که هدف محقق تشريح يا پيش بيني تغيير پذيري در آن است، به عبارت ديگر يک متغير اصلي است که در قالب يک مسأله براي تحقيق مورد بررسي قرار ميگيرد (خاکي،1388).
متغير وابسته متغيري است که هدف محقق تشريح يا پيش بيني تغيير پذيري در آن است، به عبارت ديگر يک متغير اصلي است که در قالب يک مسأله براي تحقيق مورد بررسي قرار ميگيرد (خاکي،1388). متغيرهاي وابسته در اين تحقيق عبارتند از: اولين متغييروابسته اين تحقيق، ميزان سپرده هايي که مشتريان به بانک ها ميسپارند که اين سپرده ها شامل سپرده هاي ديداري، پس انداز، سرمايه گذاري بلندمدت و کوتاه مدت و ساير سپرده ها است، دومين متغيير وابسته تحقيق حاضر، ميزان تسهيلاتي که به مشتريان بانک ها پرداخت ميشود که اين تسهيلات نيز شامل تسهيلات اعطايي به بخش هاي کشاورزي، صنعت ومعدن، ساختمان و مسکن، بازرگاني، خدمات و صادرات ميباشد و سومين متغيير وابسته اين تحقيق ميزان سود يا زياني که بانک ها در نتيجه کسر کردن هزينه هاي بانک ها از مجموع سهم بانک از درآمدهاي مشاع و درآمدهاي غير مشاع بانک بدست مي آورند. مقدار سپرده، تسهيلات و سود و زيان بانک ها با استفاده از کتاب ها و گزارشاتي که بانک مرکزي بابت گزارش عملکرد نظام بانکي در سال هاي مختلف منتشر کرده است جمع آوري شده است.
3-5-2- متغيير مستقل
متغير مستقل يک ويژگي و خصوصيت است که بعد از انتخاب توسط محقق در آن دخالت يا دستکاري ميشود و مقاديري را ميپذيرد تا تأثيرش بر روي متغير وابسته مشاهده شود (خاکي،1388).
متغيرهاي مستقل تحقيق، سرمايه گذاري در بخش فناوري اطلاعات سيستم بانکي کشور است که در اين تحقيق براي تعيين ميزان سرمايه گذاري در بخش فناوري اطلاعات، تعداد کارت هاي بانکي صادر شده، تعداد خودپردازها88، تعداد پايانه هاي شعب89 و تعداد پايانه هاي فروش90 که طي سال هاي 1380 تا 1390 در بانک هاي جمهوري اسلامي ايران مورد استفاده قرار گرفته است را در نظر گرفته ايم. تعداد کارت هاي بانکي صادر شده و همچنين تعداد خودپردازها و پايانه هاي شعب و پايانه هاي فروش نيز از کتاب ها و گزارشاتي که بانک مرکزي بابت گزارش عملکرد نظام بانکي در سال هاي مختلف منتشر کرده است جمع آوري شده است.

3-5-3- متغيرهاي کنترلي
براي بررسي دقيق اثر فناوري اطلاعات بر بهبود عملکرد سيستم بانکي کشور، متغيرهاي کنترلي به شرح زير مورد استفاده قرار ميگيرد.
شاخص تمرکز بازار بانک(IMC): تمرکز بازار بانک يکي از جنبه ها و ابعاد مهم ساختار بازار بانکي است که شايد مهم ترين متغير ساختاري اثرگذار بر عملکرد بانک ها به شمار مي آيد. براي اندازه گيري تمرکز، پژوهشگران در کارهاي تجربي خود از شاخص هاي مختلفي استفاده ميکنند. در اين پژوهش از شاخص تمرکز هرفيندال- هيرشمن استفاده کرده ايم که به صورت زير محاسبه ميشود.
IMCit =()
اندازه بانک(BSIZE): اندازه بانک يکي ديگر از متغييرهاي ساختاري اثر گذار بر عملکرد بانک هاست. ارتباط اندازه بانک با عملکرد بانک بدين لحاظ است که بانک هاي بزرگتر در مقايسه با بانک هاي کوچکتر به لحاظ داشتن فرصت هاي بيشتر در موقعيت هاي بهتري قرار ميگيرند و داراي عملکرد بهتري ميشوند.
کل دارايي هاي بانکi در سال t Bsize =
شاخص سودآوري (ROE): براي کنترل امکان همزماني بين سودآوري و عملکرد بانک ها در اين تحقيق از نسبت سود خالص به جمع حقوق صاحبان سهام در پايان دوره استفاده نمودهايم.
از سه متغير بالا به عنوان متغيرهاي کنترل تحقيق استفاده خواهد شد. دليل ارائه اين متغيرها به عنوان متغيرهاي کنترل در فصل سوم تحقيق ذکر خواهد شد.
3-6- مدل تحليلي تحقيق
با توجه به اينکه در نظر گرفتن تمامي عوامل مؤثر بر بهبود عملکرد نظام بانکي کشور کاري مشکل است، به همين دليل ما در اين تحقيق بر آن شديم تا بدون در نظر گرفتن عوامل ديگر فقط تاثير استفاده از فناوري اطلاعات را بر بهبود عملکرد نظام بانکي کشور را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهيم.
فرضيه اصلي اول
استفاده از فناوري اطلاعات موجب افزايش حجم سپرده هاي مشتريان بانک هاي جمهوري اسلامي ايران ميشود.
در فرضيه اصلي اول از رابطه1 استفاده ميشود که در اين مدل y متغيير وابسته يعني حجم سپرده هاي مشتريان بانک هاست و 11x تعداد خودپردازها، 12x تعداد کارت هاي بانکي صادر شده، 13x تعداد پايانه هاي فروش و 14x تعداد پايانه هاي شعب ميباشد.
رابطه 1: y= a + b1x11+b2x12+b3x13+b4x14+ IMC+ BSIZE+ ROE +
فرضيه اصلي دوم
بکارگيري فناوري اطلاعات در سيستم بانکي کشور موجب افزايش حجم تسهيلات پرداختي ميشود.
در فرضيه اصلي دوم رابطه 2 به کار ميرود، در اين مدل y بيانگر متغيير وابسته يعني حجم تسهيلات پرداختي به مشتريان بانک هاست و 21x تعداد خودپردازها، 22x تعداد کارت هاي بانکي صادر شده، 23x تعداد پايانه هاي فروش و 24x تعداد پايانه هاي شعب ميباشد.
رابطه2 y= a + b1x21+b2x22+b3x23+b4x24+ IMC+ BSIZE+ ROE +
فرضيه اصلي سوم
سرمايه گذاري در بخش فناوري اطلاعات بانک ها موجب افزايش سودآوري بانک ها ميشود.
در اين فرضيه با استفاده از رابطه 3 مدل تحقيق را مشخص ميکنيم. در اين مدل y نشانگر متغيير وابسته يعني ميزان سودآوري بانک هاست و 31x تعداد خودپردازها، 32x تعداد کارت هاي بانکي صادر شده، 33x تعداد پايانه هاي فروش و 34x تعداد پايانه هاي شعب ميباشد.
رابطه3 y= a + b1x31+b2x32+b3x33+b4x34+ IMC+ BSIZE+ ROE +
3ـ7- قلمرو تحقيق
مسائل و مشکلات امروزين بانکداري، مسائل پيچيده، در هم تنيده و چند بعدي است. هر پژوهشگري پس از انتخاب، توضيح دادن و روشن کردن مسأله يا مشکل، بايد با استفاده از روشها و فنون پژوهشي بتواند حدود و مرزهاي مسأله يا مشکل را تعيين کند وگرنه گستردگي ابعاد و زواياي مسأله از يک طرف و محدوديت امکانات زماني و مالي پژوهش از طرف ديگر سبب ميشود که به جاي اينکه پژوهشگر مسأله را حل کند و به راهحلهاي قطعي در ابعاد و زواياي مورد نظر برسد، مسأله انتخاب شده، پژوهشگر را در خود حل نمايد. بدين معني که اگر پژوهشگر نتواند ابعاد و زواياي مشکل مورد نظر را با مرزبنديهاي دقيق مشخص کند به زودي با انبوهي از اطلاعات، ارقام و واقعيات مربوط و نامربوط به مسأله روبرو ميگردد و به اصطلاح در جمع و جور کردن و جمعبندي مسأله در ميماند. با توجه به آنچه گفته شد نتيجه ميگيريم که اولين و مهمترين کار يک پژوهشگر تعيين مسأله و محدود کردن آن از سه بعد مکاني، زماني و موضوعي است.
3ـ7ـ1 قلمرو مکاني
موضوع قابل توجه در محدوده قلمرو مکاني (جامعهي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید