پايانه هاي فروش بر ميزان تسهيلات پرداختي به مشتريان را بررسي مي کند تا ما پي به معنادار بودن يا معنادار نبودن رابطه تعداد پايانه هاي فروش بر ميزان تسهيلات پرداختي به مشتريان ببريم.
بين تعداد پايانه فروش و ميزان تسهيلات پرداختي رابطه معناداري وجود ندارد=H0
بين تعداد پايانه فروش و ميزان تسهيلات پرداختي رابطه معناداري وجود دارد H1=
جدول 4-10- تجزيه واريانس اثر پايانه فروش بر تسهيلات پرداختي به مشتريان

نمودار 4-8- رابطه رگرسيوني پايانه فروش و تسهيلات بانکي
جدول 4-10 نشان مي دهد که با توجه به آماره F که داراي مقدار 27.47 مي باشد در سطح احتمال 1% و با اطمينان 95% بين تعداد پايانه هاي فروش و ميزان تسهيلات پرداختي به مشتريان رابطه معناداري وجود دارد که همين موجب رد فرض H0 و قبولي فرض H1 مي شود که نشانگر مناسب بودن مدل رگرسيوني است و از آنجا که ضريب تعيين برابر با 0.32 مي باشد مي توان گفت از 100 درصد تغيير در حجم تسهيلات بانکي 32 درصد آن از تغييرات پايانه فروش ايجاد مي شود.
فرضيه فرعي چهارم از فرضيه اصلي دوم: بررسي تاثير تعداد خودپردازها بر حجم تسهيلات بانکي
بين تعداد خودپردازها و ميزان تسهيلات پرداختي رابطه معناداري وجود ندارد=H0
بين تعداد خودپردازها و ميزان تسهيلات پرداختي رابطه معناداري وجود دارد H1=
جدول 4-11- تجزيه واريانس اثر تعداد خودپردازها بر ميزان تسهيلات پرداختي

نمودار 4-9- رابطه رگرسيوني خودپرداز و تسهيلات بانکي

با توجه آماره F موجود در جدول 4-11 که داراي مقدار81.67 مي باشد نشان مي دهد که در سطح احتمال 1% و با اطمينان 95% تعداد خودپردازها و ميزان تسهيلات پرداختي با هم رابطه خطي و معناداري دارند يعني فرض H0 رد و فرض H1 قبول مي شود که نشانگر مناسب بودن مدل رگرسيوني است و ضريب تعيين نيز برابر با 0.28 مي باشد که مي توان فهميد که از 100 درصد تغييراتي که در تسهيلات رخ مي دهد 28 درصد آن ناشي از تغييرات تعداد خودپردازها است.
فرضيه اصلي دوم: بررسي تاثير فناوري اطلاعات بر حجم تسهيلات بانکي
تا اينجا به بررسي رابطه هر يک از اجزاي فناوري اطلاعات(کارت هاي بانکي صادر شده، خودپردازها، پايانه هاي شعب و پايانه هاي فروش) با ميزان تسهيلات پرداختي به مشتريان پرداختيم. اينک در جدول 4-12 مي خواهيم اثر تمامي اجزاي فناوري اطلاعات را بر ميزان تسهيلات پرداختي به مشتريان را بررسي کنيم.
بين ميزان اجزاي فناوري اطلاعات و ميزان تسهيلات پرداختي رابطه معناداري وجود ندارد=H0
بين ميزان اجزاي فناوري اطلاعات و ميزان تسهيلات پرداختي رابطه معناداري وجود دارد H1=
جدول 4-12- تجزيه واريانس اثر تمامي اجزاي فناوري اطلاعات بر تسهيلات پرداختي

با توجه به مقدارآماره F که برابر با 31.61 مي باشد مي توان نتيجه گرفت که در سطح احتمال 1% و با اطمينان 95% تمامي اجزاي فناوري اطلاعات با ميزان تسهيلات پرداختي به مشتريان رابطه معناداري دارند و همين موجب مي شود که بتوان نتيجه گيري کرد که فرض H0 رد و فرض H1 قبول مي شود.
نتايج بدست آمده از آزمون فرضيه اول و آماره هاي بدست آمده از آزمون t به شرح جدول زير مي باشد.
جدول 4-13- آزمون متغييرهاي کنترل

شاخص تمرکز بازار (IMC) تاثير مثبت و معناداري بر ميزان تسهيلات پرداختي بانک ها دارد و اين بدان معناست که هر چه اين شاخص بيشتر باشد، تسهيلات پرداختي بانک ها نيز بيشتر خواهد شد.
شاخص اندازه بانک(Bsize) نيز تاثير مثبت و معناداري بر ميزان تسهيلات پرداختي بانک ها داشته و با افزايش اين شاخص، ميزان تسهيلات بانکي نيز افزايش خواهد يافت .
4-4-2-2- آزمون تجزيه و تحليل رگرسيون
با انجام اين آزمون مي توان فهميد که ضريب تعيين(R2) برابر است با 0.52 مي باشد که نشان مي دهد که حجم تسهيلات پرداختي با تعداد متغييرهاي مستقل خود همبستگي دارد و به اندازه 52 درصد از تغييرات متغييرهاي مستقل بر ميزان تسهيلات پرداختي بانک ها اثر مي گذارد.
4-4-3- تجزيه و تحليل فرضيه سوم
4-4-3-1- آزمون معنادار بودن رگرسيون
فرضيه سوم: بررسي تاثير استفاده از فناوري اطلاعات بر افزايش سود و کاهش زيان بانک ها
با استفاده از آزمون فرضيه سوم و فرضيات فرعي آن در تلاشيم تا بدانيم که آيا هر يک از اجزاي فناوري اطلاعات و سپس همه اجزاي فناوري اطلاعات چه تاثيري بر افزايش و يا کاهش سود و يا زيان هاي بانکي مي شوند.
فرضيه فرعي اول از فرضيه اصلي سوم: بررسي تاثير تعداد کارت ها بر حجم سود بانکي
بين تعداد کارت بانکي و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود ندارد=H0
بين تعداد کارت بانکي و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود دارد H1=
جدول4-14- تجزيه واريانس اثر تعداد کارت بانکي بر ميزان سود(زيان) بانکي

نمودار 4-10- رابطه رگرسيوني کارت بانکي و سود و زيان بانکي
با درنظر گرفتن آماره F به مقدار 3.94 مي توان متوجه شد که تعداد کارت هاي بانکي صادر شده به صورت معناداري با ميزان سود بانکي در ارتباط مي باشد. به اين معنا که فرض H0 رد و فرض H1 قبول مي شود و مشخص مي شود که مدل رگرسيوني مناسب است و از آنجايي که ضريب تعيين برابر با 0.368 مي باشد نشان مي دهد که از 100 درصد تغييرات در سود و زيان بانکي 36 درصد از آن ناشي از تغييرات تعداد کارت هاي بانکي مي باشد.
فرضيه فرعي دوم از فرضيه اصلي سوم: بررسي تاثير تعداد پايانه هاي شعب بر حجم سود بانکي
بين تعداد پايانه هاي شعب و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود ندارد=H0
بين تعداد پايانه هاي شعب و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود دارد H1=
جدول 4-15- تجزيه واريانس اثر پايانه شعب بر سود(زيان) بانکي

نمودار 4-11- رابطه رگرسيوني پايانه شعب و سود و زيان بانکي
با مد نظر قرار دادن مقدار آماره F که برابر است با 1.76 مي توان نتيجه گرفت که بين تعداد پايانه هاي شعب و سود بانکي رابطه خطي و معناداري وجود ندارد به صورتي که فرض H0 قبول و فرض H1 رد مي شود و ضريب تعيين برابر با 0.012 است که نشان دهنده اين است که از 100 درصد تغيير در سود بانکي0.012 آن به خاطر تغيير در پايانه شعب است.
فرضيه فرعي سوم از فرضيه اصلي سوم: بررسي تاثير تعداد پايانه هاي فروش بر حجم سود بانکي
بين تعداد پايانه فروش و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود ندارد=H0
بين تعداد پايانه هاي فروش و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود دارد H1=
جدول 4-16- تجزيه واريانس اثر پايانه فروش بر سود بانکي

نمودار 4-12- رابطه رگرسيوني پايانه فروش و سود و زيان بانکي
با توجه به جدول 4-16 و مقدار آمارهF به ميزان 24.64 مي توان متوجه شد که ارتباط معناداري بين تعداد پايانه فروش و سود بانکي وجود دارد که همين منجر به رد فرض H0 و قبولي فرض H1 مي شود و اين نشان دهنده مناسب بودن مدل رگرسيوني است و ضريب تعيين برابر با 0.35 است که نشان دهنده اين است که از 100 درصد تغيير در سود بانکي، 35 درصد آن به خاطر تغيير در پايانه فروش است.
فرضيه فرعي چهارم از فرضيه اصلي سوم: بررسي تاثير تعداد خودپرداز بر حجم سود بانکي
بين تعداد خودپردازها و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود ندارد=H0
بين تعداد خودپردازها و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود دارد H1=
جدول 4-17- تجزيه واريانس اثرتعداد خودپرداز بر سود بانکي

نمودار 4-13- رابطه رگرسيوني تعداد خودپرداز و سود و زيان بانکي
با توجه به مقدار آمارهF در جدول 4-17 که برابر با 6.46 مي باشد مي توان نتيجه گرفت که در سطح احتمال 1% و با اطمينان 95% ارتباط معناداري بين تعداد خودپردازها و سود بانکي وجود دارد. يعني اينکه که فرض H0 رد و فرض H1 قبول مي شود و ضريب تعيين نيز برابر با 0.34 مي باشد که نشان مي دهد که از 100 درصد تغيير در ميزان سود و زيان بانکي 34 درصد آن ناشي از تغيير در تعداد خودپردازهاست.
فرضيه اصلي سوم: تاثير فناوري اطلاعات بر سود بانکي
در جدول 4-18 با بکارگيري تجزيه واريانس به بررسي ارتباط اجزاي فناوري اطلاعات بر ميزان سود بانکي مي پردازيم تا با توجه به اين جدول متوجه شويم که آيا بين تعداد اجزاي فناوري اطلاعات و ميزان سپرده هاي مشتريان ارتباط معناداري وجود دارد يا خير؟
بين تمامي اجزاي فناوري اطلاعات و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود ندارد=H0
بين تمامي اجزاي فناوري اطلاعات و ميزان سود بانکي رابطه معناداري وجود دارد H1=

جدول 4-18- تجزيه واريانس اثراجزاي فناوري اطلاعات و سود بانکي

با توجه به مقدار آماره F موجود در جدول 4-18 که برابر است با 12.71 مي توان فهميد که تمامي اجزاي فناوري اطلاعات با ميزان سود بانکي ارتباط معناداري دارد. که اين جمله موجب رد فرض H0 و قبولي فرض H1 مي شود و جمله فوق الذکر حاکي از مناسب بودن مدل رگرسيوني است که تمامي اجزاي فناوري اطلاعات به خوبي تغييرات سود بانکي را توضيح مي دهند.
جدول 4-19- آزمون متغييرهاي کنترل

شاخص تمرکز بازار (IMC) تاثير مثبت و معناداري بر ميزان سود و زيان بانک ها دارد و اين بدان معناست که هر چه اين شاخص بيشتر باشد، سود و زيان بانک ها نيز بيشتر خواهد شد.
شاخص اندازه بانک(Bsize) نيز تاثير مثبت و معناداري بر ميزان سود و زيان بانک ها داشته و با افزايش اين شاخص، ميزان سود و زيان بانک ها نيز افزايش خواهد يافت .
4-4-3-2- آزمون تجزيه و تحليل رگرسيون
با استفاده از تجزيه و تحليل رگرسيون متوجه شديم که ضريب تعيين يا همان R2 براي بررسي رابطه بين اجزاي فناوري اطلاعات با سود بانکي برابر است با 0.41 که اين خود نشانگر اين است که اگر تمامي اجزاي فناوري اطلاعات تغيير کنند، اين تغيير به ميزان 41 درصد بر روي ميزان سود بانکي اثر مي گذارد.
4-4-4- آزمون ضريب همبستگي
جدول 4-20- آزمون ضريب همبستگي

4-5 نتيجه گيري
پس از گردآوري اطلاعات حاصل از پيمايش و تجزيه و تحليل آماري داده ها، نتايج نشان داد که هر سه فرضيه تحقيق اثبات مي شود و در هر سه فرضيه موجود در تحقيق رابطه معناداري بين متغييرهاي مستقل و وابسته وجود دارد بنابراين در اين تحقيق مشخص شد که شيوه هاي نوين ارائه خدمات بانکي که سيستم بانکي آن را ارائه کرده، منجر به بهبود عملکرد سيستم بانکي کشور شده است که همين موجبات افزايش سپرده هايي که مشتريان به بانک ها مي سپارند، افزايش تسهيلات پرداختي بانک ها به مشتريان و افزايش سود و يا کاهش زيان بانکي را فراهم کرده است. پس بانک ها نبايد به صرف استفاده از شيوه هاي نوين ارائه خدمات بانکي اکتفا کند بلکه به موازات ارائه اين خدمات به عوامل ديگري چون اتصال به ساير بانک هاي کشور، برقراري ارتباط الکترونيکي با بانک هاي خارجي براي بهبود شبکه خدمات رساني به مشتريان، رفع يا کاهش نقايص سيستم ها و… اهتمام ورزد.
از آنجا که نتايج اين مطالعه نشان داد؛ شيوه هاي نوين ارائه خدمات بانکي با توجه به شعار مشتري محوري و تلاش براي جلب رضايت آن ها، به نظر مي رسد مستلزم برنامه ريزي براي بهبود آن است. تلاش بانک ها براي استفاده از تجهيزات کارآمد، ارائه شيوه هاي نوين ارائه خدمات بانکي در طيف وسيع تري از بانک هاي سراسر کشور، بهبود زيرساخت هاي مورد نياز بانکداري الکترونيکي و توجه به خواسته ها و ترجيحات مشتريان، مي تواند در افزايش سطح عملکرد سيستم بانکي کشور مؤثر واقع گردد. با اين حال لازم است به اين واقعيت توجه داشته باشيم که نظام بانکداري در کشور ما حتي در ارائه شيوه هاي نوين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید